كارگرداني كه با «قدمگاه» به سينما قدم محكمي گذاشت و به عنوان فيلمساز سينماي ديني از دل حوزه هنري چشم اميد مخاطبان اين نوع سينما را روشن كرد. نوعي فرياد مظلوميت و احساس دل شكستگي از بازي بابك حميديان به دلها نشست و از اين فيلم به عنوان يكي از بهترين آثار سينمايي عصر انتظار نام برده شد. سه سال بعد نوبت «اقليما» بود. درون مايه عقيدتي اين فيلم كه با يك قصه پر رمز و راز گويا در بستر يك فيلم اجتماعي قرار داشت رضايت نسبي از عسگرپور را به همراه داشت. اين كارگردان كه سمتهايي چون معاونت هنري سازمان شهرداري، مديرعامل بنياد سينمايي فارابي، قائم مقام مدير شبكه دو و دبيري جشنواره فيلم فجر و چند جشنواره ديگر را در كارنامهاش دارد فرصت تلويزيون را نيز غنيمت شمرد و دو سريال نسبتاً پربيننده «شيدايي» و «جراحت» را كارگرداني كرد.
با همه اينها نام عسگرپور بيش از هر زمان ديگري در اخبار مربوط به مناقشات خانه سينما شنيده شد. نه فقط از رسانههاي داخلي كه رسانههاي خارجي او را به عنوان يكي از عوامل اصلي بحران خانه سينما معرفي ميكردند و عسگرپور با آرامش كامل با كمك وكلايش و با حركت در مسير قانون سعي ميكرد با حفظ همه اصول به سوي چارهجويي اساسي قدم بر دارد. حال عسگرپور به جشنواره فيلم فجر بازگشته است و صاحبخانه خانه سينما حالا مهمان رقابتي جشنواره فجر است.
فيلمي متعلق به سينماي ارزشي و دفاع مقدس كه به كرامت يك خانواده ايراني و مسلمان ميپردازد. جانبازي كه پدر و مادر پيري دارد. حقوقي كه اين جانباز در اجتماع داشته و حقوقي كه اين پدر و مادر و فرزند بر گردن هم دارند. قرار است مهماني بيايد. دلشورهها آغاز ميشود. كارهاي زيادي روي زمين مانده است. اين مهمان كيست و قرار است چه تحولي در زندگي اين خانواده ايجاد كند؟ پيشينه فيلمسازي منوچهر محمدي تهيهكننده اين فيلم شايد فضاي حاكم بر اين اثر را به ذهن بياورد. «طلا ومس»، «ميم مثل مادر»، «زير نور ماه»، «ارتفاع پست» در همه اين آثار شاخص سينماي ايران نقش تهيه كننده فقط تهيه كنندگي نبوده است و در واقع منوچهر محمدي سهيم تفكر كارگردان بوده است تا جايي كه او ميتواند در خصوص سكانس به سكانس اين آثار به جاي كارگردان پاسخگو باشد. در واقع اين تعامل كارگردان و تهيه كننده در چنين آثاري متضمن موفقيت و رستگاري آن اثر سينمايي خواهد بود. اين بار در كنار نام عسگرپور و منوچهر محمدي و پرويز پرستويي به نام آهو خردمند ميرسيم و انتظار داريم اثري پررنگ و تأثيرگذار از اين بازيگر ببينيم. بهروز شعيبي بعد از نقطه اوجي چون «طلا و مس» اين بار در كنار پرستويي يك مكمل خوب و بجا است. موفقيت عسگرپور در اين فيلم فضاي فيلمسازي او را تا مدتي بيمه خواهد كرد و عدم رضايت احتمالي از فيلم منتقدان را به ياد مسئوليتهاي اجرايي او خواهد انداخت و سوء تعبيرها از خدمات يك مدير كه فيلمسازي را دوست دارد آغاز خواهد شد گرچه احساس ميشود كه وقتي مهمان داريم كسي از آن بالا برايمان آبروداري ميكند كه از قديم گفتهاند مهمان حبيب خداست.