ابوي ميگويد: من هم يك سيستم خصولتي ميخواهم؟
ميگويم: اپل است؟ نوكياست؟ سامسونگ است؟ از اين ماركهاي چيني است؟ تا به حال نشنيده ام. نكند من درآوردي باشد بروم بازار مضحكه شوم. مانند گراني انتزاعي نباشد يك وقت؟ ميخواهيد دستيار جوانم را بفرستم ببيند چه است، آنوقت بيايد به من راپورت بدهد، بعد من بيايم براي شما تعريف كنم! بعد ببينيم چه خاكي بايد به سرمان بريزيم؟
ابوي ميگويد: گراني انتزاعي؟
ميگويم: عباس پاپيزاده بالنگان عضوكميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي مجلس گفته گراني قيمت نان در سال آينده قطعي است اما بايد با مديريت درست از افزايش انتزاعي قيمت نان جلوگيري شود.
ابوي ميگويد: گراني كه انتزاعي و غيرانتزاعي ندارد. از الان25 درصد كشيدهاند روي قبض برق. ميگويند قبضش فروردين دستتان ميرسد. نان را هم قبضي كنند تا يك ماه و نيم بعد بفهميم كه يك ماه و نيم قبل گران شده است. تازه ميتوانند يك كاري بكنند كه قبضش ديرتر به دست آدم برسد.
ميگويم: ببخشيد ميخواستم در مقابل سيستم خصولتي شما كم نياورم! بيخيال گراني انتزاعي! نان مال نانوايي است نه سفره غذاي من و شما كه رويش بحث كنيم!
ابوي ميگويد: دستيار جوان؟ اين ديگر چه صيغهاي است؟
ميگويم: اكبر تركان دبير شوراي هماهنگي مناطق آزاد گفته مقرر شده است كه مديران عامل مناطق آزاد يك دستيار جوان از اهالي بومي منطقه انتخاب و درخصوص مسائل جامعه محلي از وي كمك بگيرند.
ابوي ميگويد: مگر پيرمردهايشان حقوق بازنشستگي نميگيرند كه مجبورند حتماً بياورندشان سركار تا يك وردست جوان بياورند كه برايشان ديلماج كند كه در چه دوره و زمانهاي زندگي ميكنند؟ چرا اينقدر ادا درميآورند؟
ميگويم: ببخشيد. من تقصيري ندارم. فقط مانده بودم اين سيستم خصولتي چيست، خواستم با طرح اين مسائل زمان بخرم.
ابوي ميگويد: زمان بخري كه چه بشود؟
ميگويم: آخر هوسهاي شما دورهاي است! ميخواستم دوره شما تمام بشود.
ابوي ميگويد: عوض اين كارها ميگفتي اين سيستم خصولتي چيست تا برايت بگويم. اين همه هم حواشي ايجاد نميكردي. مردم را گيج ميكني آخر!
ميگويم: تمام گناهان را كمال و تمام ميپذيرم. اما حالا ميشود بگوييد اين سيستم خصولتي كه ميخواهيد چيست؟ قند دارد توي دلم آب ميشود. خدا كند سيستم ارزاني باشد، برويم بخريم و سري توي سر و همسايه دربياوريم.
ابوي ميگويد: معاون اجرايي رئيسجمهور، محمد شريعتمداري گفته سيستمهاي خصولتي موجود در كشور كه نه دولتي بوده و نه خصوصي هستند آفتي براي اقتصاد كشور هستند.
ميگويم: فهميدم. اول مخرج مشترك بخش خصوصي و دولتي را ميگيريم بعد تبديل به گزاره ميكنيم، بعد نقيضش را محاسبه ميكنيم، بعد اجتماعش را آزاد اعلام كرده و نمودارش را ميكشيم.
ابوي ميگويد: اين همه مكافات. خب از اول يكي از اينها را صاحب شويم!
ميگويم: ما كه وسعمان نميرسد. ما كمثروتتريم و نميتوانيم از اين خصولتيها بخريم. اول بايد با دولتيها فاميل نزديك شويم، بعد آنها به ديگران بگويند ما فاميل دوريم، بعد برويم با آنها قرارداد ببنديم، بعد. . . .
ابوي ناراحت ميشود. ميگويد: نخواستيم. منتظر بمان تا دورهام تمام شود. هوسم ته بكشد!
ميخندم و ميگويم: حالا كه ميگويند آفت است، ميخواهيد آفتكشش را برايتان بسازم. رو دستشان بلند بشويد. آي ميخنديم!
ابوي ميگويد با كدام پول؟
ميگويم: بيش از 7 هزارميلياردريال به توليدكنندگان تجهيزات كشاورزي ميدهند!
ابوي ميگويد: خب؟ اين همه توليد كننده! به ما چه ميرسد؟
ميگويم: از پنج هزار واحد توليدكننده تجهيزات كشاورزي فقط 60 واحد فعال هستند. جوازشان را اجاره ميكنيم، پول را ميگيريم و آفت كش را ميسازيم. . .
ابوي ميگويد: بسازيم. به كه بفروشيم؟ اينها كه نميخرند. اينها فقط حرف ميزنند. صورت مسئله را اگر قبليها پاك ميكردند اينها پررنگتر ميكنند كه ما بترسيم.
ميگويم: اشكالي ندارد. صبر ميكنيم تا دوره بعدي. آن وقت يكي پيدايش ميشود كه هوس كند اقتصاد را آفتكشي كند. . .