اسفندماه هر سال خيابان و كوچه و گذر حال و هواي ديگري به خود ميگيرد. منظور فارغ از حال و هوايي است كه بهار قبل از آمدنش به شهر و روستاها ميفرستد، بلكه نونوار شدن و رنگ به رنگ شدن شهرها و روستا منظور نظر است. اين اتفاق به واسطه اهميتي است كه نوروز ما ايرانيان دارد و همچنين طبق آموزههاي آبا و اجداديمان كه همواره توصيه كردهاند پاك و پاكيزه به استقبال بهار برويم، نهادهاي متولي مديريت شهري به ويژه شهرداريها هر ساله با پشت سر گذاشتن روزهاي اوليه اسفندماه، دست به كار ميشوند و با صرف هزينههايي هنگفت به رنگ كردن جدولها و تيرهاي چراغ برق، خطكشي خيابانها، شستن و روفتن و جمعآوري گرد و خاك و سنگ و نخاله و اقداماتي از اين دست ميپردازند. اين قصه در تفرجگاههاي وحشي و طبيعي اطراف و اكناف شهرها هم بنا به اقتضاي موضوع، هر ساله تكرار و هزينههايي از بيتالمال صرف اين اقدامات ميشود تا به اين جاي كار چنين اقداماتي فينفسه شايسته تقديرند.
اما جاي تأسف دارد كه با گذشت تنها دو هفته از آغاز سال نو و با پشت سر گذاشتن سيزدهم فروردين، چرك و سياهي مضاعفي چهره شهرها، روستاها، تفرجگاهها و طبيعت را ميپوشاند. به بيان ديگر اينگونه مينمايد كه ميزباني به حرمت مهمان خود را زينت كرده و منتظر آمدن مهمان باشد، اما مهمان پس از آنكه حسابي پذيرايي شود، تمام زندگي ميزبان و چهره آراسته و لباسهاي زينتشده او را مخدوش و چرك كند. اين مثال، حكايتي است واقعي از رفتار ناشايست با طبيعت و محيط زندگيمان. چرا كه با گذشت تعطيلات نوروزي، جاي جاي شهر و روستا و طبيعت مملو از زباله به ويژه پلاستيكهايي ميشود كه قاتلان رديف اول حيات وحش ميباشند.
با اين اوصاف بخشي از اين معضل به قصور هموطنانمان بر ميگردد كه به هر علتي از وظيفه خود در قبال طبيعت و جامعه شانه خالي ميكنند. اما بايد اذعان كرد كه قصور اصلي در اين رابطه را نهادهايي كه در اداره شهرها و روستاها نقش اساسي دارند ايفا ميكنند؛ چرا كه هر سال اين سناريو سياه و ناشايسته و نابايسته تكرار ميشود و در كمال تعجب ميبينيم هر سال هم در مقايسه با سالهاي قبل اجراي اين سناريو با قدرت تخريب بيشتر طبيعت و جامعه رقم ميخورد و به همان ميزان نقش نهادها و متوليان امر در اين زمينه كمرنگتر و خنثيتر ميشود.
با اين احوال اين سؤال مطرح ميشود كه نهادهايي مانند شهرداريها، سازمان حفاظت محيطزيست، سازمان جنگلها و منابع طبيعي و سازمان هلال احمر به عنوان متوليان همسو چه كار خاصي به جز تعيين و برپايي ستادهاي اسكان در مدارس در اين رابطه انجام ميدهند؟
چرا چنين تركيبي نميتواند برنامهاي را در اين رابطه پي بگيرد كه با همپوشاني و همكاري با هم ضمن مهماننوازي و انجام وظيفه در قبال مهمانان نوروزي خود، مراقب باشند كه كمترين آسيب به محيطزيست شهري و محيطزيست طبيعي وارد آيد. اين در حالي است كه متوليان امر پس از ايام تعطيلات نوروز هر يك گزارشهاي مفصلي از عملكرد خود به مردم ارائه ميدهند كه اين آمار و گزارشها به هيچ عنوان با واقعيت موجود همخواني ندارد. مورد بعدي اين است كه چرا شهرداريها و سازمان حفاظت محيطزيست از ظرفيت تشكلهاي مردم نهاد يا سازمان هلالاحمر براي كمك به مهمانان نوروزي و حراست از محيطزيست بهره نميگيرند؟
با اين همه، همانطور كه مسئولان سازمانهايي چون سازمان حفاظت محيطزيست همواره از ضعف قانون و عدم اعطاي اختيار در برخورد با متمردان و متجاوزان به طبيعت گلايه كردهاند كه خوشبختانه زماني بالغ بر دو ماه است كه سازمان حفاظت محيطزيست حكم قضايي براي برخورد با متمردان و متجاوزان در حوزه محيط زيست شهري دريافت نموده است، با اين اوصاف بايد نشست و ديد كه اين سازمان نوروز 93 و تعطيلات اين ايام را چگونه مديريت خواهد كرد.