مجموعه چهارجلدي «تاريخ شفاهي بانك مركزي ايران» منتشر شد. فرهاد نيلي، رئيس پژوهشكده پولي و بانكي بانك مركزي ايران كه ناشر اين مجموعه است، در پيشگفتار جلد اول، درباره علت تدوين تاريخ شفاهي بانك مركزي چنين آورده است:» بانك مركزي از بدو تأسيس در مرداد 1339 نقش بيبديلي را در فرايند توسعه كشور ايفا كرده و به عنوان سياستگذار پولي و اعتباري، بانكدار دولت و بانكدار و ناظر بر بانكها، در نيم قرن گذشته از مؤثرترين نهادهاي سياستي در اداره كشور بوده است. » وي سپس افزوده است:» هر چند بخش قابل ملاحظهاي از نقش آفريني بانك، در قالب مصوبات شوراي پول و اعتبار و بخشنامههاي صادره در اسناد رسمي ثبت شده است، اما جزئيات فرايندهاي تصميم گيري، گزينههاي پيش روي سياستگذار، علت انتخاب تصميمات به اجرادرآمده و كنارگذاشتن ساير گزينههاي سياستي در يكي از حساسترين سازمانهاي سياستگذاري كشور، ثبت و ضبط نشده است. با توجه به خلأ فوق، پژوهشكده پولي و بانكي در راستاي وظايف خود، تصميم گرفت به مناسبت پنجاهمين سالگرد تأسيس بانك مركزي ايران، طرح تدوين تاريخ شفاهي اين بانك را به اجرا درآورد. »
محمد حسين دانايي، مجري طرح تدوين تاريخ شفاهي بانك مركزي ايران كه مدتي هم دبير كميته ارتقاي بانكداري بوده، در مقدمه اين مجموعه يادآور شده است كه هدف از تدوين تاريخ شفاهي بانك مركزي، روشن كردن فرايند تصميمسازي بانك مركزي ايران در زمينه سياستهاي پولي، اعتباري و ارزي در پنجاه سال اخير و در كوران حوادث سياسي و اقتصادي مختلف و هم چنين پاسخگويي به اين پرسش بوده است كه آيا روند تاريخي فعاليتهاي متنوع اين بانك، در طول اولين پنجاه ساله عمرش، تكاملي بوده و در جهت منافع ملي و توسعه و پيشرفت كشور شكل گرفته است يا نه؟
وي سپس برخي از ويژگيهاي تاريخ نگاري به روش شفاهي را توضيح داده و متذكر شده:« برتري اين شيوه تاريخ نگاري، در اين است كه ماده خام و اطلاعات ناب اوليهاش از منابع و رگههاي اصلي برداشت ميشود، يعني از طريق مصاحبه و تحقيق درباره دست اندركاران و عاملان مستقيم وقايع تاريخي، كه به طور قطع، موثقترين منابع اطلاعاتي و شايستهترين مفسران حقايق نهفته در وراي رويدادها هستند و به مراتب بر راويان و ناقلان دست چندم بعدي ترجيح دارند.»
اين مجموعه كه يكي از پروژههاي تصويب شده توسط پژوهشكده پولي و بانكي كشور ـ بانك مركزي است، در برگيرنده مصاحبههاي تخصصي با 39 نفر از مديران بانك مركزي است و ضمن آشكارسازي بخشهاي ناگفته و ناشنفته برنامهريزيها و تصميم گيريهاي اقتصادي و مالي پنجاه سال گذشته كشور، ميتواند به مثابه يك تابلوي راهنما، مورد استفاده مديران فعلي و بعدي اين بانك قرار گيرد. علاوه براين، اطلاعات و رهنمودهاي تجربي قابل استفادهاي را هم در اختيار محققان و فعالان در زمينه تاريخ شفاهي قرار ميدهد.
يكي از نتايج غير مستقيم حاصله از اين طرح تحقيقاتي، مربوط به كيفيت عامل انساني است كه نشان ميدهد تغييرات عامل انساني در بانك مركزي طي پنجاه سال گذشته، در سطوح مختلف ناهماهنگ و غيرمتقارن بوده، يعني اگرچه بدنه كارشناسي و مديريت مياني اين بانك در اين مدت فربه تر و قويتر شده، اما كادرهاي بالايي همپاي بدنه رشد نكردهاند.