رهبري انقلاب در سخنان اخير خود در جمع فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش از مردم خواستند مذاكراتي را كه اين روزها ميان جمهوري اسلامي ايران و دشمنان نظام در جريان است، زير نظر داشته باشند و بيادبيهاي دولتمردان امريكايي را ببينند تا دشمن را بشناسند و دورويى و نيات سوء و پليد او را ببينند و در آن ميانه اشارهاي هم دارند كه «بعضىها ميخواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف كنند؛ نه، ببينيد دشمنى را، ببينيد دورويى را.»
از ديروز
اولين حضور جدي امريكاييها در ايران تلاش آنها براي سرنگوني دولت قانوني مصدق بوده است؛ تلاشي كه به نتيجه رسيد و زحمات مردم ايران را هدر داد. كودتاي 28 مرداد اولين خاطره جدي مردم ايران از امريكاييهاست. دولتي كه همين كودتا پايش را در ايران باز كرد و بعدتر با شيفتگي پهلويها به اين دوستان جديد خود، توانست اين جا را محكم كند؛ تا جايي كه اصليترين متحد شاه ايران به شمار رود و محمدرضاي پهلوي بدون هماهنگي با آنان دست به هيچ اقدامي نزند. حمايتهاي امريكا از شاه ايران تنها در بازگرداندن حكومت به وي در جريان كودتاي 28 مرداد خلاصه نشد و در سالهاي بعد، وقتي انقلابيون ايران به رهبري حضرت روحالله خميني به بزرگترين تهديد كننده پايههاي حكومت پهلوي تبديل شدند، كمكهاي مادي و معنوي! امريكاييها پشتوانه سركوب انقلابيون توسط شاه شد.
با پيروزي انقلاب اسلامي اين دشمنيها شكل آشكارتري به خود گرفت. همهاش هم در حمايت همهجانبه و هشت ساله امريكا از صدام در يورش به ايران خلاصه نشد؛ تحريمهاي اقتصادي، تهاجم فرهنگي، دشمنيهاي سياسي در مجامع بينالمللي، حمله به ايرباس ايران، عمليات رواني براي ايجاد موج ايران هراسي در جهان، حمايت از گروهكهاي تروريستياي كه عليه ملت ايران حمايت ميكردند، تحريمهاي نفتي و پروندهسازي عليه مقامات ايران و تحريم آنان از جمله اين اقدامات است. آيا ميشود چنين سابقهاي را از خاطره مردم حذف و آنان را از دشمني با امريكا منصرف نمود؟
تا امروز
اين روزها هم گرچه موج مذاكره خيليها را گرفته و احساس ميكنند دوره دشمني به پايان رسيده است، اما دشمنيها همچنان بسيار پررنگ دنبال ميشود. در طول همين شش ماه اخير، جمهوري اسلامي ايران نزديك 10 بار از سوي مقامات امريكايي تهديد به حمله نظامي شده است. آنها با اين عمل، هم ايران را تهديد ميكنند و هم آنقدري جمهوري اسلامي را خطرناك جلوه ميدهند كه گويا راهي جز حمله نظامي براي امريكاييها نميماند!
آنها از سويي در مذاكرات دم از گفت و گو ميزنند و از سويي ديگر در سخنرانيها و موضعگيريها همچنان همه گزينههايشان را روي ميز ميدانند و ميكوشند چهره خطرناكي را كه از ايران براي جهانيان ساختهاند، همچنان حفظ كنند. آيا اگر بشود همه اين سابقه دشمني را از ذهن مردم حذف نمود، اين كار عاقلانه خواهد بود كه مردم را به تغافل از دشمن اصلي واداريم؟
براي هميشه
دشمني امريكاييها حرف امروز و يك روز و دو روز نيست؛ آن همه از گذشتهها هست كه نوشتن سياههاي از آن در مجال گزارشي در صفحات روزنامه نميگنجد. با اين همه رهبرمان اين هفته از مردم، زير نظر داشتن اين دشمني را خواستند. چه اتفاق جديدي افتاده كه حضرتشان لازم ديدند چنين يادآورياي براي مردم داشته باشند. سر قضيه هماني هست كه در ميانه كلام ايشان ديده ميشود: « بعضىها ميخواهند نظر مردم را از دشمنىِ دشمن منصرف كنند. . .»
به نظر ميرسد برخيها اصل مذاكره را قدم آغازين يا حتي خيلي بيشتر از قدم آغازين براي ايجاد ارتباطي عادي ميان جمهوري اسلامي و ايالات متحده قلمداد ميكنند و اصلش از مذاكرات اخير هم از اين رو حمايت ميكنند كه آن را گام ارزشمندي در جهت برقراري ارتباط ميان ايران و امريكا ميدانند. شايد از سر همين چشم دوختنشان به نقطه نهايي يعني از سرگيري روابط و بازگشايي سفارتخانهها در دو كشور است كه ميكوشند از اين سو (يعني از داخل مرزهاي جمهوري اسلامي) هيچ صداي رسمياي عليه امريكا شنيده نشود و رسانههايشان نيز هيچ تعرضي به امريكا ندارند. آنها قصدشان از مذاكرات برقراري ارتباط ميان ايران و امريكاست و حل پرونده هستهاي را صرفاً گامي به جلو در راستاي اين هدف ميدانند. براي برقراري ارتباط هم لازم است دشمن، دشمن دانسته نشود و براي همين است كه ميخواهند نظر مردم را از دشمني امريكا منصرف كنند. اتفاقي كه يقيناً با حضور رهبري و نيز حافظه تاريخي مردم ايران روي نخواهد داد.
مذاكره از نگاه رهبر انقلاب براي برقراري رابطه نيست و ايشان حدود يك ماه پيش در ديدار مردم قم تصريح كردند كه «قبل از اين حرفها هم ما گفتيم [كه] نظام جمهورى اسلامى درباره موضوعات خاصى كه مصلحت بداند، با اين شيطان براى رفع شر او و براى حل مشكل، مذاكره ميكند» بنابراين مذاكرات صرفاً براي دفع شر شيطان بزرگ و حل مشكل است؛ نه اينكه جمهوري اسلامي قصدي براي عاديسازي روابط داشته باشد.
پاسخ دشمنيها هم قبل از هر كس از مردم گرفته خواهد شد؛ جايي كه حضرت آقا در همين ديدار اخيرشان ميفرمايند: «حالا انشاءالله روز بيست و دوم بهمن خواهيد ديد ملت ايران باز هم در همه شهرها با استحكام مىآيند و فرياد خواهند زد استحكام خود را و نشان خواهند داد اقتدار ملى را. مهم اين است كه ملت ايران بداند كه راز موفقيت او ايستادگى است؛ و ملت ايران بحمدالله اين را ميداند...»
آقای روحانی عزیز٬ من بیسواد نیستم ولی مگر شما نمی گفتید که اورانیوم ۲۰ در صد مصرف پزشکی دارد پس چرا ان را رقیق و اکسیده می کنید؟
سلام آقای روحانی