ابوي ميگويد: اينقدر به تو گفتم برايم فيلترشكن دولتي بخر، نخريدي! اين فيلترشكنهاي آزاد كار نميكند!
ميگويم: دولتي و آزاد ندارد.
ابوي ميگويد: چطور تركان و ظريف و ابتكار راحت ميروند داخلش و من نميتوانم؟
ميگويم: شايد يك ساعت خاص دارد! شايد اينترنتشان از كشورهاي ديگر خط خصوصي دارد. حالا مگر چه شده؟ مگر چقدر از جمعيت اين كشور به اينترنت ميروند و چقدر از آنان به فيلترشكن احتياج دارند؟ اصلاً آنها خلافكار. شما كه سن و سالي ازت گذشته...
ابوي ميگويد: عجله دارم. ياركشي است. به آينده من و تو مربوط است. ما هم ميرويم قاطي باندشان. عنايت ويژه نصيبمان ميشود. از همه مهمتر يارانهمان چرب و چيليتر ميشود. ميرويم داخل بنفش ليست!
ميگويم: باز چه شده؟ رؤياهاي شما تمامي ندارد. تا انتخابات بعدي اين دولتيها به من و شما كه احتياج ندارند!
ابوي ميگويد: جهانگيري از فيسبوكيها براي پيشنهاد سقف درآمدي يارانهبگيران استعلام ميگيرد.
ميگويم: شما كه عضو نيستي! حرفت را يك جاي ديگر بزن. اين همه جا!
ابوي ميگويد: اينبار را كور خواندهاي. من هم ميروم قاطي مشاركتيها و كارگزارانيها و اعتداليها. ميروم داخل فيسبوك و مينويسم: جهانگيري جان، يارانه را كه داده كه گرفته... سقف ميخواهيم چه كار... براي ما شما مهميد كه هستيد و... روحاني مچكريم.
ميگويم: يعني چه؟ مگر مراسم خواستگاري است؟ مگر...
ابوي ميگويد: احمق نباش! دارند نيروهايشان را شناسايي ميكنند. نزديك انتخابات مجلس هم كه هست. يك وقت ديدي حالا كه ميخواهند نيروهاي ناشناخته خود را رو كنند ما را هم رو كردند. قرار است عناصر دست دهمشان را بياورند و به آنها پست بدهند. تازه بعدش به هركي كه در فضاي مجازي ريا كند و بگويد يارانه نه! به او دو برابر يارانه ميدهند. يك شير نفت هم ميكشند وسط سفرهاش!
ميگويم: اين چرنديات را كه به خورد شما داده! كار دولت كه با اين چيزها قوام نمييابد. هزار جور مؤسسه نظرسنجي و آمارگيري و نقد و تحليل دارند. اصلاً رديف بودجه دارند براي اين كارها. آن وقت بيايند در فيسبوك و... نه. خواسته يك كار كرده باشد كه نمادين و... اصلاً هرچي ...
ابوي ميگويد: اگر اينطوري است پس چرا سبد كالا آنطوري شد؟ مؤسساتشان غلط تحليل كرده بودند؟
ميگويم: در فيسبوك از خودش بپرس! تازه مگر ميشود سقف گذاشت؟ آنها كه درآمد ثابتشان پايين است ولي از طريق ثروت منقول يا غيرمنقولشان گذران ميكنند هم بايد يارانه بگيرند چون سقف درآمدي آنها پايين است؟
ابوي ميگويد: به من چه! به تو چه! ما بايد برويم و در فيسبوك لايك بگذاريم. چيزي از ما كم نميشود. دم خودمان را گره ميزنيم به آينده! يك ريزه تدبير داشته باش!
ميگويم: يك وقت نروي بنويسي يارانه نميخواهيم آن وقت خط خوردن ناممان از ليست يارانه نقدي به منزله محروم شدن از ديگر حوزههاي يارانهاي مانند يارانه بهداشت، درمان، تأمين اجتماعي و آموزش بشود!
ابوي ميگويد: مگر اينها هم هست؟
ميگويم: وقتي به عوض شفافسازي و برنامه ارائه دادن، فكر ميكنند مانند مذاكرات ژنو و مشكل بنزين است كه بايد محرمانه باشد و درگير فضاي مجازي ميشوند و خالهبازي درميآورند، خب معلوم است كه هزار جور حرف و حديث و شايعه درميآيد.
مثلاً تكليف واردات بنزين را همين چند وقت پيش ابتكار تو فرودگاه تركيه و در ديدار با زنگنه روشن كرد و تو فيسبوك گذاشت و بعد همه فهميدن آلودگي هوا مال خودرو و بنزين پتروشيميها بوده و حالا تند و تند بنزين وارد ميكنند براي سلامتي !
ابوي ميگويد: حالا چه كار كنيم. با اين حساب انگار ميخواهند طولش بدهند تا كاترين بيايد. ما هم بگذاريم اشتون بيايد. ببينيم سقف يارانهها را مشخص ميكند يا نه!
ميگويم: شما خستهاي. داري بيربطتر از هميشه حرف ميزني! مگر با پول آنهاست كه يارانه ميدهند؟ مگر اينجا پارلمان اروپا يا كنگره امريكاست كه اين اراجيف گفته شود؟
شما برو قرصهايت را بخور و بخواب. من هم برايتان فيلترشكن دولتي ميگيرم. برويد داخل فيسبوك هر كاري خواستيد بكنيد و اگه دلتان خواست از نتايج نشستهاي هيئت دولتتان در فرودگاه جزاير كومور بنويسيد.