شايد قياس معالفارق باشد اما ريتم كند و عدمتوانايي در ارائه يك شخصيت سمپاتيك درست و حسابي در مركزيت كار سببساز آن شد كه فيلم به لحاظ بصري حتي از ساختهاي كاملاً تجاري به نام «نوك برج» هم بيحس و حالتر باشد!
پوراحمد تواناييهاي خود در ژانر جنگ را پيشتر در «اتوبوس شب» ارائه داده بود و خيلي خوب توانسته بود اثرگذاري جنگ در بلوغ آدمهايي از طبقات فكري مختلف از يك راننده اتوبوس گرفته تا يك بچه محصل را به نمايش بگذارد اما در «50 قدم آخر» آن قدر خنثي و فاقد استراتژي پيش رفته كه فيلمش در حد محصولات سفارشي كه تلويزيون براي هفته دفاع مقدس ميسازد تنزل كرده است.
كيومرث پوراحمد براي نگارش فيلمنامه اين كار زمان زيادي را صرف كرد و با همكاري حبيب احمدزاده كه داستاننويسي شناختهشده در حوزه دفاع مقدس است، كارش را پيش برد، ضمن اينكه انجمن سينماي دفاع مقدس هم به عنوان سرمايهگذار كار هر آنچه گروه توليد ميخواستند در اختيار آنها گذاشت، پس ضعف روايي فيلم و از آن بدتر عدمارائه حتي يك نماي جنگي سرضرب را فقط و فقط بايد به كمكاري كارگردان كار نسبت داد؛ كارگرداني كه نشان داده اتفاقاً هم ميزانسن را خوب ميشناسد و هم قهرمانسازي را، پس چه شده كه تماشاي «50 قدم آخر» اين قدر ملالانگيز ميشود! تفاوت را بايد در انگيزههاي فكري كارگردان جستوجو كرد. پوراحمد اگر «اتوبوس شب» را ساخت از ته دلش به داستاني كه مبناي ساخت فيلم شده بود علاقه داشت و البته دلش ميخواست تجربيات متفاوتي را در حوزه سينماي جنگ به مخاطب خسته از كليشهها ارائه كند اما به نظر ميرسد نتوانستن در ساخت فيلمهاي دلخواه در چند سال گذشته وي را به اين مسير هدايت كرد كه با حمايت انجمن دفاع مقدس صرفاً فيلمي بسازد براي اينكه دوران بيكارياش طولانيتر نشود.
به هر حال زندگي نه فقط براي ما روزنامهنگاران كه براي كارگردانان شناختهشده هم پر از خرج و البته بَرج است. اينكه ميبينيم بسياري از كارگردانان بنام كمكاري خود در سينما را با كار در تلويزيون دنبال ميكنند، ناشي از تلاش براي گذران زندگي است! اما پوراحمد براي گذران زندگي راه غلطي را انتخاب كرده. او ميتوانست همين «50 قدم آخر» را براي يكي از شبكههاي تلويزيوني به صورت فيلم يا سريال توليد كند و البته آنگاه ضعفهاي فراوان فيلم هم اين قدر برخورنده نميشد اما او در مديوم سينما با استاندارد تلويزيون كار كرده است.
كيومرث عزيز! از سينمايت خاطرهها داريم. «50 قدم آخر» كه گذشت براي فيلمسازي در سالهاي آينده فكري بكر بكن و برو به سمت فيلمنامههايي كه عاشقانه دوستشان داري. تو كه كتابخوان خوبي هم هستي چرا يك درام اقتباسي خوب نميسازي!