بر اساس آخرين اعلام معاونت آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش، 39 هزار بازمانده از تحصيل در دوره ابتدايي در كشور وجود دارند كه اين رقم از تطبيق دانشآموزان ثبتنام شده با ثبت احوال به دست آمده است. اين معاونت در ادامه گزارش خود آورده است در چند استان از آذرماه تاكنون ۴ هزار دانشآموز بازمانده از تحصيل شناسايي و به تحصيل بازگردانده شدهاند.
جدا از تلاشهاي آموزش و پرورش و سازمان نهضت سوادآموزي براي بستن مبادي ورودي بيسوادي، مطالعه اجمالي پرونده بازماندگان از تحصيل كه روز گذشته در جمع اصحاب رسانه با محمد ديمهور معاون آموزش ابتدايي وزير آموزش و پرورش صورت گرفت، وجوه مختلفي از آسيبهاي موجود در رابطه با ضريب دسترسي به تحصيل در كشور را روشن ميكند.
تكرار اين مسئله كه نيروي انساني محور توسعه پايدار و شاخص بهرهمندي شهروندان از سواد، پايهايترين مؤلفه توسعهيافتگي يك جامعه است، آنقدرها هم در حساس كردن جامعه و مسئولان امر نسبت به بستن مبادي ورودي بيسوادي موفق نبوده، با اين وجود ديمهور به نشست خود با اصحاب رسانه در اين باره بسيار اميدوار است. شايد به همين دليل است كه ارائه آمار دقيق بازماندگان از تحصيل را در دستور كار خود قرار داده تا به نوعي سنت محافظهكاري آموزش و پرورش در اعلام اين دست آمار را بشكند. ديمهور در اين نشست گفت: در كل دوره ابتدايي، 39 هزار بازمانده از تحصيل بعد از تطبيق دانشآموزان ثبتنام شده با ثبت احوال، مشخص شد كه بخش قابل توجهي از اين تعداد مربوط به گذر دوره است و رقم كمي هم مربوط به بين پايههاي دوره ابتدايي است.
هنوز والديني مانع تحصيل فرزندان خود ميشوند
معاون آموزش ابتدايي آموزش و پرورش با بيان اينكه ليست اسمي و مشخصات دانشآموزان بازمانده از تحصيل براي شناسايي به استانها ارائه شد، گفت: بخشي از اين دانشآموزان جزو دانشآموزان استثنايي بودند كه بعضاً آموزش ناپذيرند؛ در برخي مناطق روستايي هم به دليل تعداد اندك دانشآموزان، كلاسهاي چند پايه مختلط برگزار ميشود كه بعضي خانوادهها از حضور دانشآموزان دخترشان در مدارس خودداري ميكنند. ديمهور ادامه داد: در برخي موارد نيز مشكلات معيشتي وجود دارد كه البته پيش از مشكلات معيشتي، مشكلات فرهنگي وجود دارد؛ البته برخي هم ممكن است مربوط به ناكامي باشد كه با ارزشيابي توصيفي اين موضوع كمرنگ شده است.
وي به قوانيني براي بازگرداندن بازماندگان تحصيل به مدرسه اشاره كرد و اظهار داشت: مصوباتي وجود دارد تا با خانوادههايي كه اجازه تحصيل به فرزندانشان را نميدهند، برخورد قانوني صورت گيرد؛ در سند انسداد مبادي بيسوادي نيز به اين موضوع اشاره شده البته اجرايي كردن اين قوانين نيازمند مقدماتي است. ديمهور ادامه داد: بايد از ظرفيت دستگاهها و نهادهاي خارج از آموزش و پرورش نيز استفاده كرد كه علاوه بر سند انسداد مبادي بيسوادي، شيوه نامه اجرايي تدوين كرديم كه به استانها ارسال ميشود؛ در دو استان نيز به صورت عملياتي اقدام كرديم و با استفاده از امكانات خيرين و نهادهاي مختلف وارد عمل شديم.
ديمهور با بيان اينكه اولويت ما در تحصيل دانشآموزان ابتدايي، درس خواندن در همان روستاي محل زندگي است، افزود: در حال حاضر تعداد قابل توجهي از مدارس ما در سطح كشور با تعداد كمتر از 10 دانشآموز تشكيل ميشود.
البته معاون وزير از برنامههاي آموزش و پرورش و مجموعه تحت مديريت خود براي جلب اعتماد والدين به آموزش و پرورش براي اجازه تحصيل به فرزندانشان چيزي نگفت.
پوشش 6/98 درصدي لازمالتعليمها از رؤيا تا واقعيت!
از طرفي فاطمه قربان، معاون سابق آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش نيمه دوم سال گذشته درباره آخرين اقدامات آموزش و پرورش براي افزايش پوشش تحصيلي بين لازمالتعليمها در گفت و گو با رسانهها ادعا كرده بود: آموزش و پرورش تلاش كرده تا عدالت آموزشي را در سراسر كشور برقرار كند و بر همين اساس طبق آمار رسمي 6/98 درصد از لازمالتعليمان كشور تحت پوشش آموزش قرار دارند. بر اين اساس نيمي از 4/1 درصد بازمانده از تحصيل را كودكان متولد نيمهدوم سال تشكيل ميدهند كه همواره در آمار بازماندههاي از تحصيل، اسامي آنها وجود دارد. به گفته قربان، حدود 5درصد از اسامي شناسايي شده در آمار بازماندگان از تحصيل بهمعناي واقعي بازمانده نيستند، چراكه برخي از آنان ممكن است بهعلت فوت و باطلنكردن شناسنامه هنوز در فهرست آموزش و پرورش باشند. همچنين اعلام نكردن سن واقعي در برخي از مناطق و ساير عوامل ديگر مواردي است كه اين آمار را بهشدت كاهش ميدهد. اما آماري كه روز گذشته ارائه شد، نشان ميدهد معاون آموزش ابتدايي در دوره گذشته در شناسايي منافذ بيسوادي موفق عمل نكرده است، زيرا نتيجه تحقق پوشش 6/98 درصدي لازمالتعليمها، 39 هزار بازمانده از تحصيل آن هم تنها در يك مقطع نخواهد بود.
چنانچه با احتساب ضرايب خطاي آمار، در بهترين حالت براي سه ساله اول دوره ابتدايي، 30 هزار بازمانده از تحصيل روي دست كشور بمانند، آن هم شرايطي كه آمار كودكان در سن تحصيل رو به كاهش است، رقم به دست آمده بعد از 12 سال كه متوسط زمان تحصيل در آموزش و پرورش است، به چه رقمي ميرسد؟! جامعه توقع ندارد بعد از سالها و تنها به دليل احتياطكاريهاي سياسي و در نظر گرفتن مصالح حزبي، به يك باره با جمعيت بزرگي از بيسوادان مواجه شود آن هم در شرايطي كه شاخصهاي داشتن سواد در دنيا روز به روز در حال ارتقا هستند.