کد خبر: 633080
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۵:۰۵
سي‌مرغ با دو مرغ اضافه
از اون وقتي كه دست چپ و راستمون رو شناختيم بهمون گفتن كاخ نشيني كار بديه و براي آدمهاي تماميت خواه بورژوامسلك داغون العقايد مستضعف‌كش فلان فلان شده س (به دليل آمد و شد خانواده‌هاي بسيار در كاخ جشنواره از نوشتن عبارات اصلي معذورم) گوش نداديم و گوش نكرديم و به گوش جان نيوشيديم و باز هم اومديم كاخ جشنواره حالا داريم تاوانش رو ميديم.

قضيه از چه قراره؟ خودم هم خيلي خوب نمي‌دونم الان حالت قرباني داستان پرونده قتل قناري رو دارم كه درگير يه جنايت كامل شده و نميتونه از زيرش قسر در بره. اگه بهتر بگم بيشتر شبيه اون بابايي هستم كه توي قتل راجراكرويد آگاتا كريستي گير افتاده و اگه سلول‌هاي خاكستري پوآرو نيان به كمكش فاتحه ش خونده س. مشكل هم اينجاست كه وسط اين جماعت فرهيخته حالا پوآرو از كجا گير بيارم؟

راستي گفتم فرهيخته. يكي از دلايل فرهيخته بودن بعضي از دوستان حاضر در كاخ كه تركيبي از رسانه و هنرمندان هستند ديشب تجلي پيدا كرد و وقتي عادل فردوسي پور وارد سالن نمايش شد سوت و كف زدن‌ها بود كه به طرفش پرتاب شد! ميزان و شدت كفها به قدري بود كه برخي از فرهيختگان ريش نتراشيده كه به دليل نبود وقت صورتشون مثل بز كوهي تيغ تيغ شده بود از كف به وجود آمده استفاده كردند و با تيغ منتقدان كه دم دست‌ترين ابزار موجود در كاخ جشنواره پس از تبر آتش نشاني اطفاي حريق است به اصلاح صورتشون مشغول شدند. اين در حالي بود كه هيچكس به اصلاح رفتار اين جمع فرهيخته كه مشتاقانه سوت و كف مي‌زدند و يادآور سينماهاي لاله زار در دهه پنجاه بودند فكر هم نمي‌كرد.

جالب اينجاست كه اغلب همين افراد هستند كه در رسانه‌هاي وزين خودشون كه از شدت سنگيني و وزانت گاهي باعث فروپاشي پيشخوان دكه‌هاي روزنامه فروشي ميشند دم از اعتلاي فرهنگي مي‌زنند و هر كسي را كه دوست داشته باشند متهم به بي‌سوادي و بي‌فرهنگي مي‌كنند. وسط اين معركه و براي به اوج رسيدن كنسرت به راه افتاده اضافه كنيد جيغ بعضي از بچه‌هايي رو كه قرار بود امسال ديگه توي سالن نباشند. كودكان قد و نيم قدي كه تحملشون خيلي كمتر از آدم بزرگ‌ها و عقلشون البته بيشتره چون فقط پنج دقيقه از فيلم‌هاي دپرس كننده اعصاب خردكن رو مي‌ديدند و ناگهاني يا گرسنه شون ميشد يا بايد به دستشويي مي‌رفتند! جالب اينجاست كه اغلب والدين محترم اين نوگلان شكفته زندگي در صندلي‌هاي وسطي جا خوش مي‌كردند و هنگام تن دادن به خواسته عزيزان جيغ كششون بايد با به هم ريختن سالن آمد و شدهاي مكرر رو انجام ميدادند. البته جاي خوشحالي بود كه از كنار دستي‌ها نمي‌خواستن تا جاي اونها اين كارها رو انجام بدن تا با خيال راحت به ديدن فيلمشون بشينند! يا درخواست نمي‌كردند كه آقا يا خانم كتار دستي براي بچه هاشون قصه حسين كرد شبستري رو بخونند تا كپه مرگ ( نقل قول از يكي از والدين محترم به بچه‌اش كه خيلي شلوغ مي‌كرد و اينا) خود را بذارند. راستي يادم رفت بگم چقدر اهالي كاخ جشنواره وقتي خوابشون آشفته ميشد وسط فيلم ديدن قاطي مي‌كردند و مي‌گفتند كه فلاني حسابي مگه سالن سينما جاي بچه‌س كه نمي‌ذاريد بخوابيم؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار