هفتهنامه آسيا در آخرين شماره بهمن ماه خود مصاحبه مفصلي با يك خواننده زن داشت، شخصي كه سابقه خوانندگي در زمان طاغوت را دارد و بعد از انقلاب هم كار خود را در اروپا و امريكا ادامه داده است، خبرنگار اين نشريه در كنار هنرخوانندگي اين زن! به تجليل از هنر فشن او در مدهاي سنتي و محلي در خارج از كشور پرداخته است. تقدير از يك خواننده زن آن هم در نشريهاي كاملاً اقتصادي جاي تأمل و سؤال دارد؛ چه آنكه با توجه به عنواني كه اين مجله دارد بايد در مورد مسائل اقتصادي باشد يا با كارآفرينان موفق مصاحبه كند نه افرادي از جمله اين آوازهخوان زن، چيزي كه خلاف شرع و عرف اسلامي است ؟!
البته چند وقتي است چنين موج نرم و زيرپوستي در حوزه فرهنگ بهراه افتاده است و در برخي رسانهها شاهد آن هستيم؛ چنانچه قبل از اين هم روزنامه اصلاحطلب اعتماد گفتوگوي مبسوطي با يك خواننده زن ترتيب داده و تصوير بزرگ او را در صفحه اول خود منتشر كرده بود. در بخشي از اين مصاحبه، زن خواننده گفته بود: نخستين ترانه من در هر كنسرتي همواره با ذكر نام مولا علي(ع) آغاز ميشود. با ذكر نام مولا علي(ع) شور و هيجان عجيبي در سالن بر پا ميشود. ارتباط ما با مخاطبان و تبادل انرژيها و حسهاي مثبت از همين ابتدا آغاز ميشود و تا پايان كنسرت ادامه دارد تا كنسرت ما با شور و هيجان به پايان برسد. جالب است كه اينگونه به دنبال عاديسازي و قبحشكني شرعيات هستند و بلافاصله بر كاري خلاف شرع، برچسب ديني ميزنند تا اعتبار پيدا كنند اما سؤال ما اين است چرا بايد اين نوع ميدان دادنها در نشريات ما جا باز كند و اين افراد معرفي و شناسانده شوند؟! البته چراغ سبزي كه قبل از اين وزير ارشاد با نظرات جنجالي و حضور در مراسم تكخواني يك زن (به نقل از سايت كافه سينما) روشن كرده بود بستر را براي چنين حركاتي بازتر نموده است. در اين ميان عدهاي كه ميخواهند از آب گلآلود ماهي بگيرند و مترصد فرصتي براي حضور و بروز خود هستند، با گفتوگوهايي از اين دست ميخواهند قدم به قدم چنين مسائلي را در جامعه باب كنند. بايد ديد اين حركت زنجيرهاي و مشكوك در معرفي و چهره كردن خوانندگان زن با عناوين مختلف در نشريات و روزنامههاي اصلاحطلب با چه هدفي صورت ميگيرد؟! چرا وزارت ارشاد كه رسانهاي را به دليل انتقادي، توبيخ ميكند در مقابل چنين موضعگيريهاي ضدفرهنگي و ضدارزشي برخي نشريات سكوت اختيار كرده است و برخورد جدي و قاطعي ندارد؟! آن هم حركتي كه اگر تداوم داشته باشد كمكم قبح آن ميشكند و عادي ميشود. چرا يك نشريه اقتصادي در لابهلاي مطالب تخصصي خود از اين زن خواننده تقدير ميكند و سرباز اين جنگ فرهنگي شده است؟! البته پر واضح است كه اين مسئله تنها يك موضوع اعتقادي و مذهبي نيست، بلكه به نوعي ترويج سبك زندگي غربي و چهرهسازي افراد منفوري كه اين روزها به نام هنرمند برگشتهاند و به دنبال بسترسازي براي خود هستند و چه جايي بهتر از اين نشريات، تا فضاسازي داشته باشند. مسلما اينگونه فعاليتهاي ضدفرهنگي نرم كه در برخي از نشريات و رسانهها درحال انجام شدن است هشداري جدي درحوزه فرهنگي ماست كه نياز به كنترل و نظارت دارد؛ بهخصوص در زماني كه تب جشنواره فيلم فجر فضاي فرهنگي و هنري كشور را گرفته است و رسانههاي ارزشي ما توجه كمتري به چنين موارد حاشيهاي دارند، لذا بايد هوشيارانه مراقب ترفندهاي دشمن در ميدان نامحسوس جنگ نرم باشيم تا از چنين راههايي وارد نشوند و بنا به فرمايش امام خامنهاي، قلب و ذهن جوانان ما را نشانه بگيرند؛ چراكه همواره عدهاي به دنبال آن بودهاند بستري فراهم كنند تا به ارزشها و آرمانهاي نظام ضربه بزنند گام اولشان هم عاديسازي و قبحشكني است، اگر دراين مرحله موفق شوند بهراحتي ساير برنامههاي خود را پياده ميكنند.