«. . . و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن ميديدم ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلاً خودداري ميكنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور- كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم- با قبول قطعنامه و آتشبس موافقت نمودم و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام ميدانم و خدا ميداند كه اگر نبود انگيزهاي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نميبودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود.
من در اينجا از همه فرزندان عزيزم در جبهههاي آتش و خون كه از اول جنگ تا امروز به نحوي در ارتباط با جنگ تلاش و كوشش نمودهاند، تشكر و قدرداني ميكنم و همه ملت ايران را به هوشياري و صبر و مقاومت دعوت ميكنم. در آينده ممكن است افرادي آگاهانه يا از روي ناآگاهي در ميان مردم اين مسئله را مطرح نمايند كه ثمره خونها و شهادتها و ايثارها چه شد. اينها يقيناً از عوالم غيب و از فلسفه شهادت بيخبرند و نميدانند كسي كه فقط براي رضاي خدا به جهاد رفته است و سر در طبق اخلاص و بندگي نهاده است، حوادث زمان به جاودانگي و بقا و جايگاه رفيع آن لطمهاي وارد نميسازد و ما براي درك كامل ارزش و راه شهيدانمان فاصله طولاني را بايد بپيماييم و در گذر زمان و تاريخ انقلاب و آيندگان آن را جستوجو نماييم. مسلم خون شهيدان، انقلاب و اسلام را بيمه كرده است. خون شهيدان براي ابد درس مقاومت به جهانيان داده است و خدا ميداند كه راه و رسم شهادت كور شدني نيست و اين ملتها و آيندگان هستند كه به راه شهيدان اقتدا خواهند نمود و همين تربت پاك شهيدان است كه تا قيامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان كه با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان كه در اين قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهايي كه اين گوهرها را در دامن خود پروراندند!
خداوندا! اين دفتر و كتاب شهادت را همچنان به روي مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مكن. خداوندا! كشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نيازمند به مشعل شهادت؛ تو خود اين چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانوادههاي معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز ماندهام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيدهام و در برابر عظمت و فداكاري اين ملت بزرگ احساس شرمساري ميكنم و بدا به حال آناني كه در اين قافله نبودند! بدا به حال آنهايي كه از كنار اين معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظيم الهي تا به حال ساكت و بيتفاوت يا انتقادكننده و پرخاشگر گذشتند!
آري، ديروز روز امتحان الهي بود كه گذشت و فردا امتحان ديگري است كه پيش ميآيد و همه ما نيز روز محاسبه بزرگتري را در پيش رو داريم. آنهايي كه در اين چند سال مبارزه و جنگ به هر دليلي از اداي اين تكليف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و ديگران را از آتش حادثه دور كردهاند مطمئن باشند كه از معامله با خدا طفره رفتهاند و خسارت و زيان و ضرر بزرگي كردهاند كه حسرت آن را در روز واپسين و در محاسبه حق خواهند كشيد كه من مجدداً به همه مردم و مسئولان عرض ميكنم كه حساب اينگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند اين مدعيان بيهنر امروز و قاعدين كوتهنظر ديروز به صحنهها برگردند.
من در ميان شما باشم يا نباشم به همه شما وصيت و سفارش ميكنم كه نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. اكيداً به ملت عزيز ايران سفارش ميكنم كه هوشيار و مراقب باشيد، قبول قطعنامه از طرف جمهوري اسلامي ايران به معناي حل مسئله جنگ نيست. با اعلام اين تصميم، حربه تبليغات جهانخواران عليه ما كند شده است؛ ولي دورنماي حوادث را نميتوان به طور قطع و جدي پيشبيني نمود و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانهجوييها به همان شيوههاي تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما بايد براي دفع تجاوز احتمالي دشمن آماده و مهيا باشيم و ملت ما هم نبايد فعلاً مسئله را تمام شده بداند. البته ما رسماً اعلام ميكنيم كه هدف ما تاكتيك جديد در ادامه جنگ نيست. چه بسا دشمنان بخواهند با همين بهانهها حملات خود را دنبال كنند. نيروهاي نظامي ما هرگز نبايد از كيد و مكر دشمنان غافل بمانند. در هر شرايطي بايد بنيه دفاعي كشور در بهترين وضعيت باشد. مردم ما كه در طول سالهاي جنگ و مبارزه ابعاد كينه و قساوت و عداوت دشمنان خدا و خود را لمس كردهاند، بايد خطر تهاجم جهانخواران در شيوهها و شكلهاي مختلف را جديتر بدانند و فعلاً چون گذشته تمامي نظاميان، اعم از ارتش و سپاه و بسيج در جبههها براي دفاع در برابر شيطنت استكبار و عراق به مأموريتهاي خود ادامه دهند. در صورتي كه اين مرحله از حادثه انقلاب را با همان شكل خاص و مقررات مربوط به خود پشت سر گذارديم براي بعد از آن و سازندگي كشور و سياست كل نظام و انقلاب تذكراتي دارم كه در وقت مناسب خواهم گفت. ولي در مقطع كنوني به طور جد از همه گويندگان و دستاندركاران و مسئولان كشور و مديران رسانهها و مطبوعات ميخواهم كه خود را از معركهها و معركه آفرينيها دور كنند؛ و مواظب باشند كه ناخودآگاه آلت دست افكار و انديشههاي تند نگردند و با سعهصدر در كنار يكديگر مترصد اوضاع دشمنان باشند.
در اين روزها ممكن است بسياري از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها كنند. هر چند اين مسئله به خودي خود يك ارزش بسيار زيباست، اما اكنون وقت پرداختن به آن نيست. چه بسا آنهايي كه تا ديروز در برابر اين نظام جبههگيري كرده بودند و فقط به خاطر سقوط نظام و حكومت جمهوري اسلامي ايران از صلح و صلح طلبي به ظاهر دم ميزدند، امروز نيز با همان هدف، سخنان فريبنده ديگري را مطرح نمايند و جيرهخواران استكبار، همانها كه تا ديروز در زير نقاب دروغين صلح، خنجرشان را از پشت به قلب ملت فرو كرده بودند، امروز طرفدار جنگ شوند و مليگراهاي بيفرهنگ براي از بين بردن خون شهداي عزيز و نابودي عزت و افتخار مردم، تبليغات مسموم خويش را آغاز نمايند كه انشاءالله ملت عزيز ما با بصيرت و هوشياري جواب همه فتنهها را خواهد داد.
من باز ميگويم كه قبول اين مسئله براي من از زهر كشندهتر است ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم و نكتهاي كه تذكر آن لازم است، اين است كه در قبول اين قطعنامه فقط مسئولان كشور ايران به اتكاي خود تصميم گرفتهاند و كسي و كشوري در اين امر مداخله نداشته است.
مردم عزيز و شريف ايران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خويش ميدانم و شما ميدانيد كه من به شما عشق ميورزم و شما را ميشناسم، شما هم مرا ميشناسيد. در شرايط كنوني آنچه موجب امر شد، تكليف الهيام بود. شما ميدانيد كه من با شما پيمان بسته بودم كه تا آخرين قطره خون و آخرين نفس بجنگم اما تصميم امروز فقط براي تشخيص مصلحت بود و تنها به اميد رحمت و رضاي او از هر آنچه گفتم گذشتم و اگر آبرويي داشتهام با خدا معامله كردهام. عزيزانم، شما ميدانيد تلاش كردهام كه راحتي خود را بر رضايت حق و راحتي شما مقدم ندارم. خداوندا! تو ميداني كه ما سر سازش با كفر را نداريم.
خداوندا! تو ميداني كه استكبار و امريكاي جهانخوار گلهاي باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا! در جهان ظلم و ستم و بيداد، همه تكيهگاه ما تويي و ما تنهاي تنهاييم و غير از تو كسي را نميشناسيم و غير از تو نخواستهايم كه كسي را بشناسيم. ما را ياري كن كه تو بهترين ياريكنندگاني. خداوندا، تلخي اين روزها را به شيريني فرج حضرت بقيه الله - ارواحنا لتراب مقدمه الفداه- و رسيدن به خودت جبران فرما.
فرزندان انقلابيام! اي كساني كه لحظهاي حاضر نيستيد از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد كه لحظهلحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما ميگذرد. ميدانم كه به شما سخت ميگذرد ولي مگر به پدر پير شما سخت نميگذرد؟ ميدانم كه شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست مگر براي اين خادمتان اينگونه نيست؟ ولي تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابيتان را در سينهها نگه داريد؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد و بدانيد كه پيروزي از آن شماست و تأكيد ميكنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولان مورد اعتماد من ميباشند. آنها را از اين تصميمي كه گرفتهاند، شماتت نكنيد كه براي آنان نيز چنين پيشنهادي سخت و ناگوار بوده است كه انشاءالله خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضايت خود فرمايد.»