
بايد گفت كه سياستهاي امريكا در مقابله با جمهوري اسلامي هيچگونه تغييري نكرده و تنها به فراخور زمان به شكل جديدي درآمده است. با يك بررسي ساده ميتوان نشان داد با روي كار آمدن دولت يازدهم در ايران راهبرد امريكاييها همان است و تنها تاكتيكها و شگردهاي مواجهه، تفاوت يافته، به شكلي كه از مؤلفههاي تازهاي پيروي ميكند. مؤلفههايي كه در كليدواژههايي نظير «توقف»، «تهديد»، «تحقير» و «مداخله در امور داخلي» معنا مييابد.
سناريوي چهار مرحلهاي امريكا در پرونده هستهاي
هر چقدر از زمان توافقنامه هستهاي ژنو3 بيشتر ميگذرد رفتار و گفتار مقامات غربي در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران خصمانهتر ميشود، به گونهاي كه كارگزاران نظام سلطه در طول همين مدت محدود بارها و درقالبهاي متفاوت حرف از تهديد نظامي عليه تماميت ارضي كشورمان زده و زبان به تحقير ملت مان گشودهاند.
گارد تهاجمي- تخاصمي امروز امريكاييها –كه در طول 35اخير بيسابقه بوده است- سؤالات بسياري را در اذهان عمومي مطرح نموده؛ اينكه چرا به رغم آنكه تيم هستهاي ايران حاضر به پذيرش بسياري از خواستههاي امريكايي در متن توافقنامه شده ولي طرف امريكايي بيانش تندتر و بيادبانهتر شده است.
چرا تغيير نگرش ديپلماتهاي دولت كه نهايتاً به پلمب بخشي از فعاليت تأسيسات هستهاي و تعليق غنيسازي 20 درصد رسيد دريچه نگاه غربيها و به ويژه امريكاييها را نسبت به جمهوري اسلامي ايران - و پرونده هستهاي كشورمان كه جزئي از يك كلان براي آنهاست- هيچگاه تغيير نداده و بالعكس مواضع ضدايرانيشان را رنگ و بوي عميقتري هم داده اند؟
از زماني كه ديپلماتهاي دولت روحاني حاضر شدهاند در مورد پرونده هستهاي با طرف امريكايي وارد مذاكره مستقيم شوند ميتوان گفت كه امريكاييها يك راهبرد مدون با مراحل مشخص را براي روبهرو شدن با كشورمان در نظر گرفتهاند.
هر چند كه راهبرد نهايي نظام سلطه در مقابله با انقلاب اسلامي را تنها در مفاهيمي مانند«استحاله» و«براندازي» ميتوان جستوجو كرد اما راهبرد اصلي آنها در موضوع هستهاي ايران همان «برچيده شدن تمام وكمال تأسيسات هسته اي» دانست و مراحل آن شامل:
1- «توقف» مقطعي و گام به گام توان هستهاي ايران؛
2- «تهديد»پردامنه نظامي عليه كشورمان؛
3- «تحقير» ملت ايران؛
4- «دخالت»درامور داخلي؛
دانست.
توقف
در مرحله نخست با عنوان «توقف»؛ تعليق غنيسازي 20 درصد، تعطيلي رآكتور اراك، اكسيد كردن و رقيقسازي اورانيوم غني شده 20 درصد، به رسميت نشناختن حق غنيسازي براي كشورمان كه در نهايت به 27 امتياز رسيد صورت گرفته و در دور بعدي مذاكرات آرام آرام قدمهاي ديگر آن برداشته ميشود تا «برچيده شدن تاسيسات هستهاي رنگ واقعي به خود بگيرد».
اين امتيازات فزاينده در حالي به طرف مقابل داده شده كه منسوبان به دولت و برخي از رسانههاي نشانهدار از توافق هستهاي ژنو3 به عنوان يك پيروزي بزرگ و تاريخساز ياد كرده، بدون آنكه نگاه عميقي به تاكتيكهاي دشمن در اين حوزه داشته باشند.
تهديد
هرچند كه «تهديدنظامي» امريكاييها در طول 35سال گذشته تكراريترين بلوف سياسي آنها عليه ايران به شمار ميآيد و امروز «گزينه روي ميز »آنها به عنوان يك طنز سياسي جا افتاده است اما بيش از 10بار تهديد نظامي در طول شش ماه اخير از سوي مقامات سياسي امريكا در طول تاريخ 34 ساله انقلاب اسلامي اقدامي بينظير بوده و نشان ميدهد كه «تهديد»هاي پردامنه آن هم بلافاصله پس از «توافقنامه» اقدامي هدفمند براي به چالش كشيدن جمهوري اسلامي ايران بوده است.
در يكي از آخرين اين تهديدات جان كري بيان ميكند: ايران بايد اندوخته اورانيوم5/3 درصد خود را محدود كند. ايران نبايد و اجازه ندارد رآكتور اراك را تكميل كند. ايران اگر توافق را كنار بگذارد «گزينه نظامي» در پيش گرفته خواهد شد.
اين تهديدات بيسابقه در حالي از سوي كارگزاران نظام سلطه بيان شده كه ديپلماتهاي خندهروي دولت اعتدال تنها به تاكتيك «سكوت» دل بسته و عقبنشيني را چاره كار دانستهاند، هر چند كه بسياري تهديدات پردامنه كنوني را همان سياست قديمي چماق و هويج ميدانند.
تحقير
فاز ديگر از سناريوي غربيها در موضوع هستهاي كشورمان با واژه «تحقير ايرانيها» عينيت پيدا ميكند؛ آنجايي كه در كنار ديگر چهرههاي سياسي امريكايي، وندي شرمن توزيع سبد كالا در ايران را صدقه امريكاييها به مردم ايران بيان كرده و سپس با تحقير رئيسجمهوركشورمان تصريح ميكند: « شما در اخبار ديديد كه ايران اخيراً به طور قابل مشاهدهاي غذا به مردم فقير در جامعه داد كه به نوعي نشاندهنده اين است كه كاهش هدفمند و محدود تحريمها تأثير مستقيم بر مردم اين كشور داشته است، همانطور كه روحاني قول داده بود كه اين پول صرف اهداف ديگر نشود.»
در برابر اين تحقيرها مردممان حتي همان واكنش منفعلانه دولت در برابر تهديدات را هم نشان ندادند. رئيس دستگاه ديپلماسي تنها به «خانم شرمن واقعيتها را مرور كند» بسنده كرده و مجلس جور دولت را كشيده و با بيانيهاي به گستاخي شرمن پاسخ ميدهد.
دخالت
در روزهاي شش ماه ديپلماسي لبخند –عريانتر از گذشته- «دخالت در امور داخلي ايران» و «زير سؤال بردن استقلال كشور» در دستور كار نمايندگان دولت امريكا قرار گرفته است به گونهاي كه در سه محور ميتوان آن را مرور كرد.
1- روزگذشته وزارت امور خارجه امريكا به لطف ديپلماسي تمام لبخند در بيانيهاي رسمي و تهديدآميز براي سومين سال حصر خانگي سران فتنه را خواهان شده است.
دربخشي از اين بيانيه آمده: «سه سال پيش در چنين روزي حكومت ايران نامزدهاي پيشين انتخابات رياست جمهوري و رهبران مخالفان، مهدي كروبي، مير حسين موسوي و همسرش، فعال حقوق زنان، زهرا رهنورد، را بدون تفهيم رسمي هرگونه اتهامي تحت حصر خانگي قرار داد. ما در محكوم كردن ادامه حبس آنها و آزار اعضاي خانوادهشان و در طلب آزادي فوريشان، به جامعه جهاني ميپيونديم.»
در ادامه اين بيانيه امريكاييها لحن تهديدآميز را هم چاشني كار كرده و تأكيد ميكنند:
« ايالات متحده به درخواست مصرانه از دولت ايران براي احترام به اين تعهدات ادامه خواهد داد و ما خواسته خود را از ايران، براي آزادي همه زندانيان عقيدتي در بازداشتش، تجديد ميكنيم.»
همزمان با وزارت خارجه امريكا، سازمان غيرانتفاعي عفو بينالملل هم در بيانيهاي در روز ۲۵ بهمن ماه همين ادعا را داشته است.
در هفته گذشته «وندي شرمن»، معاون وزير خارجه امريكا در نشستي كه در كميته روابط خارجي سناي امريكا برگزار شده بود هم آزادي اين افراد و ديگر «زندانيان عقيدتي» در ايران را خواستار شده بود.
2- مصداق ديگر مداخله بيشرمانه در امور داخلي ايران زماني است كه آقاي ظريف در سفر به لبنان برسر مزار عماد مغنيه حاضر ميشود. «كيتلين هايدن» سخنگوي شوراي امنيت ملي كاخ سفيد در واكنش به اداي احترام ظريف به مغنيه، با صدور بيانيهاي آن را محكوم كرده، حزبالله لبنان را به اقدامات خشونتآميز متهم و تصميم ظريف براي گلگذاري در مزار فردي كه او و سازمانش تروريستي هستند، «پيامي غلط ارسال ميكند» و «به تشديد تنشها در منطقه منجر ميشود».
3- نمونه ديگر از دخالت در امور داخلي ايران را وندي شرمن در سخنراني خود درسنا اينگونه مطرح ميكند: «. . . بحث موشكهاي بالستيك ايران هم از مواردي است كه بايد در توافق نهايي به آن پرداخته شود.»
راه اندازي «سفارت» جهت شكسته شدن سد ورود به ايران
البته در مورد گزاره «دخالت» ميشود عنوان كرد كه سران ايالات متحده امريكا به شدت به دنبال راه اندازي مجدد سفارتخانه خود در تهران «با هدف رهبري مستقيم تحولات داخلي ايران» به خصوص جهت غائلهسازي وآشوب آفريني در طي سالهاي آينده هم هستند.
اين درحالي است كه ديپلماتهاي كشورمان هدف از مذاكرات هستهاي را با طرف مقابل ايجاد توازن و تعادل درعمل ياد كرده و سردمداران امريكايي به دنبال شكسته شدن سد ورود به كشور تحت عناويني نظير باز شدن سفارتخانهشان هستند؛ موضوعي كه هيلاري كلينتون وزير امور خارجه اسبق امريكا در اواخر سال 91و در گفتوگو با بيبي سي فارسي ضمن تأكيد بر آنكه كشورش پشت صحنه فتنه سبز در ايران را در اختيار داشته، عنوان ميكند: « دولت امريكا ميخواهد كه روابط خوبي با ايران داشته باشد و حتي ميخواهد كه تا پايان امسال يك سفارتخانه مجازي اينترنتي در تهران داشته باشد كه بتواند به پرسشهاي مردم ايران پاسخ دهد.»
البته روحاني اخيرا بازگشايي سفارت امريكا را دور از ذهن ندانسته و در پاسخ به پرسش شبكه تلويزيوني فرانسوي زبان RTS سوئيس در خصوص امكان بازگشايي سفارت امريكا در تهران ميگويد: «دشمنيها نميتوانند تا ابد ادامه داشته باشند و دوستيها نيز ابدي نيستند و به اين دليل بايد دشمني را به دوستي تبديل كرد.»
رفتارهاي وقيحانه دشمن را بيپاسخ نگذاريد
همانگونه كه اشاره شد، راهبرد نهايي امريكا در مواجهه با جمهوري اسلامي«براندازي» هست و در پروندههاي هستهاي هم «برچيده شدن تاسيسات هستهاي» بوده و چهار مولفه آمده هم مقدماتي جهت رسيدن به اين اهداف قلمداد ميشود، اما بايد گفت كه گفتار و رفتار كنوني سياسيون امريكايي يادآور ادبياتي است كه مقامات اين كشور در مقابل مستعمرات خود در گذشته اتخاذ ميكردند و در صورتي كه سكوت تأملبرانگيز دولتمردان در مقابل تحقيرها، تهديدات و مداخلات طرف غربي در امور داخلي ادامه يابد، چه بسا پا را از اين هم فراتر نهاده و عباراتي را بر زبان جاري كنند كه شايسته ملت ايران نبوده و در تاريخ به عنوان سندي موثق - كه دال بر عقب نشيني اعتداليون از حقوق ملت ميباشد–ثبت شود.
در پايان بايد تأكيد داشت كه بهتر است دولتمردان تنها ديپلماسي را خلاصه به مذاكره، صبحانه كاري و لبخندهاي پياپي در عالم سياست نديده و در مقابل رفتارهاي غيرديپلماتيك و وقيحانه امريكاييها پاسخ قاطعانه و درخور توجهي جهت ارتقاي غرور ملي و دفاع از استقلال نظام داده تا همگان بيش از گذشته مطمئن شوند كه ديپلماتهاي خندان اعتداليون در كار ديپلماسي تك بعدي نبوده، روحيه شجاعت و ايستادگي داشته و تواناييهاي بسياري در اين حوزه دارند.
باسلام .ممنون از مقاله خوبتان .امیدوارم مسئولان دولتی بیش از این عزت ملی ایرانیان را از بین نبرند و پاسخ قاطع و کوبنده ای به امریکا و متحدانش بدهند .
موسوی و کروبی و...نباید حتی با یک درجه تخفیف به ...محکوم شوند....برای انها و تمام عمال خواسته یا نا خواسته امریکا وغرب مجازات به حقی است. عزیزانم از اوکرایین و تایلند و مصر و...درس بگیرید.