اين فيلم كه اسمي نامناسب با عنوان «خانه پدري» داشت ما را بر آن داشت كه نامي درخور برايش پيدا كنيم و اين شد كه آن را «دختركشي با هاون سنگي به دست پدر قسيالقلب» ناميديم. اصلا همين موضوع بود كه باعث شد متوجه نكتهاي به ظاهر ريز اما در باطن درشت شويم كه مطابق آن خشنوت پنهان در فيلمهاي امسال را دريافتيم به فراستي عميق. ماجرا از سيليهاي آبدار همسران به يكديگر در فيلمهايي چون ملبورن و 13 شروع شد و اكنون به قتل در همين خانه پدري رسيد. اين شد كه در اين نبود توجه مسئولان جشنواره دريافتيم بايد چارهاي براي اين همه استعداد رو به رشد خشونتطلبي انديشيد و از آنجا كه چماق نمادي قرون وسطايي براي جايزه به شمار ميرود و از سويي علاوه بر شهرت بد ظاهر هنرياي نيز براي اعطا به هنرمندان ندارد جايزه شمشير بلورين را آفريديم تا به بهترين صحنه خشونت اعطا شود.
از اين رو پيشنهاد ميشود به عنوان عضوي از اتاق فكر خودجوش رسانهاي جشنواره تا فرصت باقي است و از عمر جشنواره يك روزي باقي مانده تارانتينو براي اعطاي اين جايزه با پست دي اچ ال فوري به كشور ارسال شود و در اين ميان روح مرحوم بروس لي را نيز احضار كنيد تا به عنوان ناظر كيفي ميزان خشونت صحنهها مشاور كوئنتين جان باشد.
شمشير بلورين مزيتي دارد نسبت به سيمرغ كه قابليت استفاده ابزاري از آن در فيلمهاي بعدي اين كارگردانان است به طوري كه ميتوانند در صحنههاي مختلف آن را به كار گرفته و خون و خونريزي بيشتري ايجاد كنند تا لطافت شاعرانه مضاعفي به فيلم ببخشند.
از سال ديگر هم ميشود استاديون فن نظير خواهر برادر واچووسكي (همان برادران واچووسكي كه يكي از آنها تغيير جنسيت داده)، جان وو، تاكشي كيتانو و نظاير را به عنوان هيئت انتخاب دعوت كرد تا اين امر مهم را به منصه ظهور برسانند و براي افزايش فضاي خشونت ميشود سكانسهايي از اين گروه خشن پكين پا را به عنوان نمونه كار قبل از اهداي جوايز پخش كرد.
اين كه خشونت در فيلمهاي امسال موج ميزند قضيه كمي نيست و بايد با هدايت آن سينماگران را دلگرم كرد تا در اين مسير جديد نيزههاي بلند پرتاب كنند و با انفجارهاي مكرر و قطع كردن دست و پاهاي افزونتر جلوه بيشتري به فيلم بدهند. ميشود قوانين دلگرمكننده ديگري هم براي بخشي با نام مثلاً «سرم را قطع كن و دست و پايم را بخور اما قلقلكم نده كه من خيلي خشنم رفيق» تدوين كرد كه مطابق آن اگر در تيتراژ فيلمي كمتر از 20 آدم كشته يا درب و داغان نشوند قادر به شركت در اين بخش نباشد.
به هر حال روحيه هنرمندان سينما را نبايد خراشيد و به خاطر لطافت چندين برابرانهاي كه نسبت به مردم عادي دارند بايد دركشان كرد و فيلمهاي خشنشان را به ديده منت نگريست و دكستروار پسنديد. باشد كه رستگار شويم.