کد خبر: 634460
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۰:۱۵
گفت‌وگوي «جوان» با دكتر مهدي جليلي در رابطه با معضلات گردشگري در ايران
دكتر مهدي جليلي دانش‌آموخته رشته حقوق خصوصي دانشگاه اصفهان است كه تحقيقات مفصلي در مورد كميت و كيفيت صنعت توريسم در ايران داشته است
معصومه طاهري
دكتر مهدي جليلي دانش‌آموخته رشته حقوق خصوصي دانشگاه اصفهان است كه تحقيقات مفصلي در مورد كميت و كيفيت صنعت توريسم در ايران داشته است. وي به‌ويژه پيرامون مسائل امنيتي گردشگران خارجي مطالعاتي هم انجام داده كه توجه به آن در پيشبرد صنعت توريسم در كشورمان تأثير زيادي خواهد داشت. دكتر جليلي در اين تحقيقات به مسائل مختلفي از جمله علل كاهش ورود توريست خارجي به ايران، ‌كمبود‌هاي زيرساختي صنعت توريست، ‌خلأهاي‌قانوني آن و حس امنيت توريست با توجه به عمليات رواني دشمن به صورت جامع پرداخته است، مسائلي كه مي‌تواند خارج از آمارهاي غيرواقعي و بيلان‌محور برخي مديران اين صنعت مهم كه در عرصه فرهنگي، اقتصادي و سياسي اثرگذاري بالايي دارد را در كشور احيا كند. به‌‌همين منظور با وي به گفت‌وگو نشستيم.


هدف اصلي از انجام پروژه تحقيقاتي كه پيرامون گردشگري انجام داديد چه بود؟
وقتي مي‌خواهيم صنعت گردشگري دركشوري توسعه پيدا كند به‌طور قطع نياز به يك سري پيش‌شرط‌هاي بنيادين است تا بتوانيم براساس آن موانع را برداريم و زمينه رونق اين صنعت را فراهم بياوريم. ما از نظر آثار تاريخي و طبيعي كمبودي نداريم. ايران جزو 10 كشور اول آثار تاريخي و پنج كشور آثار طبيعي است؛ ‌اما با اين وجود گردشگر خارجي ما به نسبت كشورهايي مانند دبي، تركيه، امارات و تايلند اندك است و مي‌توان گفت نبود حس امنيت در ايران باعث اين كاهش شده، زيرا گردشگري كه هزينه مي‌كند دنبال دردسر نيست. دوست دارد با آرامش و احساس امنيت مسافرت كند. بر همين اساس من مسئله امنيت گردشگري را بررسي كردم.
در كشور ما براي گردشگران خارجي امنيت وجود ندارد؟
امنيت و احساس امنيت دو مسئله جدا از هم هستند در كشور ما امنيت وجود دارد. ترس از بمب‌گذاري و كشتن نيست، اما احساس امنيت چيز ديگري است؛ به‌خصوص براي گردشگران حرفه‌اي وقتي بخواهند مقصدي را براي سفر انتخاب كنند مهم‌ترين ملاك‌شان احساس امنيت و آسودگي خيال است.

پس ديدن آثار تاريخي در درجه دوم قرار دارد؟
بله. بازديد از آثار تاريخي و طبيعي بعد از احساس امنيت مطرح است. براي مثال افغانستان و پاكستان جاذبه‌هاي گردشگري خوبي دارند اما گردشگران رغبت نمي‌كنند آنجا بروند چون احساس امنيت براي آنها نيست. زماني لبنان وضعيت خوبي براي گردشگري داشت اما امروز به‌خاطر درگيري‌ها، گردشگران مي‌ترسند يا در سوريه هم همين وضع حاكم است. از كشته شدن نگران است. ديدن آثار تاريخي و طبيعي با وجود آرامش و امنيت خاطر است؛ البته به‌صورت استثنا گردشگران ماجراجو مانند گردشگران جنگ دوست دارند مناطق جنگي را از نزديك ببينند كه تعداد اينها كم است و عموماً گردشگران به دنبال آرامش هستند. خيلي از آثار تاريخي ما در مرزهاي جنوبي است مانند شهرسوخته كه بزرگ‌ترين آثار تمدني در آنجا وجود دارد اما گردشگري ندارد به دليل اين‌كه ترس دارند پس مشكل آثار تاريخي نيست.

