فيلم «تمشك» هم مثل خيلي ديگر از فيلم ها، به مسئله تكراري رودررويي سنت و مدرنيته پرداخته است، اما با ايده متفاوتي. با اين حال به خاطر عدم بلوغ روايت، به مضمون مؤثر و راهگشايي دست نيافته است. نه نقد مدرنيته در فيلم درآمده و نه سنت. زن و شوهر مدرن فيلم هر دو ميميرند و خانواده سنتي فيلم هم گرفتار انواع بحرانهاست. زن سنت گراي فيلم باوجودي كه با اعتقاد به نيكي و پاكي زندگي ميكند اما به طور دائم به بن بست ميرسد و بدبختي ميكشد.
فيلم «تمشك» كه پنجمين تجربه كارگرداني سامان سالور محسوب ميشود را هم ميتوان در زمره آثار موسوم به سينماي افسرده قلمداد كرد. در سالهاي اخير، تعداد زيادي از فيلمسازان ايراني براي ايجاد يأس و نااميدي با هم رقابت ميكنند. به بيان بهتر، افسرده نمايي در سينماي امروز ما مد روز شده است و كارگردانها فكر ميكنند ناراحت كردن و گرفتن حال مخاطب يك فضيلت است. فقط كافي است تعداد مرگهايي را كه در اين فيلم رخ ميدهد، بشمريم!
اما نكته عجيب درباره سالور اين است كه براي نيل به اين هدف (گرفتن حال مخاطب) حتي داستان و ساختار اثر خود را نيز قرباني كرده است. چون فيلم «تمشك» علاوه بر اينكه از نبود قصه كامل و استواري در رنج است، بيش از هر چيزي بر تصادف و اتفاق تكيه دارد. مثل صحنه اول فيلم كه بدون هيچ دليل قانعكنندهاي، ترمز ماشين ميبرد و چپ ميكند. صحنه چپ كردن ماشين كه با جلوههاي ويژه و پويانمايي خلق شده، مصنوعي به نظر ميرسد و همان طور كه ديديم در حين نمايش در جشنواره نيز باعث خنده تماشاگران شد. بعد هم در اين حادثه زن كشته و مرد دچار فراموشي ميشود. در ادامه هم بدون هيچ مقدمه و دليلي، حافظه مرد بر ميگردد. معلوم نميشود كه زن روستايي چرا و چگونه سر راه زن و شوهر قرار ميگيرد و حاضر ميشود تا رحم خود را اجاره بدهد. بيحركت شدن جنين در شكم زن و بعد به حركت در آمدن دوباره او نيز توي ذوق ميزند. بقيه ماجراهاي فيلم هم همين طور الكن و ابتر شكل ميگيرند. نحوه قصهپردازي در اين فيلم، شباهت زيادي به فيلمفارسي و فيلم هندي دارد!اين فيلم هم مثل خيلي ديگر از آثاري كه در اين دوره از جشنواره فيلم فجر ميبينيم، داستان كوتاهي است كه با افزودن حوادث و تصاوير اضافه، تبديل به يك فيلم بلند شده است. مثلاً ضرورت قرار دادن ماجراي راننده تاكسي ون در اين فيلم مشخص نيست، چون با حذف آن هم هيچ آسيبي به كل داستان وارد نميشود. مثل وقوع داستان فيلم در مناطق شمالي فيلم كه آن هم هيچ دليل قانع كنندهاي ندارد.