ميگويم: من كه ديگر زير بار اين بهره بانكي كمرم خم شد. بانك ميزديم ميرفتيم زندان، الان آزاد شده بوديم. يعني شده بوديم مثل آنهايي كه بانك ميزنند و نميروند زندان! يا ميروند زندان و زندان برايشان ميشود دفتر كار يا ...
ابوي ميگويد: عقبگرد! اينكه چيزي نيست! افزايش نرخ سود بانكي، پدر واحدهاي توليدي را هم درآورده است تو كه جاي خود داري. بيچاره آن كسي كه با پول وام، پورشه شش در خريده است!
ميگويم: توليد و صنعت كه متولي دارد. آنها كه مثل من و شما نيستند كه حامي نداشته باشند. حتماً يك راهبرد سوم هم براي آنها ميتراشند.
ابوي ميگويد: چه ميگويي؟ وقتي از وزير صنعت، معدن و تجارت در اين خصوص پرسيدهاند، از اظهارنظر درباره وضعيت نرخ سود در سيستم بانكي خودداري كرده و بانك مركزي را مسئول پاسخگويي در اينباره دانسته.
ميگويم: پس اين فقط من و شما نيستيم كه حامي نداريم؟ سر توليد هم كلاه گشاد گذاشتهاند. وام ميدهند و جانشان را ميگيرند. اين خود صناعتي است در اين كشور. بايد براي آنها هم منتظر راهبرد سوم بمانيم.
ابوي ميگويد: هي ميگويي سوم، سوم! مگر راهبرد اول و دوم داشته كه رسيدهاي به سوم. اصلا يعني چه؟
ميگويم: وقتي مجلس سه تا اقتصاددان زبده داشته باشد، خب حتماً راهبرد سوم هم دارد! چون تا سه نشه بازي نشه. اصولا ماها اهل ائتلافهاي سهگانهايم و بعدش نسبت به مقبوليتمان يك خروجي ميدهيم بيرون و...
ابوي ميگويد: خيله خب. باز زدي به صحراي محشر! آرام و شمرده بگو ببينم راهبرد سوم دادهاند؟ چه گفته اند؟ آب و نان ارزان ميشود؟ مرگ قسطي ميشود؟ چيست اين راهبرد؟ سريع بگو ببينيم شب عيدي ميتوانيم فكل كروات كنيم برويم خواستگاري دختر همساده دور براي تو يا نه؟ پاي بانك جهاني در ميان است؟ پولهاي بلوكه شده آزاد شده را بين مردم تقسيم ميكنند؟ بابك زنجاني سهم مردم را كه خورده بود بالا آورده و عيدي ميدهد؟
ميگويم: بله. دادهاند. محمدحسين حسينزاده بحريني، مصباحيمقدم و توكلي نامه دادهاند به روحاني. بعد روحاني داده است به دولت. بعد باز اين سه نفر دادهاند به جهانگيري. نامه همينطور دارد دست به دست ميشود تا دست زياد بشود.
ابوي ميگويد: محتوايش چيست؟ محرمانه است؟ در مورد گوشت و حبوبات است؟ گاز رايگان ميدهند يا ميگيرند؟ نامه بار حقوقي كه ندارد؟ ما بيسوادها حاليمان ميشود يا بايد برويم وكيل بگيريم تا نامه وكيلمان را بخواند و برايمان ترجمه كند؟
ميگويم: يك نامه پيشنهادي است. پيشنهاد آنها در نامه ادامه شيوه فعلي هدفمندي يارانهها نيست و در واقع در مقابل شيوه فعلي است.
ابوي ميگويد: دفعه بعد به اين سه نفر رأي ميدهم. آفرين. با اين شيوه كه نميشود زندگي كرد. كم مانده است كه يكدفعه بگويند بنزين ليتري 10 هزار تومان و جان آدم را بگيرند.
ميخندم و ميگويم: شيوه فعلي عبارت است از افزايش تدريجي قيمت حاملهاي انرژي و انتقال تدريجي آنها به مصرفكنندگان يعني خانوارها و واحدهاي توليدي، اما پيشنهاد آنها اصلاح دفعي قيمتهاي حاملهاي انرژي ولي انتقال تدريجي آن به مصرفكنندگان است.
ابوي ميگويد: زحمت كشيدهاند. لطف كردهاند. ممنون از حمايتشان. سبدشان را گرفتهاند و يك ليوان آب رويش خوردهاند حالا ميگويند دفعي برود بالا، تدريجي انتقال پيدا كند. وام ميدهند لابد؟
ميگويم: اين يك راهبرد كاملاً جديد است كه هم فوايد اصلاح يكباره قيمتها را نصيب اقتصاد ميكند و هم ضررهاي انتقال يكباره قيمتها به خريداران دامن اقتصاد را نميگيرد بلكه يك راهبرد تركيبي است كه نام آن را راهبرد سوم گذاشتهاند.
ابوي ميگويد: آن وقت تو ميگويي اينها براي بانكها هم نسخه بپيچند؟
ميگويم: گل بيعيب خداست.
ابوي ميگويد: حالا كه كمرت خم شده به راهبرد سوم من گوش كن؛ زير فرش را نگاه كن. اگر چيزي مانده بردار برو و قسط عقب افتادهات را بده. تا لباس تنت را مصادره نكردهاند. ميخواهد باز هوا سرد بشود. ميچايي. نبات هم نداريم بگذاريم كنار فنجان چايت.
ميگويم: وقت خواب! آن زير فرشي را برداشتم دادم زير ميزي كه وام گرفتم. ساعت خواب.
ابوي به سرفه ميافتد و ميگويد: راست ميگويي. ساعت خواب.