خانم رخشان بني اعتماد، شما بسيار هوشمندانه نام «هرت آباد» را براي نشان دادن اوضاع ما نشان داديد. با آنكه چند روز است از اكران فيلمتان ميگذرد اما تاثير آن اشاره را به خوبي ميتوانيم ببينيم. «هرت آباد» دقيقا همين جا است. همين جايي كه من و شما هستيم. همين جا كه شما در آن فيلم ميسازيد و خيليها به تصور اينكه ميتوانند بني اعتماد دوم باشند پشت دوربين ميروند و خود را فيلمساز مينامند. اينجا دقيقا هرت آباد است، جايي كه بيش از سه دهه پيش مردم براي جشن تولد انقلابشان جشنواره سينمايي راه انداختند، اما امروز كار به جايي رسيده كه با پول دولتي به انقلابي كه صاحب جشنواره است فحش ميدهند و آن را آزادي بيان مينامند. هرت آباد جاي دوري نيست، خانم بني اعتماد، لازم نبود به خودتان زحمت بدهيد و براي ما گوشهاي از يك اداره بينام و نشان دولتي را به عنوان هرت آباد نشان دهيد. همين برج ميلاد خودمان آخر هرت آباد است. چه فرقي ميكند بودجه فيلم را شما تأمين كرده باشيد يا پدر امير ثقفي، مهم فيلمي است كه از آن بيرون ميآيد. فيلمي كه قانون گريزي را ستايش مي كند يا وحشيگري را تبليغ مي نمايد. ما به اوضاع روحي و رواني فيلمساز كار نداريم اما چه كنيم كه در هرت آباد هر كه بابايش پول دار باشد كارگردان ميشود و هر كسي كه مادرش فيلم ساز است بازيگر.
خانم بني اعتماد وقتي در نشست خبري فيلمتان ديدم كه با صلابت گفتيد از مادر زاده نشده كسي كه به فيلم من مجوز ندهد با خودم گفتم اين همان كاري است كه يك آدم با جرات در فضاي هرت آباد ميكند. اصلا چه معنا دارد كه مديريتي در كار باشد و نظارتي بر روند توليد فيلمها صورت بگيرد!؟ وقتي شما اين حرف را ميزنيد به امثال جواناني مثل درميشيان هم روحيه ميدهيد كه بله؛ هرت آباد آنقدر بيقانون است كه اگر همه چيز را زيرسؤال ببرم باز كسي نميگويد چرا اين كار را كرده اي! خانم بني اعتماد تا وقتي ما شما را داريم كه براي قانون شاخ و شانه بكشد، باباي پولدار امير ثقفي هم ميآيد چند صد ميليون پول بيزبان را در جيب پسرش ميگذارد و پسر هم بدون اينكه بگويد بابا اين پولها را از كجا آوردهاي ميزند به كار فيلمسازي و ما تصور مي كنيم كه هر چه كتك در دوران كودكي خورده و به خاطر ترسو بودنش تحقير شده يكجا روي نگاتيوها بالا ميآورد و خودش را به صورت فُرميك راحت ميكند. در هرت آبادِ ما مردها يا معتادند يا پدر سنتي قلدر يا ديوانه يا هرزه، نوع ديگري هم اگر باشد حتماً مزدور حكومتي است! زنهاي فيلمها يا كتك خورند، يا تن فروش، يا مطلقههاي فمينيست، شايد هم زن خانه دار كه حتماً بايد اُمُل باشد. مردم هم هميشه رودر روي حاكميت هستند و بزرگترين مشكل زندگي شان زندگي در همين هرت آبادي است كه شما در آن فيلم ميسازيد.
خانم بني اعتماد اينجا همان هرت آباد خودمان است. وقتي فيلمساز پشت دوربين سياستمدار ميشود، سياستمدارش پشت ميز مديريت سينما ترسو ميشود، بازيگرش هم حتماً به جرم حمل مواد مخدر و روابط نامشروع بازداشت ميشود اما خبرش جايي درز نميكند، چون ما در اين هرت آبادمان براي عدهاي هاله تقدس ساخته ايم و به اسم هنرمند جايگاه خدا گونهاي را برايشان آماده كردهايم. هرت آباد ما اينجا است كه فيلمسازش همه را از بالا به پايين ميبيند و كمتر كسي را به آدم بودن قبول دارد. اينجا همان هرت آباد است، جشنواره بينالمللي فيلم فجر.
چقدر روان صادق وروشنگر نوشتی دمت گرم