امير ابيلي
فيلم اولا ايده ي بسيار خوبي دارد. چيزي كه در سينماي فقير از قصه ي ايران خودش يك برگ برنده بزرگ است. همين كه سيدجلال دهقاني اشكذري در سينماي دفاع مقدسي كه بسياري از شبه روشنفكران وطني سالها ادعاي تمام شدنش را داشتن چنين ايده ي داستاني بكر و جذابي را رو كرده يك نكته قابل تقدير است.
فيلم اول جلال دهقاني البته مانند بسياري از آثار امسال جشنواره تله فيلم است و ساختاري سينمايي ندارد. اما شخصيتها و داستاني دارد كه مخاطب را تا انتها با خود همراه ميكند. درست نقطه مقابل اكثر آثار امسال كه اساسا قصه شان آغاز نميشود كه بخواهند بينندهاي داشته باشند و تاثيري بگذارند.
امسال سال فيلمهاي اكثرا خنده دار كارگردانان صاحب نام و فيلمهاي تلخ و كشدار و بيمخاطب كارگردانان جوان است اما تا اينجا دو سه اثر در همان سينماي دفاع مقدسي كه ظاهراً تمام شده بود جور تمام تلخيهاي جشنواره را كشيدهاند و كام مخاطبان را شيرين كردهاند. «چ» ابراهيم حاتمي كيا و «شيار143» نرگس آبيار مهمترين اين فيلم هايند و حالا «خانهاي كنار ابرها» هم فيلمي است در همان مسير. اين درست كه «خانهاي كنار ابرها» مشكلات يك كار اولي را دارد. نسبت به «شيار143» قصه لاغرتر و تاثيرگذاري حسي كمتري دارد و ميتوانست خيلي بهتر از اينها باشد. اما نكته ي اصلي اين است كه فيلم و فيلمساز در مسير درستياند. دفاع مقدس را ميشناسند. سينما را بلدند. سعي نميكنند پز روشنفكري بدهند و تصويري از شهيد برايمان بسازند كه مثلاً دخترباز بوده يا قبل از شهادت درگير يك عشق مثلثي بوده و نوار ابي و داريوش گوش ميداده و...
در چارچوبهاي فعلي سينماي ايران اين ريسك بزرگي براي يك كارگردان فيلم اولي است كه درهمان اثر نخستش سراغ سال يك فيلم دفاع مقدسي برود. آنهم فيلمي كه «ضدجنگ» نيست. مطابق فيلم جناب پوراحمد نميگويد كسي كه به جنگ ميرود بايد «سنگدل» باشد. نميگويد خانواده شهدا «مذهبي» نبودند و هزار پز روشنفكري ديگر و جلال دهقاني چنين ريسكي را كرده است. او در فيلم اولش كه اتفاقا اين خطر را كرده است و اتفاقا در روزهاي اول اعلام اسامي بخشهاي مسابقه با حذف فيلمش از ليست فيلمهاي اول اولين زخم اين خطر را هم چشيده است اما اتفاقا سينماي ايران به فيلمسازان جواني نياز دارد كه باكي از اين زخمها نداشته باشند. نقدها و طعنههاي شبه روشنفكران وطني برايشان اهميتي نداشته باشد و مسير درست خود را با اعتقاد طي كنند. كساني كه البته وراي داشتن دغدغه، «سينما» برايشان مهم باشد و تكنيك سينما را بشناسند. دهقاني در فيلم اولش نشان داد كه ميتوان به او اميدوار بود.