سخنان سراسر افراطي، بيمبنا، توهينآميز و دشمنشادكن سعيدرضوي فقيه، در جمع اصلاحطلبان همدان در شرايط كنوني، چه نسبتي با دولت اعتدال دارد؟ به طور قطع شرايط سياسي پس از انتخابات 24 خرداد سال جاري، اجازه داد تا اصلاحطلبان در چندين استان نسبت به برپايي همايشهاي استاني با حضور فعالان جبهه خود اقدام نموده و براي همايش استان همدان، رضوي فقيه از سوي مركزيت انتخاب شود. اصلاحطلبان، رضوي فقيه، اين عنصر افراطي خود را راهي همدان ساختند، تا با همان رويكرد آغاجري در دوره اصلاحات، به طرح مطالب جنجالي و ساختارشكن بپردازد. در اين نوشتار، هدف پرداختن به ياوهگوييهاي اين عنصر افراطي فعال در فتنه 88 نيست، هرچند مطالبي كه گفته و به گمان خود و مخاطبين از استحكام برخوردار است، سطر به سطر آن جواب منطقي دارد. در اين نوشتار سخن بر سر چگونگي مواجهه دولت اعتدال و هوادارانش با اين حركت كاملاً افراطي است. دولت يازدهم با شعار اعتدال بر سر كار آمد و افراط و تفريط را كه همواره محكوم بوده، محكوم ساخت. اين دولت، افراطگرايي و حركت برخلاف مسير ملت، مقابله با نهادهاي رسمي و چارچوبهاي قانوني را خطرناكترين تهديد عليه پيشرفت، ثبات و آرامش جامعه دانسته و خود را متعهد به پيادهسازي خط اعتدال در كشور كرده است.
اكنون كه يك جريان افراطي، شهر همدان را براي شروع حركت افراطي جديد خود انتخاب كرده و سخنان آن عنصر فرومايه از اين امر حكايت دارد، دولت اعتدال براي خفه كردن اين نوع افراطگرايي اعتدالشكن و بر هم زننده ثبات و آرامش كشور، چه تمهيداتي دارد؟ البته بعيد است انسان منصفي كه دم از اعتدال ميزند پيدا شود و آن نشست و سخنان را ملاحظه كند و مهر تأييد بر افراطي بودن و ساختارشكن بودنش نزند.
اگر چنين است، بايد گفت، هنگامه آزمون براي سنجش ميزان صداقت و صلابت، شعاردهندگان اعتدال فرارسيده است،مگر نه اين است كه طرفداران اعتدال، از افراطيون برائت جسته و آنان را براي كشور خطرساز معرفي كردهاند. حال اين شما و آن هم آدرس افراطيون كه در همدان از طرح و برنامه افراطي خود رونمايي كردند. اين يك اشتباه راهبردي خواهد بود كه گمان شود اين اظهارات ضدانقلابي، ضداسلام و ضدقانوني و ضداعتدال،تماماً سخنان يك فرد باشد.
اين سخنان، سخنان و ديدگاه همان جريان افراطي است كه غائله 18 تير 78 را به وجود آورد. اين سخنان، ديدگاه همان جرياني است كه در سال 1379 به برلين رفت و به غرب براي ايجاد تغييرات بنيادين در ايران خود را متعهد ساخت. اين سخنان، ديدگاه همان جرياني است كه به زعم خود در فاصله 76 تا 84 تحت عنوان اصلاحات به دنبال براندازي قانوني! يا براندازي خاموش بود و بر همين اساس، اصلاحاتش در ميان مردم به اصلاحات امريكايي معروف شد و اين سخنان، ديدگاه همان جرياني است كه به دليل ناكامي در پيشبرد مقاصدش در دوره اصلاحات (76 تا 84)، براي بازگشت به قدرت از الگوي كودتاهاي مخملين سرمشق گرفت و در يك همراهي كاملاً آشكار و در لايههايي پنهان، با غرب و تمامي جريانهاي ضدانقلاب و معاند، فتنه 88 را به وجود آورد. آيا فعال شدن اين جريان در جامعه، اجازه ميدهد تا دولت اعتدال براي پيشبرد كشور و حل مشكلات مردمي كه با هزاران اميد آن را شكل دادهاند، موفق شود. به طور قطع عمده خسارت ناشي از پا گرفتن اين افراطيون بدسابقه،متوجه دولت كنوني خواهد بود.
اگر اينچنين است كه هست،انتظار ميرود كه رئيسجمهور محترم و ديگر شخصيتهاي معتدل در جبهه اصلاحات و همراه با دولت، با اتخاذ مواضع صريح و قاطع، اين حركت افراطي را محكوم كرده و دستگاههاي قانوني و به ويژه قوه قضائيه را در برخورد با افراطيون ساختارشكن كه نظم داخلي و امنيت ملي كشور را نشانه رفتهاند، ياري رسانند. دولت كنوني با شعار اعتدال، به دنبال رفع حصر موسوي و كروبي با گمان پيدايش نوعي سوءتفاهم در سال 88 بود، لكن تحليل محتواي سخنران همايش اصلاحطلبان در همدان به عنوان نماينده طيف افراطي اصلاحطلبان، اين گمانه را به كلي باطل ميسازد.