طرح مدعاي قائلان به سكولاريسم
گروهي ديگر از معتقدان به سكولاريسم اينگونه استدلال كردهاند كه اگر دين و امور مقدس در عرصه دنيوي مردم وارد شوند، جايگاه قدسي خود را از دست داده و تبديل به اموري عرفي ميشوند؛ چراكه امور دنيوي، چون ماهيتاً با امور ماورايي و الهي فرق دارد، هرگز نميتواند قدسي شود. به همين دليل نه تنها امور دنيوي و بشري قدسي نميشوند، بلكه امور قدسي نيز هنگامي كه وارد عرصه طبيعت ميشوند ارزش و قداست خود را از دست داده و تبديل به امور عرفي و دنيوي ميشوند.
نتيجه آنكه دين و امور مقدس بايد پاي خود را از محدودههاي فردي فراتر نگذارند و به عرصههاي اجتماعي، حكومتي و معيشتي قدم نگذارند. چون نه تنها توانايي قدسي كردن چنين اموري را ندارند، بلكه تقدس خود آنها نيز از بين ميرود و امري عرفي و بشري ميشوند.
براي نقد و بررسي اين استدلال بايد به مباحث زير توجه شود:
مفهوم قدسي بودن
قدسي بودن مبتني بر بهرهمندي از صبغه و جنبه الهي در عقايد و اخلاق فردي و اجتماعي است. پيام دين دستيابي به دو هدف بزرگ حسن فعلي و حسن فاعلي است و انسانها موظفند با همه توان، خود را به اين دو هدف ارزشمند نزديك كنند. هر اندازه انسان در افعال و سكنات خود از اين دو حسن بيشتر بهرهمند شود اعمال و رفتار او بيشتر صبغه الهي خواهد گرفت و در نتيجه مقدستر خواهد شد. در نتيجه قدسي شدن امور عالم هيچ ربطي به تغيير ماهيت آنها ندارد و هر فعلي كه داراي دو حسن مذكور باشد، صبغه الهي و قدسي ميگيرد و هيچگاه حسن و قبح اشيا و افعال، به منزله ماهيت و اجزاي ماهوي آنها نيست تا ديني شدن آنها سبب تغيير ماهيت شود؛ كه چنين چيزي محال است.
گستره امور مقدس، از معاد تا معاش
شايد عدهاي بپندارند كه بسياري از فعاليتها و اعمال انسانها كه لازمه زندگي طبيعي و مادي اوست، اموري عادي و معمولي به حساب ميآيند و از اين جهت با مفهوم قدسي بودن منافات دارند، اما تأمل در اين نظر دين و احكام شرع نشان ميدهد حتي اين امور هم ميتوانند رنگ و صبغه الهي بگيرند و ديني و قدسي شوند؛ چنان كه امام صادق(ع) فرمودند: كسي كه براي تأمين خانواده خويش تلاش ميكند اجر او همانند پاداش مجاهد در راه خداست. پس اينگونه نيست كه دين بخواهد تنها اعمال خاصي از بشر و رفتار مخصوصي از او را – مانند دعا و نيايش – اموري قدسي و نوراني بداند، بلكه لياقت و استعداد نوراني شدن در همه اشكال و جوانب زندگي انساني وجود دارد.
پشتوانه امور مقدس در عالم تكوين
امور ديني و قدسي به دليل پشتوانههاي عظيم تكويني با ورود به عالم طبيعت و جوامع بشري نه تنها تقدس خود را از دست نميدهند بلكه موجب قداست امور عرفي خواهند شد. توضيح آنكه هر امري كه صبغه ديني و قدسي دارد از پشتوانهاي تكويني برخوردار است، به گونهاي كه آن سوي احكام و تعاليم ديني، حقايق تكويني قرار دارد و در حقيقت، تعاليم مذكور همان حقايق است كه در كسوت اعتبار ظاهر شده و به شكل دين تجلي كرده است. لذا جزء جزء دين مبنا و منشأ ارزشمند عيني دارد. از مطالب فوق به دست ميآيد كه صبغهاي ملكوتي سراسر جهان را پوشانده و در وراي بسياري از امور كه توسط انسانها عادي شمرده ميشوند پشتوانههاي تكويني نهفته است. بر همين اساس است كه برخي از امور عرفي ديگر از ديگر اشيا و امور متمايز ميشوند؛ مثلاً خاك در عالم زياد است، اما بعضي از خاكها مانند تربت سيدالشهدا مقدس و مايه شفا ميشود.
اين نقد در شماره آينده ادامه دارد. انشاءالله
تنظيم كننده: محمد زند