نرگس آبيار را در جشنواره سال گذشته يك نو كارگردان فيلم اولي ميشناختند؛ چهرهاي كه بيش از آنكه بخواهد يك كارگردان باشد يك نويسنده است اما او با فيلم جديدش دست بسياري از كارگردانان باتجربه و كاركشته را از رو بست. آبيار در دوره گذشته جشنواره نيز در هجمه فيلمهاي آپارتماني كه برخي از آنها بشدت آيه يأس و نااميدي بودند، فيلم «اشيا از آنچه در آينه ميبينيد به شما نزديك ترند» را ساخت كه براي يك كارگردان تازه كاري چون او يك اثر قابل قبول محسوب ميشد اما آنچه كه زندگي هنري آبيار را دگرگون كرد رفتن او به سراغ سوژهاي برگرفته از رمان خودش بود؛ آبيار در دومين تجربه كارگردانياش «شيار 143» را با نگاهي به رمان «اختر و روزهاي تلواسه» ساخته و كمي قصههاي فرعي به آن اضافه كرده است؛ قصههايي كه همه مبتني بر واقعيت هستند و باري اضافي بر دوش داستان اصلي نميگذارند.
«شيار 143» را ميتوان در زمره آثار دفاع مقدسي دانست؛ شيار 143 با بودجه كم و محدود و با حضور مريلا زارعي در كنار بازيگراني نه چندان نام آشنا ساخته شده است؛ نه ادعاي بهرهگيري از عوامل خارجي را دارد، نه از بودجه دولتي استفاده كرده است و نه همچون بسياري از فيلمسازاني كه براي مطرح كردن خود و جلب نظر مردم به سراغ سوژههاي گل درشت سياسي و انتقادي ميروند به سراغ يك داستان حساسيت برانگيز رفته است؛ رفتن اين كارگردان جوان به سمت يك سوژه كم و بيش تكراري يك ريسك بزرگ بوده اما آبيار با وجود تجربه اندكش در زمينه كارگرداني داستاني را كه ممكن است بارها در قالبهاي تلويزيوني و سينمايي تكرار شده باشد را به شكلي جذاب بازپرورانده و براي برانگيختن عواطف و احساسات مخاطبانش همهجانبه فكر كرده است؛ «شيار 143» كه آن را به حق بايد يكي از پديدههاي جشنواره امسال ناميد در برقراري ارتباط با اهالي رسانه، منتقدان و مخاطبان طيفهاي مختلف سياسي حاضر در كاخ جشنواره نيز موفق بود؛ آبيار با «شيار 143» نشان داد كه در سينماي ايران تجربه و فيلمسازي هميشه با هم نسبت مستقيمي ندارند؛ چه بسا اين كارگردان كمتجربه با شگرد خاص خود توانست برخلاف آثار شماري از كارگردانان مشهور و با تجربه حاضر در جشنواره با «شيار 143» پيوند قوي با مخاطبانش برقرار كرده و هنرش را به رخ برخي الگوهاي سينمايي كشور بكشد.