يكي از اين اساتيد جوان اما باتجربه در دانشگاه علوم قرآني امين محمدپور است كه سالها از كودكي پاي ثابت بحث اساتيد قرآني بوده و در زمينه حفظ و قرائت قرآن كريم تلاش كرده و در اين سالها تجربه زيادي كسب كرده است. از استاد جواني ميگوييم كه پس از درس گرفتن، علاوه بر كارهاي تربيتي، اجتماعي، فرهنگي و روانشناسي، 11 سال است كه به طور رسمي در اين كلاسها به قولي درس پس ميدهد و دانشآموزان و دانشجويان بسياري در سنين مختلف از كلاس درس اين استاد بهره ميبرند. اين استاد به درس دادن بسنده نكرده و پژوهشهاي شخصي متعددي در بخش علوم قرآني انجام داده و حدود 30 كتاب در زمينههاي مختلف تاليف كرده است. نوشتههاي وي در مورد موضوعات مختلف، اجتماعي، اقتصادي و قرآني است و محدوديت موضوعي ندارد. آثاري كه در مورد علوم قرآني است به زباني ساده نوشته شده و براي همه افراد قابل قبول است، از توكل و يقين به زبان ساده گرفته تا روشهاي برخورد صحيح با معارضين در پروژهها در حال حاضر نيز اين استاد علوم قرآني مشغول نوشتن زندگينامه حضرت امام (ره) از ابتدا تا پايان زندگي شان از منظر قرآني است و به غير از اين در مورد مسائل مختلف اجتماعي و اخلاقي نيز كتاب هايي چاپ كرده است. در مورد تاثير قرآن در زندگي امروزي با امين محمدپور، نويسنده، پژوهشگر و استاد علوم قرآني گفتوگو كرديم كه ما حصل آن را در ادامه ميخوانيد.
هدف اصلي زندگي شناخت از خودمان است
اول بايد بدانيم و به اين درك برسيم كه درهستي به چيزي متصل هستيم و زير نظريم يا خير؟ آفرينش انسانها با هدف بوده و دردنيا هماهنگي وجود دارد يا نه؟ در اين دنيا حساب و كتابي هست؟ چرا زندگي ميكنيم؟ ما فراموش كرديم دليل اينكه زندگي ميكنيم چيست؟ واقعا مسئله مهمي كه از ياد برديم اين است كه اهداف اصلي زندگيمان چيست؟ از شناخت خودمان است كه به شناخت سايرين ميرسيم و بر اساس شناخت خودمان است كه ميتوانيم كمال انساني را بشناسيم. خداوند اين همه نعمت براي ما قرار داده كه از آنها استفاده كنيم اما برخي تفكرات وجود دارد كه مردم را به دوري از ظواهر و زيباييهاي دنيا دعوت ميكند. هر مسئله يا هر چيزي كه در اين دنيا وجود دارد فقط كافي است كه رنگ خدايي داشته باشد، در اين شرايط ما ميتوانيم به آن بپردازيم اما هر چيزي كه خدايي نباشد نابود شدني است. در واقع هر كار يا هر چيزي كه نزد شماست نابود شدني است و هر چيزي كه براي خدا باشد ماندني است. بزرگان دين ما را سفارش به انجام امور مذهبي كردهاند اما خداوند به حضرت محمد(ص) هم سفارش ميكرد كه از خانواده خود غافل نباشد و با وجود مسئوليت بزرگ پيامبري از او خواست كه به فكر خانوادهاش هم باشد چراكه سلامت خانواده ما را به خدا نزديك ميكند.
قرآن را باور كنيم
مسلمان صوري، تقليدي يا بر اساس اطلاعات كمي نميتواند به قرآن ايمان داشته باشد ما بايد اعتقاد و باور قلبي به قرآن داشته باشيم و واقعيت اين است كه اولا همه اين كلام را واقعيت بدانيم و معتقد باشيم اين قرآن حكيم است و اول و آخر همه چيز را ميداند. ثانياً قرآن براي اين براي ما فرستاده شده و در آن هر مثلي وجود دارد كه بايد به مسائل اطرافمان از اين ديدگاه نگاه كنيم. در مورد همه امور زندگي شخصي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در قالب آيات صحبت شده و نوع زندگي سالم و درست در كتاب آسمانيمان با جزئيات توضيح داده شده است. در قرآن بايدها، هدايت، موعظه و نصيحت هست و نبايدها نيز در آن به بهترين شكل آمده است. برنامهاي براي زندگي مان دارد كه اگر به آن عمل كنيم، به تعالي ميرسيم و رستگار ميشويم.
قرآن به مسائل تشريفاتي ختم نشود
هزار و 400 سال پيش قرآن بر پيامبر (ص) نازل شد و نسل به نسل به دست ما رسيد تا از آن به خوبي استفاده كنيم. در اين سالها و بعد از پيروزي انقلاب با وجود نظام آموزشي اسلامي 10 ميليون حافظ قرآن تربيت و اهميت و توجه مردم بيشتر از قبل به سمت اين كتاب نوراني جلب شد. نظام آموزشي هم مهمترين ابزار تفكر است كه با تغيير در اين سيستم در سياستها تغييراتي به وجود آمد. با گذشت زمان ميبينيم كه اين تغييرات به سمت مسائل تشريفاتي پيش ميرود و در مراسمهاي مذهبي، عزاداريها و ختم نواي قرآن بيشتر شنيده ميشود، در واقع ديد ما نسبت به قرآن سطحي شده است و تا زماني كه اين ديدگاه وجود داشته باشد و عدهاي آن را كتاب تشريفاتي بدانند معضلات سبك زندگي ما حل نميشود.
امام صادق (ع) از طريق قرآن حدود 4 هزار شاگرد و دانشمند را تعليم داد اين در حالي است كه فقط دو قسمت از علم كشف شده و هنوز 25 قسمت از آن ناشناخته مانده است و همه اين علوم را ميتوان از بطن قرآن كشف كرد. همه ما در كلاسهاي درس، دانشگاه، مراسمهاي مذهبي و سخنرانيها در مورد دين و عمل به آن ميشنويم اما هر وقت قبل از اين آموزش؛ مهر، محبت، اشتياق را در افراد به وجود آورديم و سبك برنامههايمان تغيير كرد و براي مردم باورپذيرتر شد، ميتوانيم بگوييم كه موفق بودهايم.
ارتباط با مخاطب دوطرفه باشد
نحوه بيان و سياستهاي تربيتي اساتيد قرآني بايد به گونهاي باشد كه افراد را به سوي خود جلب كند. همه آنها بايد دوره روانشناسي ارتباطات يا ارتباط كلامي و غيركلامي گذرانده باشند تا بتوانند نحوه برخورد با افراد را آموزش دهند و اين ارتباط دو طرفه باشد. در واقع ما بايد مخصوصاً به نسل جوان حقيقت را بگوييم، اما از گفتن واقعيتهاي قرآن غافل شدهايم. بايد اصل قضيه را براي اين طالبان حقيقت ثابت كنيم و پس از آن خودشان براي كشف آن علاقه نشان داده و به دنبال پاسخ چراها ميروند. ميگويند سراغ فرياد برويد چون تا آسمان شما را ميكشاند بدون آنكه خودتان بدانيد به طرف آن كشيده ميشويد.
در وهله اول بايد اساتيدي را تربيت كنيم كه بتوانند مردم را به راه درست تشويق كرده و از روشهاي جديد براي جذب آنها استفاده كنند. اين مباحث علمي و مذهبي ميتواند آنقدر شيرين و جذاب باشد كه مخاطبان پير و جوان به يك اندازه به آن واكنش نشان دهند و به اين سمت و سو كشيده شوند. دين اسلام و مسائل قرآني را با علم روز براي افراد جامعه بيان كنيم و براي هركس در حد و سن خودش و با زبان خودش اين موضوعات را مطرح كنيم. فن بيان يكي از اصول مهمي است كه ميتواند تاثير بسيار زيادي روي افراد بگذارد.
سختگيري نكنيم
زماني كه قرآن تلاوت ميشود فرشتگان در آن مكان حضور دارند و براي همه حاضران ثواب نوشته ميشود. در احاديث نيز آمده است كه در هر محفل قرآني چه يك چه 10 آيه خوانده شود، شياطين راهي ندارند چون محل تجمع فرشتگان است حتي اگر بر خلاف ميل باطني در اين جمع باشيم باز هم ثواب ميبريم. اينكه هركس با ذوق و شوق در اين مراسمها حضور پيدا كند تا اينكه با اجبار باشد فرق ميكند. خانوادهها و اساتيد اين حوزه بايد آهسته آهسته جوانان را با اين فضاهاي معنوي آشنا كنند و به هيچ وجه تندروي و اجبار جواب نميدهد. آرام و پيوسته در اين راه گام برداريم و انتظار نداشته باشيم كه بچههايمان يك شبه قاري قرآن يا حافظ آن يا رهرو واقعي قرآن شوند، بلكه با روشهاي جديد و آرامش آنها را با اين كلام آشنا كنيم و در اين صورت است كه اثراتش را در آينده در زندگي افراد خواهيم ديد.