اين ترس و احساس ناامني چرا به وجود مي‌آيد؟
 دلايل مختلفي دارد. مهم‌تر ازهمه تبليغات منفي عليه ماست و جو ايران‌هراسي كه به راه‌انداخته‌اند و از كاه كوه مي‌سازند. مشكلات گردشگري هميشه در همه جاي دنيا وجود داشته ولي رسانه‌هاي غربي، مشكلات ايران را پررنگ مي‌كنند و بزرگ نشان مي‌دهند. براي مثال سال 86 يك گردشگري ژاپني در بم گروگان گرفته شد و تا اتمام جريان چندين سال آژانس‌هاي مسافرتي خارجي ضد ايراني اين مسئله را بزرگ‌نمايي مي‌كردند كه ايران نرويد خطر ربودن دارد و به جاي آن به دبي برويد.
اغلب موارد گفته مي‌شود كه گردشگران خارجي ما زياد هم شده‌اند!
بله اما من به‌عنوان يك شهروند نسبت به 10 سال پيش خيلي كم گردشگر مي‌بينم. يك‌بار با فروشندگان ميدان امام صحبت مي‌كردم مي‌گفتند حدود 10 سال پيش به‌قدري زياد بود كه ما آرام آرام زبان خارجي ياد گرفته بوديم اما امروز اين وضعيت نيست. به جز گردشگران عربي كشورهاي اطراف كس زيادي نمي‌آيد. ما توانايي‌هاي بالقوه زيادي داريم اما گردشگرمحدود است، چون با وجود تعدد آثار تاريخي و طبيعي احساس امنيت براي آنها اهميت دارد وقتي اين حس تأمين بشود گردشگر خارجي هم زياد و در نتيجه اشتغال‌زايي بيشتر مي‌شود. كشورهاي اطراف ما با ايجاد حس امنيت، روي آثار تاريخي كه ندارند سرمايه‌گذاري كردند تا گردشگر جذب كنند مثلاً مالزي شهركي ساخته كه تمام آثار شاخص دنيا را در آن كپي كرده است. آنها ميدان نقش جهان اصفهان را با تمام آثار اطرافش عيناً بازسازي كردند. وقتي آنجا مي‌رويم تمام ابنيه را يك‌جا كنار هم مي‌بينيم و اين براي گردشگر جالب است.
چگونه مي‌توان اين حس امنيت را براي گردشگر خارجي قوت بخشيد؟
تبليغات خيلي اهميت دارد. مثلاً چند سال پيش در مكزيك بيست گردشگر را گروگان گرفتند و اموالشان را هم دزديدند تا يك‌سال گردشگري مكزيك متأثر از اين مسئله بود اما به‌قدري در سايت‌هاي مختلف براي گردشگري تبليغات كردند كه آن ذهنيت منفي درمورد مكزيك از بين رفت. بعد از حوادث 11سپتامبر كسي جرئت رفتن به امريكا را نداشت، اما با تبليغات آن شرايط را عوض كردند يا در مالزي سونامي آمد با تبليغات احساس امنيت به گردشگران دادند كه خطري اينجا نيست.

ما در اين رابطه براي احساس امنيت گردشگران خارجي كاري نكرديم؟
ما اطلاع‌رساني نداريم اگر هم باشد خيلي ضعيف است. مثلاً چند سال قبل گردشگري فرانسوي در اصفهان كشته شد ولي به‌جاي شفاف‌سازي و اطلاع‌رساني، نقاط مبهم را بيشتر كرديم چون حرفي نمي‌زنيم معتقديم اگر اين مسائل گفته شود خوب نيست و ناخواسته به رسانه‌هاي غربي ميدان مي‌دهيم تا تبليغات منفي داشته باشند و باعث ترس از ايران بشوند. نكته جالب اين‌كه در يكي از سايت‌هاي گردشگري انگليس نوشته بود يكي از نقاط مسافرتي ايران است اما شما را بيمه نمي‌كنيم، زيرا ممكن است آنجا كشته شويد درصورتي‌كه اين شرايط ناامني در ايران نيست، گردشگري كه ايران مي‌آيد امنيت دارد اما همين كه مي‌گويند به هر كشوري برويد شما را بيمه مي‌كنيم ولي براي رفتن به ايران تضميني نيست همين باعث ايجاد حس ناامني براي گردشگر مي‌شود.

گردشگر آلماني كه چند وقت پيش ايران آمده بود ايراني‌ها به خانواده‌اش كمك كرده بودند. آيا اين حركت مثبت، بازخوردي نداشت؟
مسلماً بازخورد داشته اما آنچه مهم است توانايي ما براي رسانه‌اي كردن آن در سطح بين‌المللي و بزرگ مطرح كردن آن است. متأسفانه ضعف رسانه‌اي داريم.

اين به سازمان ميراث فرهنگي وگردشگري برمي‌گردد؟
وظيفه اين سازمان حمايت از گردشگران است اما مباحث امنيتي بيشتر به پليس و نيروهاي نظامي مربوط است. احساس امنيت آنها به ميراث فرهنگي ارتباط ندارد.

تاكنون كلاسي آموزشي، قانوني يا مشاوره‌اي براي گردشگري وجود داشته است؟
يكي از علت‌هاي احساس ناامني گردشگري در كشور ما اين است كه قوانين ما در اين رابطه جامع و كامل نيست. مثلاً شما به كشوري مسافرت مي‌كنيد كه با ارزش‌ها و ضدارزش‌هاي آن آشنا نيستيد. از همان ابتدا نگراني داريد كه چه حقوق و تكاليفي به دوش شماست، لذا در تحقيقم پيشنهاد دادم كه قانوني براي گردشگر خارجي تصويب كنيم و با توجه به ظرفيت‌هاي بالقوه كشور، گردشگري را گسترش بدهيم. ايران با وجود تعدد و تنوع آثار تاريخي و طبيعي، تنها يك قانون اصلي به‌نام قانون «توسعه گردشگري و جهانگردي ايران» با 12 ماده دارد كه مربوط به سال 70است و بايد با اين 12 ماده گردشگري با اين عظمت و اهميت را كنترل كنيم. در اين قانون، حقوق و تكليف گردشگري مشخص نيست البته يكي دوبار اصلاح شده اما خيلي مؤثر نبوده است. آيين‌نامه سال0 7 نقاط مبهم قانون اوليه را رفع كرده كه به‌نظرم آن را بدتر كرده است. من چهل صفحه نقد روي آن نوشتم كه بايد تصحيح بشود. اين قانون تنها به توسعه گردشگري با نگاه كلي پرداخته و راهكاري نداده است.

برچه اساسي قوانين تصويب يا اصلاح مي‌شود؟
دولت و مجلس بايد تشخيص بدهند كه قانوني اصلاح بشود، اما تا به ‌حال اين كار در عرصه گردشگري نشده، چون گردشگري در اولويت سرمايه‌گذاري ما نيست و متكي به نفت هستيم. تنها در حد حرف فعاليت داريم در صورتي‌كه ايران كشور خيلي مناسبي است هم آثار متنوع و هم امنيت وجود دارد و از همه مهم‌تر ايران كشور ارزان‌قيمتي است. آيين‌نامه‌راهنماي گردشگري مربوط به سال 1354 است يك بارهم اصلاح نشده يك قانون مربوط به اتباع بيگانه است كه مصوبه 1310 است به جز يكي دو مورد اصلاحي نداشته است. اينها نياز به بازبيني دوباره دارد.
در چشم‌انداز بيست ساله1404 گفته شده كه بايد ميزان گردشگران ما به 20 ميليون نفر برسد.

آيا به نظر شما به اين افق دست پيدا مي‌كنيم؟
متأسفانه در اين‌باره از خودمان آمار ارائه مي‌دهيم و تعريف گردشگر خارجي را تغيير داديم تا آمار ما بالا برود. يكي از دوستان من مديريت جهانگردي در دانشگاه تورنتو مي‌خواند مي‌گفت در ايران تعريف گردشگري را عوض كرده‌اند به اين صورت كه هركس از فضاي ايران عبوركند گردشگر است بدون اين‌كه به ايران بيايد حتي سفيران خارجي يا هواپيماهايي كه براي سوخت‌گيري به ايران مي‌آيند هم در رديف گردشگرهستند مطئمناً با اين تعريف تعداد گردشگران خارجي تا سال1404خيلي بالا مي‌رود.

ارزيابي شما از عملكرد آژانس‌هاي مسافرتي چيست؟
يكي از مشكلات گردشگري ما اين است كه به درستي گردشگر در كشور مسافرت نمي‌كند. آژانس‌ها آنها را به شهرهاي خاص تهران، تبريز، شيراز، اصفهان و دوباره تهران مي‌برند و سفر تمام مي‌شود. وقتي آژانس ما تخصصي باشد كارش بهتر است در نتيجه گردشگر رضايت دارد و احساس امنيت او بالا مي‌رود. آژانسي كه گردشگر خارجي را كربلا مي‌برد همان آژانس گردشگر خارجي ايران مي‌آورد. اين‌كه اصلاً چقدر به زبان آشنايي دارند و مترجم مي‌تواند كاري كند يا نه مدنظر نيست.
نظرتان در مورد پليس گردشگري چيست؟
ايستگاه‌هاي پليس گردشگري بايد شامل فارغ‌التحصيلان مديريت جهانگردي آشنا به چند زبان باشند تا بتوانند گردشگران را به خوبي راهنمايي كنند ولي متأسفانه اغلب اين ايستگاه‌ها تنها يك كارشناس دارد و بقيه سربازان وظيفه هستند كه هيچ آشنايي با اين مسئله ندارند.
نقش آموزش و رسانه‌ها در فرهنگسازي گردشگري را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
خيلي اهميت دارد بچه‌هاي ما از ابتداي مدرسه تا ديپلم، حتي يك كلمه درباره گردشگري و اهميت آن آموزش نمي‌بينند. در سينما و تلويزيون درباره همه چيز فيلم و سريال ساخته مي‌شود كه اغلب محتوايي هم ندارد ولي درباره اين مسئله فرهنگسازي ندارد تا بدانيم نسبت به گردشگران خارجي به‌عنوان يك ايراني مسلمان چه وظايفي به عهده داريم، البته خوشبختانه نگاه مردم به نسبت گذشته خيلي بهتر شده است ولي بايد در اين رابطه كاركرد و فرهنگ‌سازي نمود تا مردم محلي و بومي خود را از گردشگراني كه مي‌آيند جدا و بي‌ارتباط ندانند.

راهكار شما دراين رابطه چيست؟
بايد فرهنگ‌سازي و اطلاع ‌رساني كرد. ما از نظر وجود آثار تاريخي و طبيعي چيزي كم نداريم، امنيت هم به‌قدركافي وجود دارد. مهم اين احساس ناامني است كه بايد برطرف كنيم. با حرف و سخنراني صرف هم عملي نمي‌شود. بايد دراين رابطه كار كرد. مطمئناً اين پروژه يا چند مورد ديگر به تنها مؤثر نيست البته كارهايي شده است و نمي‌توان خارج از انصاف به قضيه نگاه كرد، ولي كافي نيست بايد براي جذب گردشگران خارجي به كشور برنامه‌ريزي اساسي داشت و سرمايه‌گذاري كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار