نيكتا خورشچف در 19 فوريه 1945 بود كه منطقه كريمه را به عنوان حركت نماديني از سيصدمين سالگرد الحاق اوكراين به امپراتوري روسيه به اوكراين داد. خورشچف خود اوكرايني و اين اقدام او ميتوانست از سر تمايلات مليگرايانه باشد اما در هر صورت او خواست تا با اين كار بر وحدت بين روسيه و اوكراين تأكيد كرده باشد زيرا مثل معروفي هميشه سر زبانها بوده كه ميگويد: «روسيه با اوكراين يك امپراتوري است و بدون آن فقط يك كشور است». اكنون بعد از 69 سال به نظر ميرسد كه حركت نمادين خورشچف مايه دردسر دو كشور شده؛ روسيه ناوگان خود را به كريمه فرستاده و نيروهاي مسلح هوادار روسيه اكثر اين شبهجزيره را به تصرف خود درآوردهاند و از طرف مقابل، مقامات دولت موقت اوكراين از تجاوز روسيه به خاك خود ميگويند و دست التماس براي كمك به سوي كشورهاي غربي دراز كردهاند. حركت نمادين خورشچف در اين وضعيت معنايي به طور كامل پيدا كرده؛ معنايي از تقابل پوتين در برابر غرب و اينكه او در حال فرود آوردن مشت آهنين خود در قلب اين حركت نمادين است.
قبل از هر چيز، وضعيت فعلي شباهت زيادي با وضعيت گرجستان در آگوست 2008 دارد. نيروهاي گرجي در روز هفتم اين ماه حمله غافلگيرانهاي عليه چخينوالي، مركز اوستياي جنوبي، آغاز كردند و فرداي آن روز ديميتري مدودف، رئيسجمهور وقت روسيه، به دليل دفاع از شهروندان روسي ساكن در اوستياي جنوبي فرمان حمله را به ارتش روسيه داد و به اين نحو، مشت آهنين روسي بر سر گرجستان فرود آمد تا آن كه قضيه با وساطت نيكلا ساركوزي، رئيسجمهور وقت فرانسه، و آتشبس بين دو طرف تمام شد. جالب اينجا است كه آن جنگ همزمان با المپيك پكن بود و وضعيت فعلي در اوكراين نيز همزمان با المپيك زمستاني سوچي و ولاديمير پوتين آن زمان به عنوان نخست وزير روسيه بعد از بازگشت از المپيك پكن هدايت روسيه در برخورد با گرجستان را به عهده گرفت و اكنون نيز پوتين در مقام رياست جمهوري روسيه بعد بازگشت از المپيك سوچي و گرفتن مجوز اقدام نظامي از مجلس علياي روسيه برنامه خود را در شبهجزيره كريمه اجرا ميكند. از سوي مقابل، واكنش كشورهاي غربي در هر دو مورد مشابه است. كشورهاي غربي در جريان جنگ گرجستان بيشتر از حمايت لفظي گامي جلوتر برنداشتند و هر چند كه ناتو اعلام كرد در صورت درخواست تفليس، آن را رسيدگي ميكند اما در عمل كاري نكرد. اكنون نيز كشورهاي غربي واكنش خود را با حمايتهاي لفظي و سفرهاي ديپلماتيك به كيف براي نشان دادن حمايت خود از دولت موقت اوكراين نشان دادهاند. تندترين واكنش از سوي جان كري، وزير خارجه امريكا، بوده كه چهار لايه تهديد عليه روسيه مطرح كرده؛ نخست اخراج از گروه 8، مسدود كردن برخي از داراييهاي روسيه، اعمال برخي تحريمها عليه روسيه و در آخر، اعمال محدوديت عليه برخي از مقامات روسي. حمايتهاي غربي و حتي اين شديدترين واكنش به روسيه چيزي نيست كه دولت موقت در اوكراين خواستار آن باشد زيرا اين دولت با ادعاي اعلان جنگ روسيه خود را در شرايط جنگي ميبيند و از اين جهت، بيشتر خواهان حمايت نظامي غرب است تا اين دست حمايتهاي سياسي و تهديد لفظي روسيه. شايد حركت دو ناو امريكايي به سمت غرب درياي سياه در حد حمايت نظامي امريكا از دولت موقت اوكراين ارزيابي شود اما بايد توجه داشت كه يكي از اين دو ناو، يو اس اس مانت ويتني، بيشتر مأموريت جمعآوري اطلاعات را دارد. از اين جهت، حركت هر دو ناو را بايد بيشتر براي مراقبت اوضاع دانست تا آمادگي امريكا براي مداخله نظامي.
حالا، بايد ديد كه تهديد كشورهاي غربي و به خصوص تهديدهاي كري تا چه اندازه توانايي بازدارندگي دارد و موجب ميشود تا پوتين در تصميم خود تجديدنظر كند. شواهد چيزي از تجديد نظر پوتين ديده نشده و برعكس او حداقل در ظاهر با جديت بيشتري برنامه خود را پيش ميبرد. در واقع، او دليلي براي تجديدنظر ندارد زيرا كشورهاي غربي از يك جهت آمادگي براي مداخله نظامي در اوكراين ندارند و دولت اوكراين نيز چندان توانايي نظامي در برابر روسيه ندارد و از جهت ديگر، معلوم نيست كه تهديدهاي سياسي- اقتصادي غرب چندان كارآيي داشته باشد. بايد توجه داشت كه سطح مبادلات تجاري امريكا با روسيه تنها 2 درصد است در حالي كه سطح مبادلات تجاري اتحاديه اروپا با روسيه بسيار بيشتر از اين است گذشته از اينكه بخش قابل توجهي از انرژي اتحاديه با منابع نفت و گاز روسيه تأمين ميشود. جان كري، پوتين را تهديد به اخراج از جي 8 كرده و گويا فراموش كرده كه پوتين با رسيدن به رياست جمهوري بيميلي خود را به اين گروه نشان داد و حاضر نشد در اجلاس سران جي 8 شركت كند و مدودف را به جاي خود فرستاد.
در هر حال، تهديدهاي امريكا و اروپا چيزي نيست كه مانع پوتين شود و پوتين به جاي توجه به اين تهديدها، با دقت و حوصله برنامه خود را در كرملين پيش ميبرد تا آن كه در نهايت دولت موقت در كيف را مثل ماجراي گرجستان مجبور به قبول خواستههاي خود كند.