کد خبر: 637401
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۲ - ۲۲:۵۰
اولاد آدم
ابوي مي‌گويد: مشكل حل شد! اسامي‌ بانك‌هاي توزيع كننده اسكناس نو براي شب عيد اعلام شد. برويم تا صف تشكيل نشده و اسكناس‌هاي نو تمام نشده چند گوني بگيريم و بياوريم در خانه انبار كنيم تا بر و بچ كه مي‌آيند دست خالي بر نگردند. مخصوصاً كه ديگر اين پول‌ها پشتوانه دارند.
مي‌گويم: موشه به لانه‌اش نمي‌رفت، جارو رو هم به دمش بستند كه بفرما، با اسكناس نو برو. آخر پدر من مگر مفتكي است؟ مگر عيد كسي خانه كسي مي‌رود كه پول عيدي بدهيم. مگر بانك براي اين كارهاست. بانك براي آن كارهاست. ببين هنوز از محاكمه خاوري خبري نشده! ببين بابك زنجاني باز شده (ب. ز)، آدم فكر مي‌كند بُز است!. . . در خارج مگر اينطوري است؟
ابوي مي‌گويد: ديگر مشكل حل شد! وزير كار مي‌گويد در آينده داشتن يك شغل در خانواده كفايت نمي‌كند و بايد دو نفر كار كنند.
مي‌گويم: چرا وزير مملكت بايد زاغ سياه خانواده‌ها را چوب بزند. خوبيت ندارد. در خارج مگر اينطوري است؟مگر شما يك نفره كار مي‌كني و پول 10 نفر را مي‌گيري، ما مي‌گوييم كه در آينده در ويلاي خود چه مي‌كني؟ حالا اصلاً به گذشته‌ات هم كار نداريم. الانت را هم لاپوشاني مي‌كنيم. خانواده‌هاي محترم براي گذران زندگي كارتان را انجام دهيد، وزير است ديگر. از وضعيت كنوني خانواده‌ها خبر ندارد كه همه اعضاي يك خانواده دارند كار مي‌كنند، مي‌گويد در آينده! يعني اينقدر عقب است؟ بگوييم روحاني به نهاونديان بگويد تا نهاونديان به جهانگيري بگويد تا جهانگيري، ربيعي را رفرش كند. يك وقت نيايد بگويد در آينده. . .
ابوي مي‌گويد: ولي فكر كنم ديگر مشكل حل شد! وزير نفت و شهردار تهران به منظور كاهش زمان سوخت‌گيري در جايگاه‌هاي تهران روي ساخت جايگاه‌هاي تك تلمبه‌اي يا به اصطلاح زير پله‌اي بنزين به توافق رسيدند تا صف جايگاه‌هاي بنزين در پايتخت كوتاه شود. ديگر كوتاهي از مسئولان نيست.
مي‌گويم: كسي كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب هم گرم نمي‌شود، مخصوصاً كه زير پله باشد. حالا كه زمان بنزين زدن كاهش پيدا كرده مردم با وقت اضافي خود چه كنند؟ كاش اول چاه را مي‌كندند بعد مي‌رفتند سراغ مناره! ما كه عادت به صف داريم بايد يك اتحاديه درست كنيم و از حقوق صفي خود حمايت كنيم در خارج مگر اينطوري است؟
ابوي مي‌گويد: دبه نكن. واقعاً ديگر مشكل حل شد! عوارض آزادراه پرديس ناگهان 39 درصد گران شد و حالا هزينه حمل و نقل به پرديس، روزي 5 هزار تومان شده است. مردم خاطرشان جمع باشد. شوك درماني جواب داد. حالا مي‌رويم سراغ حامل‌هاي انرژي!
مي‌گويم: جاده دزد زده تا چهل روز امنه، برويم پرديس. آنجا كه هيچي ندارد پنج تومان عوارض، فردا مي‌بيني شهر خودمان كه همه چيز دارد خدا  تومان عوارض بايد بدهيم. بيخودي هم نگوييد شوك درماني.
ابوي مي‌گويد: گوش بده. اين يكي ديگر واقعي است. مشكل حل شد! قسط دوم پول نفت ايران واريز شد و سور و سات به پا. . . من كه مي‌گويم اول برويم يك موتور گازي بخريم و بعد دوتايي برويم گلاب دره و الاغ سوار بشويم و شعر بنان بخوانيم و سيب بچينيم و. . .
مي‌گويم: اولاً مرغي را كه در هواست نبايد به سيخ كشيد! در ثاني، بياييد برويم دكتر. از دوره موتور گازي و گلاب دره و باغ سيب يك 20، 30 سالي است گذشته.
ابوي مي‌گويد: the pot called the kettle black.
مي‌گويم: پناه بر خدا. زبانتان هم عوض شده. بروم ديلماج بياورم. يك وقت كار دستمان ندهيد. اسكناس نو مي‌خواستيد؟ شغل وزير كار را مي‌خواستيد؟ تلمبه زير پله را مي‌خواستيد؟ خانه پرديس؟ پول نفت؟ همه اينها مال شما. تو را به خدا فقط خوب شويد. باور كنيد خبرهايتان اميدواركننده بودند. من غلط كردم كه گفتم كشك. غلط كردم كه گفتم زرشك. . . در خارج مگر اينطوري است؟
ابوي مي‌گويد: معني‌اش مي‌شود ديگ به ديگ مي‌گويد رويت سياه. در خارج مگر اينطوري است؟ با چسباندن آن ضرب المثل‌ها به خبرهاي خوب من، اين منم كه بايد نگران حال تو باشم. گفتم خارجي صحبت كنم تا بفهمي‌ شعورم سر جايش است. ديدم كه خارجي هم نمي‌فهمي. فقط ادا در مي‌آوري. من خوبم. فقط ياد قديم‌ها افتادم.
مي‌خندم. ابوي هم مي‌خندد. شما هم بخنديد. هنوز روزگار خوشي‌مان است. جوجه را آخر پاييز مي‌شمارند. در خارج كه اينطوري است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار