ديگر قبل از شروع شدن فيلم ميتوان تشخيص داد فيلم خوب است يا نه. از مسئولان بايد تشكر كرد با برنامه معرفي عوامل فيلم قبل از پخش. اعترافي قبل از شروع شدن فيلم. كارگردان و تهيه كننده و بعضاً بازيگران و عوامل قبل از اينكه اعتراض مخاطبين و منتقدين را به همراه داشته باشد، سفارش به صبر ميكنند و از مخاطب درخواست ميكنند حرمت بزرگان سينما را حفظ كنند و نقدها را براي بعد از نمايش نگه دارند اما حواسشان نيست همه جاي دنيا در تمام جشنوارهها كارگردانهاي بزرگتر از كارگردانهاي ما هم اگر فيلم بد بسازند مخاطبين و منتقدين هيچ تعارفي با آنها ندارند. هو كردن كمترين برخورد با فيلم است. اين را گفتم تا درباره صحبت ابتدايي فريدون جيراني توضيحي بدهم. جيراني اينگونه گفت كه: «اين فيلم اصلا جدي نيست، خوابزدهها را نبايد در ادامه من مادر هستم و فيلمهاي اجتماعي بدانيد. اين يك فيلم طنز و مفرح است» و درخواست كرد تا انتهاي فيلم را تحمل كنيم و صبر كنيم. هرچه منتظر مانديم فيلم مفرح و طنز جيراني شروع نشد. نه كه فيلم شروع نشد، نه، فيلم شروع شد اما دريغ از يك لبخند. اين صحبت جيراني هم همان اعتراف قبل از پخش فيلم بود.
فيلم اگر فيلم باشد نياز به توضيح ندارد كه از ترس منتقدين و هو شدن توضيح لازم داشته باشد و درخواست صبر. آقاي كارگردان لطفاً به جاي توضيح و درخواست بيشتر روي كارتان تمركز و بيشتر تلاش كنيد. خوابزدهها با سوژه خوبي شروع ميشود اما بازيهاي بد كه نشأت گرفته از شخصيتپردازي ضعيف و درك نكردن شخصيت از طرف بازيگر است، كار را خراب كرده است. اما سوژه خوب به تنهايي كاري را پيش نميبرد. فيلم بايد داستان داشته باشد. با كليشههاي معمول هم نميتوان از زير بار روايت درست و درمان و جذاب فرار كرد. خوابزدهها يك فيلمفارسي كليشهاي است. اتفاقات دم دستي، كاراكترهاي تيپ و كارگرداني ضعيف. خوابزدهها ادامه كارهاي ضعيف قديميها و كارگردانهاي مسن سينما در جشنواره امسال است. انگار ديگر نبايد به موسفيدهاي سينماي ايران دل خوش كرد.
طنز ساختار نوشتاري و توليدي خاصي دارد. خنداندن از سختترين كارهاي سينمايي است كه لازمهاش شناخت مؤلفههاي طنز، چه متني و چه موقعيتي است. وقتي كارگردان و نويسنده اين ساختارها را بلد نباشند فيلم اسفبار ميشود. ترحم برانگيز. يك افتضاح سينمايي از آب در ميآيد. اتفاقي كه براي خوابزدهها افتاد دقيقاً همين است. جيراني مرد فيلمهاي طنز نيست. ساختار طنز را نميشناسد و نميداند مخاطب را چطور بخنداند و چطور حرفش را در اين قالب ارائه كند. براي همين خوابزدهها فيلمي بيمعني شده است. نه طنز است كه ابتدا ادعا شده بود و نه اجتماعي كه همان ابتدا كارگردان خودش نفياش كرد. خوابزدهها معلوم نيست چيست. اصلاً فيلم خواندنش ظلم است به سينما.