دو اثري كه در اين نوشتار مورد بررسي و نقد قرار گرفته، عبارت است از: 1. گلهاي پريشان در باد 2. آشنايان ره عشق، كه هر دو اثر، زندگينامه و تأليف دانشمند و محقق گرانمايه جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي عادل مولايي بوده و در سال جاري (1392) انتشار يافتهاند. اين دو كتاب از آن رو كه تشابه موضوعي داشته و از ساختار و روش تحقيق واحد پيروي كردهاند، با هم بررسي خواهند شد.
1. گلهاي پريشان در باد، عنوان كتابي است كه به معرفي كوتاه (يك صفحهاي)، يك صد نفر از علماي شيعه قفقاز طي دو قرن گذشته و در زمان حاكميت تزاريسم روسيه، شوروي كمونيستي و دوران استقلال آن سرزمين از اتحاد شوروي تا عصر حاضر پرداخته است. منظور مؤلف از سرزمين قفقاز، شامل جمهوريهاي مستقل آذربايجان، ارمنستان، گرجستان و جمهوري خودمختار داغستان است. افراد مورد نظر يا در آن سرزمين به دنيا آمده و زيسته و درگذشتهاند، يا مولدشان در آنجا بوده و بعداً به ايران يا عتبات مهاجرت كردهاند يا پدرشان قفقازي بوده ولي در ايران يا عراق پرورش يافتهاند (ص14). در تدوين اين شرح حالها، مؤلف از دو روش «كتابخانهاي» و «مصاحبه» سود جسته است؛ بدين معني كه علاوه بر روش معمول و جاري استفاده از منابع زندگينامهاي پيشين – از جمله منابعي كه در آغاز مقاله ياد شده است – از خاطرات شفاهي فرزندان، نوادگان، بستگان، آشنايان و معمرين محلي و نيز اسناد و مدارك موجود به جا مانده از آنان، از جمله عكسهاي انفرادي و جمعي استفاده شده است. اين خاطرات، همه صوتي و مفصل بوده و بالغ بر صدها ساعت نوار است كه نزد مؤلف نگهداري ميشود و قرار است در تدوين زندگينامه جامع علماي مذكور تحت عنوان «فرزانگان قفقاز» پيادهسازي شده و مورد استفاده و استناد قرار گيرند كه به طور بسيار مجمل در اين پژوهش از آنها استفاده شده است. (ص 14).
اين پروژه بزرگ كه با حمايت مادي و معنوي «بنياد دايره المعارف استان اردبيل» به انجام رسيده، تأسيس موزه مفاخر ديني استان اردبيل را در سال 1387 به دنبال داشت كه در آن، اصل تابلوهاي مفاخر استان به نمايش درآمده است (همانجا). همچنين قرار است كه موزه مشابهي با عنوان «موزه مفاخر ديني قفقاز» تأسيس شود.
2. آشنايان ره عشق، عنوان كتاب ديگر مؤلف است كه به معرفي كوتاه 50 نفر از علماي برجسته آذربايجان و با همان ساختار و روش پيشگفته در كتاب گلهاي پريشان در باد پرداخته است.
اگر اين دو كتاب با آثار مشابهي كه پيش از آن تأليف گرديدهاند مقايسه شوند، ميتوان تمايزات آن دو را چنين برشمرد:
1. دو كتاب حاضر از نفاست بسيار زيادي از نظر جلد، صحافي، كاغذ، صفحهآرايي و تصوير برخوردار است كه بسيار متمايز از آثار پيش گفته است.
2. زندگينامهها از ساختار و قالب و اندازه واحدي برخوردارند كه آثار پيشين فاقد آنند.
3. چنانكه گفته شد، در تدوين زندگينامهها از دو روش كتابخانهاي و مصاحبه استفاده گرديده و اطلاعات موجود، ممزوج و مكمل يكديگر گرديده كه اين سبك، به نوبه خود بديع و بيسابقه است.
4. در شرح حال علما به فعاليتهاي غيرعلمي آنان، شامل فعاليتهاي سياسي آشكار و پنهان، بازداشتها و دستگيريهاي مكرر، تبعيد و نحوه درگذشت ايشان، اشارات صريحي رفته كه به ندرت در آثار قدما و معاصرين يا مورد توجه و عنايت شرح حال نگاران قرار گرفته يا اگر چنين بوده، از تني چند از شخصيتهاي بسيار بزرگ و معروف – كه تعداد آنها حداكثر از انگشتان دو دست تجاوز نميكند – فراتر نرفته است. اين كتاب نفيس و گرانقدر كه با همت بلند و ايمان راسخ و پشتكار ستودني و ذوق سليم و خامه لطيف و اديبانه جناب آقاي مولايي به رشته تحرير درآمده محاسنش بيشتر از آنست كه در اين مختصر مجال شرح و بسط آن باشد. طبعاً چنين كار عظيمي به دور از ايراد نيست، اما ايرادات جزئي و سهوي، خدشهاي بر اين كار بزرگ وارد نميسازد كه اميد است در ويرايشهاي بعد به ويژه در انتشار كتاب فرزانگان قفقاز مرتفع شود. اميد است كه خداوند متعال يار و مددكار ايشان باشد تا هرچه زودتر شاهد انتشار كتاب فرزانگان قفقاز و ديگر علماي بزرگ خطه آذربايجان و ساير مناطق عالم پرور كشور باشيم.
*پژوهشگر تاريخ اسلام وايران