کد خبر: 638512
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۶
مجيد گودرزي
 تمام روندهاي ساز‌مان‌هاي نوين همانند سازمان تجارت جهاني، فدراسيون‌هاي ورزشي و ديگر ساز‌مان‌هاي جهاني براي طراحي استعماري است كه اولاً بسيار كارآمد هستند و در ثاني بسيار ظالمانه. امروز عرصه ديپلماسي و استعمار بدون ابزار اقتصادي خيال خامي است و بيش از هر زماني استفاده از ابزار‌هاي اقتصادي در بازي‌هاي بين‌المللي مورد توجه قرار مي‌گيرد. در هم تنيدگي اقتصادهاي بين‌المللي اگر يك مزيت دارد اما ابزار سلطه و تحت فشار قرار دادن ملت‌ها هم شده است و تا دير نشده بايد اجماع جهاني براي درهم شكستن تحريم‌هاي بين‌المللي ايجاد شود.

چين و روسيه زماني كه به تحريم ايران رأي مثبت مي‌دادند يادشان نبود كه اين قطعنامه‌هاي غير‌انساني دامان خودشان را هم خواهد گرفت. در نظام نوين جهاني براي تك قطبي كردن جهان تلاش فراواني مي‌شود. شاهد اين مدعا هم حمله تمام قد كشورهاي اروپايي و امريكا به منافع روسيه در كشورهايي همانند ايران، سوريه، ليبي و اوكراين است. در قضيه ليبي با كاهلي و سستي روسيه تمام منافع روسيه بر باد رفت و تقريباً در اين كشور پس از انقلاب، روسيه كمترين نقش را دارد در سوريه اما قضيه فرق مي‌كرد. روسيه در جريان بر‌اندازي نظام سوريه خيلي دير به خود آمد و با كمك شركاي راهبردي از جمله ايران(!)، چين و حزب‌الله لبنان توانست از سقوط سوريه و از دست رفتن آن جلوگيري كند اما اين شكست بايد توسط اروپايي‌ها جايي ديگر جبران شود. آنها اين بار اوكراين را هدف قرار دادند. آنها با توجه به زمينه‌هاي رفتارهاي نامناسب روسيه در اوكراين و وجود جو رواني منفي بر ضد سياست‌هاي روسيه خيلي زود با بسيج تمام امكانات به نتيجه رسيدند. اما اين هرگز نبايد به اين معنا تلقي شود كه مردم اوكراين بودند كه تجمعات گسترده راه انداختند، چراكه حضور سران و مقامات كشورهاي غربي و اروپايي از جمله خانم اشتون، مسئول سياست خارجي اروپا، نشان از دخالت گسترده خارجي‌ها در اوكراين و نقش كم‌رنگ خود مردم اوكراين در براندازي حكومت اين كشور داشت. بر اساس آمارهاي غير‌رسمي ‌بيش از80 درصد مردم اوكراين از وضعيت به‌وجود آمده و سرنگوني دولت قانوني اين كشور ناراضي هستند. اگر يادمان باشد جناب آقاي متكي وزير امور خارجه وقت ايران در زمان بحران سياسي سال 1388 از افزايش 700 درصد پروازهاي انگلستان به ايران خبر داد. اقدامي‌كه بارها و بارها در كشورهاي ديگر به اجرا درآمده است. اما نجابت و فهم ايرانيان، از تبديل شدن ايران به كشوري همانند مصر جلوگيري كرد. ديدارهاي اخير مسئول سياست خارجي اروپا با برخي افراد نشان داد كه آنها هنوز هم به ايجاد آشوب و اغتشاش در ايران اميدوارند و اين بار سعي خواهند كرد نيروهاي خود را به مرور وارد ايران كنند.

حال اين سؤال مطرح مي‌شود كه اگر ايران، سوريه و اوكراين را كه متحدين اصلي روسيه هستند، از اين كشور جدا كنند، روسيه چگونه در عرصه سياست بين‌الملل اهداف خود را به پيش خواهد برد؟ و سؤال مهم‌تر آنكه چرا چين به قطعنامه ضد‌روسي رأي ممتنع مي‌دهد؟ آيا آنها فكر مي‌كنند كه بعد از روسيه نوبت مقابله با منافع چين در سطح جهاني نيست؟

استفاده عجولانه از سياست تحريم و حمايت نابخردانه برخي كشورها از جمله روسيه و چين سياست تحريم را به پيش برده است و به ابزاري قوي مبدل كرده است. اما آيا غرب مي‌تواند روسيه را تحريم كند؟ آيا اروپا مي‌تواند تاوان تحريم روسيه را كه حتماً باعث كاهش صادرات نفت و گاز اين كشور خواهد شد، بپردازد؟ آن هم در شرايطي كه ركود جهاني بهبودي نداشته و با اين اقدام يقيناً وضعيت اقتصادي كشورهاي حوزه يورو باز هم بدتر خواهد شد. اروپايي‌ها و خصوصاً فرانسوي‌ها يك بار در قضيه تحريم ايران تاوان تبعيت از سياست‌هاي امريكا را پرداختند و معلوم نيست چرا درس عبرت نگرفتند. امريكا با اين اقدام، هم به مرزهاي روسيه نزديك‌تر مي‌شود و مي‌تواند روسيه را تحت فشار قرار دهد و هم رابطه اقتصادي اروپا و روسيه را بر هم مي‌زند و با اين اقدام و حمايت كوركورانه اروپايي‌ها از سياست‌هاي امريكا، اقتصاد اين حوزه بار ديگر دستخوش نابساماني مي‌شود. اين برنامه امريكا بسيار جسورانه و بسيار حساب شده است و تاوان پيشبرد سياست‌هاي امريكا را اروپا مي‌پردازد اما اقدامات چين و اروپا كاملاً نابخردانه و غير‌منطقي است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار