کد خبر: 636656
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۲ - ۱۵:۱۱
براي رسيدن به راهكاري جهت حل خطاهاي شناختي و فكري دانشجويان در فضاي دانشگاهي و خوابگاهي بايد به اين نكته توجه كنيم كه ابتدا بايد تعريفي روشن و جامع از موضوع پيدا كنيم و سپس ضمن مشخص شدن رفتارهايي كه موجب ايجاد اين خطاهاي شناختي مي‌شود، راه‌حل اين خطاهاي شناختي را در سطوح مختلف پيدا نماييم. بر اين اساس در اين مرقومه به اولين و مهم‌ترين خطاهاي شناختي كه احساس تنهايي است، پرداخته‌ايم.
سيد مجتبي آل علي*

از قبل از انقلاب به واسطه اينكه هر كس دانشگاه مي‌رفت، پس جايگاهي بالاتر از ديگران داشت و همواره مورد توجه بود، با در بورس بودن بعضي رشته‌ها تقويت مي‌شد. بعد از انقلاب نيز اين نگاه به واسطه فرهنگ و بوم ايراني ادامه يافت، در حال حاضر نيز بعضي رشته‌هاي دانشگاهي چون رشته‌هاي هنري، مهندسي و پزشكي از اين حيث معروف و مورد توجه مي‌باشند، به حدي كه دانشجويان اين رشته‌ها بر ديگر رشته‌هاي دانشگاهي فخر مي‌فروشند و احساس برتري مي‌كنند. دانشجويان اين رشته‌ها به شكلي ايده‌آل به توقعات و توانمندي‌هاي خود نگاه مي‌كنند و با بروز و بيان اين توقعات براي اطرافيان، انتظار پيگيري از اطرافيان (خانواده، گروه دوستان، اساتيد و مسئولان دانشگاه) جهت پاسخگويي به اين توقعات را دارند، مثلاً مي‌گويند چرا دانشگاه براي ما كه مثلاً دانشجوي دوره پزشكي هستيم، فلان امكانات و تجهيزات را در نظر نمي‌گيرد؟ انتظار رفاه و ارائه امكانات و خدمات از سوي دانشجويان اين رشته‌ها همواره مطرح بوده است، البته نكته قابل توجه اين است كه در حال حاضر اين احساس جنبه عمومي داشته و به نوعي در تمامي دانشجوياني كه هر چند در مقطع تحصيلي پايين قبول شده‌اند، وجود دارد. اين حس به واسطه قبول شدن در دانشگاه و در يك رشته علمي است كه شخص خود را برتر از افراد عادي جامعه مي‌شمرد و با توجيه خود اين نكته را مي‌گويد كه: «من حتماً بهتر بوده‌ام و براساس تلاش خودم لياقت حضور در اين دانشگاه و اين رشته علمي را داشته‌ام.» اين حس برخاسته از نوعي تكبر پنهان است كه در بعضي از دانشجويان بروز مي‌دهد و سبب مي‌شود هر كس خودش را در مركز توجه ببيند. اين حالت بيشتر حالتي از توهم است كه برخاسته از نوعي خطاي شناختي است كه به واسطه موقعيتي اجتماعي در شخص ايجاد شده است و او خود را بالاتر مي‌بيند.

دانشجو وقتي احساس مي‌كند كه براي رسيدن به ايده‌آل‌هايش خودش بايد تلاش كند، كم‌كم ساز مخالف زده و به نوعي احساس مي‌كند تنها شده است. اين دانشجو تلاش مي‌كند نه به شكل اجتماعي، وليكن به شكل فردي خود را بروز دهد و بهترين راه را جلب‌توجه از جهت متفاوت بودن در نظر مي‌گيرد. او سعي دارد با متفاوت بودن خود را بروز دهد كه اين احتمال مي‌رود با اين روش اسير آسيب‌هايي چون عشق‌هاي خياباني، دوستان ناباب، ناهنجاري‌هاي اجتماعي و در نهايت آسيب زدن به خود شود.

وقتي بروز دادن نيز به ثمري نرسيد، دانشجو با خود اين فكر را مي‌كند كه: «من با اين مدرك و موقعيت اجتماعي نه تنها مورد توجه نيستم بلكه مورد بي‌تفاوتي ديگران هستم و اين به خاطر اين است كه كسي قدر من را نمي‌داند.» دانشجو پس از تكبر پنهان خود كه خود را برتر از ديگران مي‌دانست، به اين حس مي‌رسد كه كسي قدردان من نيست و اين تفكر نتيجه همان تكبر مي‌باشد. با اين فكر دانشجو از تمامي فضاهاي اطرافش مي‌برد. دانشجو با اين احساس تنهايي پيش مي‌رود و با اين تفكر كم‌كم هماهنگ مي‌شود كه بايد با اين تنهايي بسوزم و بسازم و دم بر‌نياورم. با حس تكبر قبلي و با اين حس تنهايي به نوعي مقاومت مي‌رسد كه به كسي اجازه ورود در حوزه زندگي‌اش نمي‌دهد و عملاً تنها مي‌شود. اين تنهايي بيشتر زائيده تفكر و خطاهاي شناختي او است. اين حس تنهايي تا اين حد ادامه دارد كه دانشجو در گام اول دين خود و در گام دوم هويت خود را فراموش كرده و از دست مي‌دهد.

از بين رفتن ابهت هويت يعني سلام به تمامي ناهنجاري و مشكلات و معضلات اجتماعي.

حال براي اين احساس تنهايي مي‌توان راهكارهايي را به جهت پيشگيري و درمان ارائه نمود.

1- معارفه صحيح دانشگاه و معرفي واقعيت‌هاي اجتماعي دانشگاه: دانشجويان در بدو ورود بايد به شكلي جدي از طريق مسئولان دانشگاهي يا گروه‌هاي دانشجويي مورد توجه و توضيح قرار بگيرد.

2ـ برانگيختن تفكر: مسئولان دانشگاهي خصوصاً اساتيد و ائمه نماز جماعت بايد با پرسيدن سؤالاتي اساسي طي جلسات و كلاس‌هاي درس دانشجو را با اين موضوع درگير نمايند كه: از كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود/ به كجا مي‌روم آخر ننمايي وطنم.

3ـ حضور فعال و مستمر در گروه‌هاي دانشجويي: گروه فرصتي است براي ظهور، بروز، توجه و رشد يك دانشجو. اين توجه موجب اعتماد‌به‌نفس و انگيزه براي فرار از تنهايي مي‌شود.

4 ـ جست‌وجو، كنجكاوي و پرسشگري: دانشجو بايد فعالانه از مسائل و حوادث اتفاق افتاده در دانشگاه مطلع باشد و سعي بر شناختن صحيح و كامل دانشگاه داشته باشد.

5 ـ توجه جدي به مقوله تفريح: به واسطه تفريح دانشجو از فضاي تنهايي موجود خارج مي‌شود و حس حركت به خود مي‌گيرد.

6 ـ پرداختن به موفقيت‌هاي كوچك: موفقيت كوچك موجب انگيزه مي‌باشد و انگيزه خود عامل حركت است. انگيزه اميد انسان را برمي‌گرداند و انسان مادامي كه اميد دارد تلاش مي‌كند و حركت مي‌نمايد.

مواردي كه مطرح گرديد براي حالت‌هايي است كه احساس تنهايي در سطح خفيف بوده و شخص با فعاليت‌هاي عمومي و مستمر به حالت نشاط قبلي بر‌مي‌گردد اما اگر اين احساس نهادينه شده باشد، شخص در مرحله دوم بايد به سمت مشاوره برود. حالت سوم و حالت نهايي آن است كه تنهايي تبديل به اختلال شده باشد و شخص در اين حالت نياز به روان‌درماني و پيگيري جدي دارد.

*كارشناسي ارشد

فلسفه تعليم و تربيت

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار