شكي نيست كه بازيگران به دليل جايگاهي كه در عرصه رسانهها دارند، بهعنوان گروه مرجع در جامعه محسوب ميشوند و به نوعي زير ذرهبين مخاطبان عام بهخصوص طيف كم سن وسال هستند كه از تمام رفتار و گفتارشان الگو گرفته ميشود، بنابراين چگونگي رفتار و گفتارشان حتي پوشش آنها بايد درست باشد تا خواسته و ناخواسته مروج بياخلاقي در فضاي جامعه نشوند، اما با اين وجود اغلب شاهد رفتارها و گفتارهاي ناجوري از اين گروه تأثيرگذار هستيم كه همه اينها به كمكاري فرهنگي ميان اين افراد برميگردد. چندي پيش در نشست نقد و بررسي فيلم «طبقه حساس» رضا عطاران، در پاسخ به اين سؤال كه آيا شما براي خنداندن مردم حاضريد دست به هر كاري بزنيد و به نظر ميرسد نوعي قبحشكني براي خنداندن مردم در بازيتان ديده ميشود، گفت: «من خيلي در ميان مردم هستم. ماشين آنها را سوار ميشوم، آنها را ميبينم. همه از من خواهش ميكنند و ميگويند كاري بساز تا ما بخنديم؛ به نظرم نياز جامعه امروز خنديدن است. حتي يكي از دوستان منتقد چندي پيش در جايي گفته بود عطاران براي اينكه مردم را بخنداند حاضر است شلوارش را هم پايين بكشد. من حاضرم براي خنداندن مردم شلوارم را هم پايين بكشم. من يك ذره جلوي احساساتم را گرفتم اما اين واقعاً نياز جامعه است.»
اين نوع صحبت كردن آن هم در يك نشست خبري كه رسانهها حضور دارند نه يك محفل كوچك دوستانه ـ البته از يك بازيگر مشهور انتظار نميرود حتي در محافل دوستانه هم از اين ادبيات استفاده كند ـ مناسب نبود متأسفانه از ديد رسانهها و عوامل سينما اين بياخلاقي دور ماند و اطرافيان هم با شوخي و خنده از كنار آن گذشتند؛ درحاليكه آن زمان ميبايست پيشكسوتان عرصه سينما وتلويزيون كه بحمدالله امسال اغلب حضور مؤثري هم داشتند يا مديران سينمايي اين نوع صحبت كردن لمپنوار عطاران را توبيخ ميكردند.
البته صحبتهاي انتقادي و بجاي استاد جمشيد مشايخي، نسبت به اين بياخلاقي عطاران تا اندازه زيادي اميدواركننده بود كه هنوز هم در ميان اهالي سينما و تلويزيون حساسيتهايي از اين دست وجود دارد. مشايخي بهعنوان پيشكسوت بازيگري در نشستي كه با اهالي ورزش داشته گلايهمندانه گفته بود: «آقاي عطاران شما ميتوانستيد براي خنداندن مردم بگوييد از بالاي يك درخت چنار به پايين ميپرم نه آنكه آن حرف زشت را كه من از گفتن آن خجالت ميكشم به زبان بياوريد؛ آنوقت ما بهخاطر اين بياخلاقيها به او جايزه هم ميدهيم و هنرمندان ما بايد معلم اخلاق باشند و ما نبايد به خاطر بياخلاقيها به اين افراد جايزه هم بدهيم.»
سيمرغ فيلم اخلاقي و بازيگر اخلاقگرا هم ميتواند به جمع سيمرغهاي جشنواره بپيوندد تا بعضيها ياد بگيرند اخلاق هم مانند كيفيت در توليد يك ارزش است. شايد براي عدهاي رفتار اين بازيگر كمدي چيز عجيبي نيست، زيرا توهينهاي بسيار بدتري را در فيلمهاي هاليوودي ميتوان ديد اما آيا الگوي جامعه ما هاليووديها هستند يا امامان معصوم؟! اين سؤالي است كه درباره رفتار عجيب آقاي بازيگر بايد پرسيد و مهمتر از همه اينكه آيا استاد جمشيد مشايخي تنها وجدان اخلاقگراي سينماي ايران است؟! چرا كس ديگري به اين ادبيات سخيف واكنش نشان نداد تا كمكم به يك هنجار تبديل نشود؟! چرا از آن همه افرادي كه در رسانهها با واژه استاد و هنرمند اسمشان را ميبرند و در جشنواره هم حضور داشتند نسبت به اين ادبيات سخيف موضع نگرفتند؟!