اعلام نگراني رهبر معظم انقلاب اسلامي و نمايندگان مجلس خبرگان از روند مسائل فرهنگي كشور در ماههاي اخير بهرغم موضوعات و مسائل جدي كه كشور در بعد تهديدات و تحريمهاي دشمنان و مذاكرات هستهاي در پيش رو دارد، از يك سو نشان از اهميت ويژه جايگاه فرهنگ در روند پيروزي و تداوم انقلاب اسلامي دارد و از سوي ديگر متأثر از تحولات سالهاي گذشته در عرصه فرهنگي و سياسي كشور است كه به دليل همسويي با راهبرد دشمنان در مقابله با انقلاب اسلامي هزينههاي سنگيني را بر نظام اسلامي تحميل كرده است. در اين زمين نكات زير قابل ذكر است:
اول: در مورد اهميت مسائل فرهنگي در نظام اسلامي و ضرورت اهتمام دولت جمهوري اسلامي به آن، توجه به اين نكته ضروري است كه نيمي از بندهاي اصل سوم قانون اساسي كه وظايف دولت را تعيين كرده است به مسائل فرهنگي اختصاص يافته و در مقدمه و بند آغازين آن آمده است كه: «دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را براي ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي» به كار برد.
دوم: مبتني بر اين، رسالت اصلي دولتمردان نظام جمهوري اسلامي ايران تلاش براي اعتلاي فرهنگ ديني و انقلابي جامعه اسلامي ايران و تبديل آن به يك الگو براي جهانيان است و از همينرو است كه حضرت امام خميني (ره) و مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي)، همواره مسئولان و دولتمردان كشور را به اهميت دادن هرچه بيشتر به فرهنگ متذكر شدهاند و بر اهميت و حياتي بودن مقوله فرهنگ، تأكيد ورزيده و آن را روح و معناي حقيقي يك ملت دانسته و همه چيز را مترتب بر فرهنگ ميدانند و اقتصاد و سياست را حاشيه و ذيل فرهنگ قرار ميدهند و در اين راه، وظيفه دولت و مسئولان را چه در بعد ايجابي (ايجاد حركت و جريان عمومي فرهنگي در جامعه) و چه در بعد سلبي (جلوگيري از مواضع و مزاحمات فرهنگي) بيشتر از بخشهاي ديگر ذكر ميكنند و نقش دولت را در ترويج دين و متولي بودن در حوزه فرهنگ ديني در جامعه بالاتر از نقش اقتصادي و سياسي آن قلمداد مينمايند.
سوم: پس از ناكامي دشمنان در عرصههاي مختلف امنيتي و نظامي براي فروپاشي انقلاب اسلامي، تلاشهاي آنها بر حوزه فرهنگي و مقابله با قدرت نرم انقلاب اسلامي تمركز يافته و تهاجم فرهنگي آنها در سالهاي اخير كه در قالب راهاندازي شبكههاي مختلف ماهوارهاي و اينترنتي و... تمركز يافته و مستقيماً آرمانها و اهداف نظام اسلامي را هدف گرفته است. اين روند علاوه بر استحاله فرهنگي نظام اسلامي، شاخصههاي الگوبخشي و الهامآفريني آن را هدف گرفته است.
چهارم: بهرغم تلاشهاي ديرپاي دشمنان در اين عرصه، تلاشهاي آنها زماني در داخل پاسخ داد كه بخشي از جريانهاي داخلي همسو با دشمنان، آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي را هدف قرار دادند و داستان غمانگيز سالهاي پاياني دهه 70 و پس از آن در عرصه سياسي و اجتماعي و فرهنگي كشور محصول آن است.
پنجم: آنچه كه زمينه اصلي دغدغه مسئولان نظام در ماههاي اخير شده است، علاوه بر برخي مواضع كلامي دولتمردان و بازگشت مجدد عناصر و جريانهاي افراطي به عرصه فرهنگي و رسانهاي كشور، كه تنها بخشي از پيامد آن اقدامات روزنامه بهار و آسمان و ... بود، تبديل آزادسازي ماهواره و شبكههاي اجتماعي نظير فيس بوك و . . . به دلمشغولي اصلي مسئولان فرهنگي كشور است؛ شبكههايي كه خود دولتمردان به تبعات منفي فرهنگي و اجتماعي آن اذعان دارند.
ششم: واكاوي روند فرهنگي دولت يازدهم بهرغم برخي از اعلام تبعيتها از آرمانها و ارزشهاي نظام و تدابير مسئولان عالي كشور، در عمل بيانگر نوعي ليبراليسم فرهنگي و عرفيسازي در عرصه فرهنگ است و نوع اظهارات آنها حاكي از توجه بيش از حد به واقعياتي است كه تحت اقتضائات زمان و مطالبات و نيازهاي اجتماعي برداشت ميشود، نه رويكرد آرمانگرايي واقعبينانه كه لازمه جايگاه دولت جمهوري اسلامي است.
هفتم: بهرغم مسئوليت دولت در عرصه فرهنگ، اما دولت يازدهم در بعد فرهنگ، نقش چنداني براي خود قائل نيست و متولي بودن دولت را در عرصه فرهنگي بسيار كمرنگ ميبيند و باور و اعتقاد چنداني به برخورد سلبي با فرهنگ مهاجم و مزاحم ندارد.
هشتم: در حالي كه دولتمردان خود به سازوكارهاي تصميمسازي در نظام آگاهي دارند، مانند اينكه تصميمگيري براي رفع فيلتر از برخي از سايتها و شبكهها با شوراي عالي مجازي است، يا اينكه در مورد ماهواره بايد به قانون مصوب عمل شود، ايجاد انتظار كاذب در مخاطبين آيا نتيجهاي جز نافرماني مدني و بياعتنايي به قوانين و تصميمات نخواهد داشت؟
نهم: و آخر اينكه اگر چه دولت يازدهم به دلايل مسائل و مشكلات اقتصادي توجه خود را بر بحث مذاكرات هستهاي متمركز كرده و به همين دليل جريان افراطي گذشته عرصه فرهنگي را با تسلط بر برخي از وزارتخانههاي فرهنگي و اجتماعي به تصرف خود در آورده و چشمانداز تكرار همان ارزشستيزيها و هنجارشكنيهاي گذشته را در پيش روي دلسوزان نظام زنده كرده است، اما طبيعي است كه هزينههاي نارسايي در اين عرصه تماماً به حساب دولت يازدهم نوشته خواهد شد و اين البته روندي نيست كه دكتر روحاني با توجه به ويژگي شخصيتي و سابقه انقلابي بر آن رضايت داشته باشد.