تفكر، ساختارهاي فكري و علوم شناختي و نحوه شكلگيري و تأثيرگذارياش حدود نيم قرن است كه در غرب ايجاد شده و به آن پرداختهاند و حدود 14قرن است كه در اسلام مطرح گرديده و به آن پرداخته نشده است، آنجا كه حضرت امير(ع) ميفرمايند: «مواظب افكارت باش كه رفتارت ميشود...» با ظرافت موضوع را بيان ميكند و حتي راه مشاهده و روش درمان را مطرح نمودهاند كه نياز به دقت بيشتر دارد اما كمتوجهي به مسائل شناختي زمينه ايجاد و رشد مسائل و مشكلات متعددي را در زمينه دانشجويي فراهم نموده كه عواملي چون دوري از خانواده، تنهايي و مشكلات آموزشي به اين مسائل دامن زده و باعث شدت موضوع شده است. از طرفي ميدانيم كه شخصيت و هويت و در پناه آن نگرش هر فرد مبتني بر چند عامل تجربه، تربيت، افكار و مطالعه فرد ميباشد. نكته قابل توجه، سهم تفكر است در اين شكلگيري هويت جوانان خصوصاً دانشجويان. دانشجويان با توجه به شرايط زندگي دانشگاهي و خوابگاهي، نقش سازنده و توليدكننده براي جامعه و دغدغهمند بودن بيشتر مورد توجه ميباشند.
ما در اين مقال سعي بر پرداختن به خطاهاي شناختي و افكار تحريفشده و ناكارآمد دانشجو و تأثير آن بر هويت دانشجو داريم.
دانشجو وقتي جمله «احساس ميكنم» را بيان ميكند يعني آميختهاي از حس، تفكر، تجربه و پيشفرضهاي ذهني را كه از گذشته برايش شكل گرفته و ذهنش را مشغول كرده بيان ميدارد كه به طور مستقيم بر زندگياش تأثيرگذار بوده است. اين حسهايي كه برخاسته از كاركرد ناقص فكر و تحريف آن ميباشد، تأثير مستقيم بر احساس فرد و شكلگيري هويت دانشجو دارد.
احساس تنهايي: دانشجو احساس ميكند هيچ كس او را دوست ندارد، حتي خانواده او را حمايت نميكنند. براساس توجه به اين احساس، شخص به مرور زمان منزوي شده و مضطرب و نگران ميگردد و هر نوع شكست را به اين احساسش نسبت ميدهد. او روزبهروز دنبال همدمي براي آرامش يافتن و برطرف شدن نگراني، اضطراب و سردرگمياش ميگردد. به مرور روي آوردن به انواع مخدر به عنوان همدم و دوست هميشگي برايش طبيعي به نظر ميرسد، طوري كه دوست دارد در اين سردرگمي و انزوا بماند تا بپوسد و حس پوچي برايش لذت بخش و عامل توجيه دردهايش ميگردد.
احساس فرصتطلبي: اين حالت افرادي است كه تمامي نقطهنظرشان براي سودجويي و به نتيجه رسيدن خودشان ميباشد و تمامي حرف و نظراتشان انحصارطلبي، سودجويي و خودمحوري خودشان است. اين روحيه به اين ثمر ميرسد كه دانشگاه، دوستان و بعضا خانواده بايد در خدمت رسيدن آنها به اهدافشان باشد. اين افراد عموماً به تغيير ميل و نظر مداوم مشهور ميباشند و تنها آنچه در راستاي خواستهشان باشد، برايشان جذاب و مفيد است و آنچه در خلاف نظر و خواستهشان باشد، كسلكننده و بيفايده ميباشد. در وقت همراهي ديگران شاداب، آرام و منطقي هستند و در زمان مخالفت آنها بسيار پرخاشگر، سلطهجو و كينهورز ميباشند.
احساس خودبرتربيني: در اين حال دانشجو احساس ميكند خيلي متفاوت و خاص ميباشد و اين برتريجويي را در قالب پوشش، نحوه بيان و نوع توجه به تمامي جوانب درسياش بروز ميدهد. دانشجو در اين حالت براي هميشه اول بودن تمام تلاشش را ميكند. اين احساس از اين خطاي فكري نشأت ميگيرد كه من از ديگران بايد برتر باشم و اين برتري بدون هيچ تلاشي مورد انتظار ميباشد. رشد اين احساس، شخص را به سمت غرور، تكبر و خودبزرگبيني تا آن حد كه به ديگران ضربه بزند ميكشاند و تا آنجا ميرسد كه در صورت شكست اين احتمال وجود دارد كه شخص در جهت انتقام از خود برآيد.
احساس توطئه و خيانت: اين احساس عموماً در دختران دانشجو شكل ميگيرد. آنها همواره در اين فكر هستند كه كسي تعقيبشان ميكند يا به آنها نظر دارد. هر حادثه كوچكي را از قصد سوء به خودشان برداشت ميكنند و براي اطرافيان نيز توضيح ميدهند. كاركردهاي زياد ذهني و بالابودن قدرت حدس و گمان و احتمالات در ذهن، اين افراد را به اين مرحله ميرساند. همواره در ذهن اين افراد كسي در اين هستي هست كه قصدي در جهت آزار ايشان دارد. اين تفكر تا اين حد كه كسي توان رويارويي با اين آزار و تهديد را ندارد ادامه مييابد كه به نوبه خود منجر به بدبيني نسبت به خالق هستي و تغيير در نگرش و هويت فرد ميگردد، به عبارتي شخص شكاك ميشود.
احساس عدمتوانمندي و همرنگي: دانشجو احساس ميكند دست به هر كاري كه ميزند غلط است يا ثمره عكس ميدهد، به عبارتي كار مفيدي از او برنميآيد و به همين خاطر است كه به دنبال مأمني براي انجام يك كار يا فعاليت مفيد ميباشد يا حتي به دنبال مختصر توجهي از طرف اطرافيان. از اين حيث به سمت گروههاي دانشجويي، انجمنهاي علمي و دوستان خوشبرخورد ميرود تا با تأثير گرفتن از آنها و ديدن ثمرات فعاليتشان از آنها احساس امنيت و مفيد بودن بكند. دانشجو در اين زمان كمكم سعي ميكند مثل آنها بينديشد، حرف بزند، بپوشد و عمل كند. اين طرز تقليد شخص را از هويت و شخصيت حقيقياش دور ميكند و خود فراموشي به همراه دارد.
مواردي مطرحشده عمده تحريفهاي فكري و شناختي بود كه در فضاي دانشجويي مورد توجه قرار گرفته و اتفاق ميافتد. ما بيشتر سعي در معرفي و شناساندن رفتارهاي اين گروه افراد داشتيم، البته نكتهاي كه مهم است و بايد بدان توجه كرد زمينههاي شكلگيري چنين احساسهايي و همچنين راه مقابله، پيشگيري و درمان اين عده شخصيتهاست زيرا عدمتوجه كافي به اين احساسها عموماً افسردگي، اختلال شخصيت، پوچي و گاهي موارد خودكشي را به همراه دارد.
*كارشناس ارشد فلسفه تعليم و تربيت