يك روز نوشتيم كه كارلوس كرش آهسته آهسته و يواش يواش مثل ما ميشود. او به فوتبال ما آمد تا آن را به فوتبال حرفهاي دنيا نزديك كند، ولي خب از آنجا كه ما فوتبال منحصر به فردي داريم كه فقط و فقط خودمان از آن سر در ميآوريم طبيعي است هر كس هم كه بيايد بايد اول مثل ما شود و بعد بتواند از چم و خم اين فوتبال سر در بياورد.
كارلوس كرش از بدو ورودش به ايران چيزي حدود يك سال تحمل كرد اما وقتي ديد نميتواند با سيستم روز دنياي فوتبال از پس فوتبال مثلاً حرفهاي ما برآيد كمكم يكي شد مثل خودمان و شروع كرد به داد و بيداد كردن و رفتن به دل حاشيهها. البته او يك مزيت دارد و آن اينكه حتي در اين زمينه هم حرفهاي عمل ميكند. استفاده از تجربه حضور در تيم هاي بزرگ دنيا به او اجازه ميدهد كه كاملاً مسلط و با شناخت كامل وارد حاشيهها شود.
كرش جمعه هفته قبل ميهمان رسانه ملي بود و حرفهايي زد كه تمام فوتبال را تحتالشعاع قرار داد، حرفهاي سرمربي تيم ملي به حق بود اما آنها كه اسمشان توسط او برده شد تاب نياوردند و شروع كردند به مصاحبه و حرفهايي زدند كه چون بر عكس كرش از روي احساسات بود به جاي آنكه به نفعشان تمام شود به ضررشان شد و در نهايت با دخالت وزير ورزش آنكه پيروز اين رقابت تمام حاشيهاي شد كسي نبود جز كارلوس كرش سرمربي تيم ملي فوتبال!
اما از آنجا كه كرش اين روزها كاملاً شبيه ماست بعد از كلي جاروجنجال و صحبتهاي تند، عصر چهارشنبه در جلسهاي با قلعهنويي حاضر شد و به تمام اختلافات پايان داد.
بله؛ تعجب نكنيد اختلافها تمام شد، كرش و قلعهنويي لبخندزنان كنار هم عكس يادگاري گرفتند و با هم دست دادند كه در راستاي تقويت فوتبال با اولويت تيم ملي هر كاري از دستشان برميآيد انجام دهند.
آيا ميتوان به همين راحتي همه چيز را قبول كرد، آيا امير قلعهنويي بچه نازيآباد كه قرار نبود كم بياورد بعد از يك هفته حرف زدن و حرف شنيدن به همين راحتي همه چيز را فراموش كرد، خوب ميدانيم كه قلعهنويي كسي نيست كه به اين راحتي كوتاه بيايد اما اين را هم ميدانيم كه كارلوس كرش هم با شناختي كه از فوتبال ايران و مربياني چون قلعهنويي پيدا كرده به اين راحتيها دم به تله نميدهد.
البته بايد خوشحال بود؛ خوشحال از اينكه بالاخره اين جنگ رسانهاي به پايان رسيد و حالا ميتوان انتظار داشت كه از اين بعد همه چيز در آرامش پيگيري ميشود، آيا تيم ملي روي آرامش به خود ميبيند و كار خود را براي حضوري مقتدر در برزيل آغاز ميكند؟ آيا استقلال و بقيه باشگاهها با آرامش به كار خود در هفتههاي باقيمانده ليگ و ليگ قهرمانان آسيا ادامه ميدهند؟ اينها سؤالاتي است كه بايد براي ديدن پاسخ آنها صبر كرد. شايد تلنگري ديگر تمام اين فرضيات را بر هم زند و شايد اين آرامش در فوتبال پايدار بماند. منتظر ميمانيم!