کد خبر: 633630
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۱۳
وقتي شمقدري به فيلم‌هايي كه خودش مجوز ساخت و توليد داده اعتراض مي‌كند
چه كسي فكرش را مي‌كرد كه قاتل يكي از اعضاي خانواده مقتول باشد؟ اشتباه نكنيد اين متن قرار نيست در نقد فيلم «خانه پدري» باشد اما به نوعي به خانه پدري همه اعضاي خانواده سينماي ايران بازمي‌گردد.
محمدصادق عابديني

 

چه كسي فكرش را مي‌كرد كه قاتل يكي از اعضاي خانواده مقتول باشد؟ اشتباه نكنيد اين متن قرار نيست در نقد فيلم «خانه پدري» باشد اما به نوعي به خانه پدري همه اعضاي خانواده سينماي ايران بازمي‌گردد. در اين خانواده اختلاف نظر هست، دوستي هست، كدورت هست اما تا همين چند وقت پيش دشمني به معناي چيزي كه امروز در آن مي‌بينيم وجود نداشت. پس اين دشمني‌ها از كجا آمده است؟ روز گذشته رسانه نزديك به جواد شمقدري رئيس سابق سازمان سينمايي مطلبي را در نقد مديريت فعلي سينما نوشت و پس از شرح دلسوزي‌ها و برنامه‌هاي مفيد جواد شمقدري براي سينماي ايران، اين سؤال را مطرح كرد كه « اگر چه برخي فيلمها همچون «قصه‌ها»، «عصباني نيستم»، «خانه پدري»، «سيزده» و. . . كه با توجه به توضيحات مذكور، اشاراتي به اعتقادات و باورهاي سنتي، اجتماعي و سياسي مردم ايران از جمله بحث فتنه ۸۸ دارند ولي در دوره قبلي موفق به نمايش عمومي نشدند و بدون رعايت اصلاحات هيچ‌گاه اين امكان را پيدا نكردند، چرا از سوي مديران جديد به راحتي و بدون در نظر گرفتن استانداردهاي بين‌المللي در بحث اكران و انجام اصلاحات ضروري و نيز ملاحظات و صلاح كشور و تأثيرات سوء آنها بر ذهن مخاطب، به هر قيمتي مجوز نمايش دريافت كرده اند؟!».
 
 
 
گويا نويسنده اين متن كمي دچار فراموشي شده است. آلزايمر، نسيان يا همان فراموشي خودمان از بيماري‌هاي رايج دوران ما است و جاي تعجب نيست كه كسي فراموشي بگيرد و يادش برود كه در اين سينما چه گذشته است. دوران مديريت جواد شمقدري را مي‌توانيم دوران تبديل اختلاف‌نظر‌هاي كوچك به دشمني‌هاي بزرگ در سينما بناميم. دوراني كه سينما را از يك خانواده پرجمعيت به گروه‌ها و دسته‌هاي كوچك اما دشمن يكديگر تبديل شد. دعوا ميان سينماگران از كجا آمد؟ مگر همين مدير گرامي نبود كه به بعضي‌ها مانند فرزندانش عشق مي‌ورزيد ولي چشم ديدن بقيه را نداشت؟ نويسنده گزارش مذكور خود اعتراف مي‌كند كه مجوز ساخت فيلم‌هايي كه امروز جاي بحث و جنجال شده‌اند را مديران دوران شمقدري صادر كرده‌اند.
 
 
 
حال با چه رويي شمقدري خود را مدعي عدم نمايش آنها مي‌داند؟ درست است كه نشان دادن چند فيلم مسئله‌دار مي‌تواند آرامش نسبي سينماي بعد از شمقدري را بر هم بزند و نهادهايي مانند مجلس از همين برهم خوردن آرامش نگران هستند اما تخم نفاقي كه امروز درختي تناور شده است را چه كساني در زمين سينماي ايران كاشتند؟ اسامي مشخص هستند، همه مديران شمقدري و خود شخص رئيس سازمان سينمايي وقت! حالا كه آن فيلم‌ها كه زمان شمقدري چيزي بيشتر از طرح‌هاي چند صفحه‌اي يا حداكثر فيلمنامه نبودند به فيلم‌هاي تكميل شده‌اي تبديل شده‌اند، جناب رئيس تازه يادش افتاده كه انقلابي عمل كند و براي مديريت جديد نسخه مي‌پيچد كه چه كار كند و چه كار نكند، مثال كل اگر طبيب بودي سر خود دوا نمودي را براي همين روزها گذاشته‌اند. شمقدري و اطرافيانش از خود نمي‌پرسند كه اگر اين فيلم‌ها بد است، پس چرا ما به آنها مجوز ساخت داديم؟ اگر اين فيلم‌ها غير قابل نمايش هستند چرا وقتي در زمان مديريت ما ساخته مي‌شدند به آنها توجه نكرديم؟ و اگر كارگردان فيلم چيزي جر فيلم‌هايي به اين سبك نمي‌تواند بسازد، پس چرا ما محيط را براي تولد يك فيلم مسئله دار فراهم كرديم؟ جناب شمقدري كه امروز خود را دلسوز و دايه مهربان‌تر از مادر سينما مي‌داند فراموش كرده كه شناسنامه بسياري از اين فيلم‌ها كه امروز براي نمايش دادن يا ندادنشان دعوا است، در زمان مديريت وي صادر شده است. شمقدري خود از كساني است كه سه دهه در اين سينما فعاليت داشته و هنوز هم دارد و چه تلخ است كه قاتل سينما از خانواده مقتول باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار