کد خبر: 638441
تاریخ انتشار: ۲۵ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۱
بررسي معايب و محاسن ازدواج سنتي و مدرن در مقايسه با يكديگر
همه دردسرها از وقتي شروع شد كه خواستگار بعد از شش سال رفت و آمد و چندين بار شركت كردن در مراسم خواستگاري كاملاً اتفاقي و شوكه‌كننده به خانواده دختر پيغام داد كه «منصرف شدم و نميتونم به چنين ازدواجي رضايت بدم!».
زينب شكوهي طرقي

همه به تب و تاب افتادند كه اين دفعه ديگر براي چه اينطور شد؟ شش سال خواستگاري كردن و هر بار پيغام انصراف دادن از طرف داماد چه دليل محكمي مي‌تواند داشته باشد ؟ ‌اصلاً دليل منطقي براي اين نوع رفتار وجود دارد؟

پيغام و پسغام دادن‌ها باز هم از سر گرفته شد. داماد گفت منصرف شده‌ام و خانواده عروس هم پيغام دادن كه «مگه دعوت نامه فرستاده بوديم؟! شش سال است دخترمان را مسخره خودتان كرده‌ايد؟». هر روز سؤال‌ها و زمزمه‌ها بين دوست و فاميل بيشتر مي‌شد كه اين دفعه ديگر چرا داماد جا زده است هرچه باشد داماد استاد دانشگاه است و درك بيشتري دارد!

بالاخره يكي از بزرگ‌ترها پيشقدم شد تا ماجرا را فيصله بدهد. قرار شد اول زنگ بزند و دليل اين همه بي‌ثباتي داماد را بپرسد و دوم تكليف اين ماجراي خواستگاري شش ساله را يكسره كند.

همه منتظر بودند تا از زبان داماد يك دليل عجيب و غيرمنتظره بشنوند تا اينكه برخلاف تصور ما داماد سخنش را با اعتراض شروع كرد و گفت:«شش سال كه سهل است اگر با همين رويه قرار باشد ازدواج كنم من تا 10 سال ديگر هم به نتيجه قطعي نمي‌رسم! من از شمالي‌ترين نقطه تهران مي‌كوبم مي‌آيم جنوبي‌ترين نقطه شهر تا از دختري كه شش سال پيش دانشجويم بوده خواستگاري كنم و با او در مورد زندگي آينده حرف بزنم اما آشنايي ما به همين پذيرايي كردن و دور نشستن عروس ختم مي‌شود. اصلا مگر كسي تا امروز توانسته از روي چايي آوردن بشناسد كه من دومي‌اش باشم؟! من سر كلاس دانشگاه كه فقط بحث درس بود با عروس خانم راحت‌تر صحبت مي‌كردم تا در مجلس خواستگاري كه حرف يك عمر زندگي است! اصلاً من آدم ازدواج سنتي نيستم حالا اگر 10 بار ديگر هم بيايم تا وقتي كه همينطور رسمي و خشك برخورد كنيد من با وجود علاقه‌ام از اين ازدواج فرار مي‌كنم».

سرتان را درد نياورم بعد از مدت‌ها جر و بحث تازه به اين نتيجه رسيديم كه‌ اي بابا داماد حق دارد مگر در چند دقيقه خواستگاري سنتي چقدر مي‌تواند عروس را بشناسد؟ از طرفي خانواده‌هاي دو طرف خانواده‌هاي معتقد و پايبند به سنت‌ها بودند كه به شدت بر نقش و حضور خانواده‌ها پيش از آشنايي دو طرف تأكيد مي‌كردند.

اين اتفاق كم و بيش در جامعه و بين خانواده‌هاي ايراني امروزي شايع شده است. خانواده‌هايي كه از طرفي به سنت‌ها پايبند هستند و از طرفي فرزندان جواني دارند كه دوست دارند مدرن ازدواج كنند. رسيدن به پاسخ همه اين سؤالات وادارم كرد كه سراغ يك پژوهشگر در زمينه ازدواج بروم؛ دكتر مهناز محقي، آسيب‌شناس اجتماعي و استاد دانشگاه؛ كسي كه مدت‌هاست روي مزايا و معايب ازدواج سنتي و مدرن تحقيق كرده است.

دكتر مهناز محقي مي‌گويد: اگرچه چند سالي است كه رفتارها و تقليدهاي به اصطلاح مدرنيته در بين مردم ايران رسوخ پيدا كرده است اما آنچه طبيعي و مشهود است اينكه هميشه رفتارهاي نشئت گرفته از سنت پررنگ‌تر و قوي‌تر از مدرنيته بوده است. نمونه مبرهن اين مسئله در قضيه ازدواج كاملاً قابل لمس و ديدني است.

حتي با وجود روي كارآمدن چند نسل پشت سر هم با سلايق و معيارهاي متفاوت اما باز هم اكثر مردم جامعه ما ازدواج سنتي را بهتر از ازدواج مدرن مي‌شناسند. هنوز خواسته يا ناخواسته بعضي از رسم و رسوم ازدواج سنتي در نزديك‌ترين ازدواج‌ها ديده مي‌شود. هنوز هم رسانه‌هاي شنيداري، ديداري، مكتوب و مجازي تلاش مي‌كنند كه ازدواج سنتي را سبكي از ازدواج با كمترين ريسك‌پذيري و آسيب معرفي كنند.

شايد بد نباشد براي يكبار هم كه شده به اين سؤال ذهني‌مان كه «واقعاً مزيت‌هاي ازدواج سنتي در مقايسه با ازدواج مدرن چيست؟» پاسخي معقول، منطقي و مشهود بدهيم چراكه بايد بپذيريم هر سال نسل جديدي وارد مرحله حساس ازدواج مي‌شوند كه از ما اين سؤال را مي‌پرسند و انتظار دارند جوابي مناسب دريافت كنند. پس اين فرصت غنيمتي است براي يك مقايسه عقلاني بين سبك مدرن و سنتي ازدواج.

خاطرم هست يكي از دانشجويانم در مقايسه بين اين دو نوع سبك ازدواج با مزاح گفت قديم خانواده‌ها مي‌رفتند دختري را مي‌پسنديدند و در مرحله دوم اين خانواده‌ها بودند كه دو جوان را به هم معرفي مي‌كردند اما امروز زمانه طوري عوض شده كه دو نفر از قبل با هم آشنا هستند و صرفاً جلسه‌اي ترتيب مي‌دهند تا خانواده‌ها با هم آشنا شوند و به قولي مي‌گويند «مامان؛ بابا اين فلاني است همسر آينده من!»به همين راحتي!

همه اين‌ها را گفتم تا به اولين تفاوت‌هاي آشكار در اين دو نوع سبك ازدواج برسم؛ «حضور و مشاركت اساسي خانواده‌ها».

اگر يك نگاه اجمالي و سرسري هم به وصلت‌هاي دور و بري‌هايتان در يك يا دو نسل قبل بيندازيد متوجه مي‌شويد كه تا همين چندسال پيش معمول بود كه دو طرف از يك فاميل با هم وصلت مي‌كردند مثلاً خواهرزاده‌ها، برادرزاده‌ها يا حتي فاميل‌هاي درجه دو. يكي از دلايل عيني‌ام براي اثبات نقش پررنگ خانواده‌ها در ازدواج سنتي بالابودن ميزان ازدواج‌هاي درون‌فاميلي در دهه‌هاي گذشته است.

در سبك ازدواج سنتي مرسوم بود در خانواده‌ها كه معمولاً مادر پيشقراول بود واسطه بودند براي معرفي و بيان ويژگي‌هاي مهم خواستگارها به دختر. بعد از معارفه اين دختر بود كه بايد همسر آينده خود را از بين خواستگاران انتخاب مي‌كرد و رضايتش را براي تدارك مراسم خواستگاري ابراز مي‌كرد.

البته ناگفته نماند كه در اكثر موارد پاي يك واسطه هميشگي مثل فاميل، همسايه، دوست يا آشنا در ميان بود كه حامل پيغام‌ها و پاسخ‌ها از خانواده‌اي به خانواده ديگر بود.

در زمينه حضور خانواده‌ها در ازدواج مدرن بايد بگويم كه اگر هم شكل سنتي خواستگاري رفتن و پسنديدن و پسنديده شدن وجود داشته باشد صرفاً نوعي تشريفات و به قولي احترام گذاشتن به نظر بزرگ‌ترهاست.

در ازدواج مدرن دختر و پسر قبل از مراسم تشريفاتي خواستگاري همديگر را ديده‌اند، حرف‌هاي خودشان را به هم زده‌اند و با ترتيب دادن مراسم خواستگاري فقط مي‌خواهند به اين آشنايي شكل رسمي بدهند. براي همين است كه از مهم‌ترين تفاوت‌هاي ميان دو نوع سبك ازدواج حضور پررنگ و ابتدايي خانواده‌هاست. نبايد فراموش كرد كه عشق رمانتيك پيش از ازدواج در ازدواج سنتي بسيار كم اما اين نوع علاقه در ازدواج مدرن خيلي پررنگ است.

فراموش نكنيد كه بخش زيادي از آشنايي‌هاي پيش از ازدواج مدرن با ورود و استفاده از وسايل ارتباطات جمعي در بين جوان‌ها ايجاد شده است. در ازدواج مدرن وسايل ارتباطي نوظهور مثل اينترنت توانسته نوع جديدي از رابطه پيش از ازدواج را تعريف كند و رسانه‌هاي جمعي هم توقعات مدرن از سبك زندگي و ازدواج را ترويج مي‌دهند. طبيعي است جوان به عنوان قشر تأثيرپذير جامعه جزو اولين پيروان اين سبك ازدواج جديد هستند.

بايد قبول كنيم تجمل، اسراف و زياده‌خواهي در هيچ كدام از آداب و رسوم سنتي و ديني ما از گذشته تا به امروز جايي نداشته است شايد به همين دليل است كه مي‌گويند « ازدواج سنتي با توقعات سنتي». در قديم و در ازدواج‌هاي سنتي خواسته‌هاي يك دختر و پسر از ازدواج اين بوده كه دختر از خانه پدر به خانه شوهر برود و كارهاي خانه شوهر و بچه‌ها را انجام دهد و در مقابل مرد نان‌آور خانه باشد و خودش را به كارهاي بيرون از خانه مشغول كند.

مراسم‌هاي ازدواج ساده، هزينه‌هاي اندك، جهيزيه كم هزينه و در آخر خانه‌اي نقلي و كوچك تمام خواسته‌هاي يك زوج سنتي در قديم بود در حالي كه امروز فقط هزينه يك شب مراسم عقد سربه فلك مي‌گذارد چه رسد به شب عروسي و جهيزيه خريدن!

قديم‌ترها انتظار داشتند كه دو طرف تا آخر عمر به هم وفادار بمانند و در آخر با هم دوران پيري را تجربه كنند.

ناگفته نماند بسياري از خانواده‌هاي سنتي تصور مي‌كردند كه مشكلات روزهاي اول ازدواج زوجين با بچه‌دار شدن حل مي‌شود و به همين خاطر بود كه نسخه «بچه‌دار شدن» يك نسخه قديمي فراگير و به اصطلاح پاگير كردن زندگي تازه عروس و دامادها بود.

خوب يا بد؛ هدف‌ها در ازدواج مدرن تغيير پيدا كرده است. ازدواج‌هاي سنتي حول خانواده و «ما» مي‌چرخيد در حالي كه در ازدواج‌هاي مدرن ما كنار رفته و جايش را به «من»‌ها داده است و دقيقاً به همين دليل است كه دو طرف كمتر تغيير مي‌كنند و اشتباهاتشان را مي‌پذيرند چون بر حفظ من بسيار پافشاري مي‌كنند.

قديم‌ترها در ميان مردم خانواده هاي دخترداري كه چند خواستگار را رد مي‌كردند وجهه خوبي نداشتند و حتي دخترها تلاش مي‌كردند در همان يكي دو نوبت خواستگاري براي فرار از حرف و حديث‌ها تصميم خودشان را بگيرند. به همين دليل است كه من معتقدم در ازدواج سنتي زن نقش سنتي خودش را حفظ مي‌كند و مرد نقش خودش را. اما آنچه امروز شاهد آن هستيم اين است كه معاشرت‌هاي عادي و رفت و آمدها در بين قشر كارمند و دانشجو باعث شده كه ارزش‌هاي سنتي از اهميت كمتري برخوردار باشند و در مقابل ارزش‌هاي فردي درجه اهميت بالاتري بگيرند.

دقيقاً به همين دلايل است كه جوان‌ها چه دختر و چه پسر نه تنها آزادانه حق انتخاب دارند بلكه مردها مي‌توانند براي چندين بار به خواستگاري بروند و دخترها هم مي‌توانند تا رسيدن به يك اطمينان و شناخت كامل خواستگارها را هرچقدر هم كه زياد باشند رد كنند. البته بايد اعتراف كرد كه اين نوع آزادي انتخاب و آزادي رفتار يكي از دلايل مهم بالارفتن سن ازدواج به شمار مي‌رود و موجب افزايش تجرد مردها و زن‌ها شده است.

شايد اساسي‌ترين چيزي كه در زندگي مدرن عوض شده است نقش خانم‌ها در زندگي مشترك است. در زندگي مدرن خانم‌ها تحصيلكرده‌تر هستند، شغلي بيرون از خانه دارند، علايق خودشان را دنبال مي‌كنند همين تغيير نقش زنان باعث شده است كه اولاً سن ازدواج در خانم‌ها بالاتر برود و هم خيلي از تغييرات بعد از ازدواج را رقم بزند.

مردها پذيرفته‌اند كه چرخ زندگي با كاركردن يك نفر نمي‌چرخد پس زن بايد كمك خرج خانه باشد اما يك زن كارمند خسته توانايي رتق و فتق تمام امور خانه را ندارد. اينجاست كه مردها از نقش و كالبد سنتي‌شان بيرون مي‌آيند و به يكباره در نقشي مدرن و همپاي خانم خانه فرو مي‌روند و اين از آسيب‌هاي ازدواج مدرن است.

من معتقدم به رغم تغيير سبك ازدواج سنتي به مدرن كه امري كاملاً طبيعي است بسياري از نقش‌ها آنقدر حساس و حياتي هستند كه نه تنها هيچ قشري در حال و آينده نمي‌تواند آنها را از مقوله ازدواج حذف كند بلكه نياز داشتن به اين نقش‌ها آنها را وادار به تغيير مي‌كند.

نمونه آشكار اين موضوع حضور بزرگ‌ترها و به اصطلاح ريش‌سفيدها در مقوله ازدواج بود كه امروز و در يك ازدواج مدرن متخصصان يا مشاوران خانواده مسئوليت آنها را برعهده گرفته‌اند و به حل مشكلات و ايجاد شناخت در بين زوجين مي‌پردازند.

فراموش نكنيد جامعه ما نه هنوز كاملاً مدرن شده و نه كاملاً از سنت‌ها دست برداشته ما در حال حاضر نسل در آستانه ازدواجي را در كشورمان داريم كه بين انتخاب ازدواج سنتي و مدرن مانده‌اند و تنها راه حل اين است كه ما معايب ازدواج سنتي را حذف و به خوبي‌هاي ازدواج مدرن اضافه كنيم تا بتوانيم همراه با نسل جديد حركت كنيم. از سويي فراموش نكنيم ازدواج مدرن نيز معايب و كاستي‌‌هايي دارد كه با بهره‌گيري از محاسن ازدواج سنتي بايد آن را ترميم و تعديل كرد. ازدواج مدرن اگر از الگوهاي ايراني اسلامي بهره‌ نگيرد پاياني جز طلاق و جدايي نخواهد داشت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها