
سوريه در سه سال اخير به دليل مداخلات خارجي و تحركات از پيش طراحي شده غرب و برخي كشورهاي مرتجع عربي با نقشآفريني گسترده صهيونيستها و تركيه با شرايطي بحراني همراه بوده است. با اين وجود اتحاد ميان مردم، ارتش و نظام سوريه ناكامي اين طرحها را به همراه داشته است هر چند ناآراميها در داخل و فضاسازي سياسي ضد سوري در خارج اين كشور همچنان ادامه دارد. بسياري از ناظران سياسي و نظامي تأكيد دارند كه عملاً گزينه حذف نظام سوريه فروپاشيده و ادعاهاي غرب نيز صرفاً هزينهتراشي براي پنهانسازي شكستهايشان در برابر مقاومت و نيز باجگيري از جامعه جهاني است.
بررسي روند تحولات سوريه و منطقه نشان ميدهد كه غرب از يك سو توان حذف نظام سوريه را ندارد چراكه ارتش و ملت سوريه در كنار نظامشان به رياست جمهوري بشار اسد قرار دارند و از سوي ديگر با گسترش تروريسم در منطقه خطر ورود اين گروهها به اروپا و امريكا تقويت گرديده در حالي كه غرب ميداند با تغيير ساختار سياسي در سوريه، اين گروههاي تروريستي خواهند بود كه بر سوريه مسلط خواهند شد كه پيامد آن مسلماً دامنگير غرب خواهد شد. غرب كه زماني تلاش داشت تا از گروههاي تروريستي براي سلطه بر سوريه بهرهگيرد اكنون با چالشي به نام گسترش دامنه مطالبات اين گروهها و خروج عنان بسياري از آنها از دستان غرب و حتي متحد عرب آنها است به ويژه اينكه بسياري از گروههاي تروريستي شكست خود در سوريه را به دليل كم كاري غرب ميدانند، لذا به دنبال انتقامگيري از آنها ميباشند. دستگاههاي اطلاعاتي غرب از حضور 6 هزار تبعه اروپايي در جمع تروريستها در سوريه خبر دادهاند كه بازگشت آنها به اروپا فاجعه امنيتي بزرگي براي آنها رقم خواهد زد. با اين شرايط غرب گزينهاي جز رويكرد به كنار نهادن گزينه حذف نظام سوريه و شخص اسد ندارد چراكه حذف اسد برابر با تقويت تروريستها و سرازير شدن آنان به اروپا و امريكا خواهد بود. بر اين اساس است كه بسياري از كشورهاي اروپايي خواستار احياي روابط با سوريه و حتي مشورتهاي اطلاعاتي با اين كشور در برابر تروريسم شدهاند. البته بايد توجه داشت كه رويكرد غرب به سوريه نه به منزله كنار نهادن دشمني با اين كشور و مقاومت است بلكه غرب اكنون گزينهاي جز پذيرش نقش مقاومت و سوريه در مبارزه با تروريسم ندارد چراكه امنيت خود را در گرو اين مهم ميداند. غرب همواره تلاش كرده تا خطراتي را كه عليه آنها وجود دارد به ساير كشورها منتقل كرده تا امنيت خود را حفظ نمايد كه گسيل داشتن گروههاي تروريستي به سوريه و بسياري از كشورهاي منطقه نمودي از اين رفتار است. اين در حالي است كه اين سناريو در سوريه با چالش مواجه شده و گروههاي تروريستي مسير بازگشت به زادگاه خويش يعني اروپا و امريكا را در پيش گرفتهاند. با توجه به اينكه غرب نميخواهد از يك سو هزينههاي مبارزه با تروريسم را پرداخت نمايد و از سوي ديگر از رسوايي آشكار شدن نقش خود در احيا و تقويت تروريسم در هراس ميباشد لذا رويكرد حفظ لفظي با محوريت لزوم حذف نظام سوريه را در پيش گرفته است كه نمود آن را در ژنو2 ميتوان مشاهده كرد. غرب با هوچيگري به دنبال سلب مسئوليت خويش در عرصه مبارزه با تروريسم و نيز نقش اين كشورها در ترويج تروريسم در منطقه و جهان است. در اصل ميتوان گفت كه غرب با حاشيهسازي نظير تأكيد بر لزوم حذف نظام سوريه و نيز جنجالسازي بر سر حضور ايران در نشست ژنو 2، تلاش دارد تا نيازمندي خود به سوريه و مقاومت در عرصه مبارزه با تروريسم را پنهان سازد. حقيقت آن است كه غرب اكنون براي تأمين امنيت خود و خنثيسازي تهديد تروريسمي كه خود به سوريه و منطقه گسيل داشته، نيازمند سوريه با نظام كنوني و جبهه مقاومت است چنانكه در قبال عراق رسماً از عمليات دولت مالكي عليه گروههاي تروريستي در الانبار حمايت كرده و آن را امري ضروري دانسته است. بر اين اساس هوچيگريهاي غرب عليه نظام سوريه از جمله تكرار پروندهسازي حقوق بشري عليه آن و نيز مواضع غير اصولي در زمينه حضور جمهوري اسلامي ايران در نشست ژنو2 نه نشانه قدرت و توانايي اين كشور بلكه نشانهاي آشكار از ضعف و ناتوانيآنها است كه با ادعاهاي ساختگي و جنگ رسانهاي به دنبال پنهانسازي آن ميباشند.