کد خبر: 632842
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۳۳
درباره «همه چيز براي فروش»
انسان مدرن رها شده در ناكجاآباد. هيچ چيزي براي زندگي ندارد. هيچ راه و رسمي وجود ندارد.
محسن دريالعل
انسان مدرن رها شده در ناكجاآباد. هيچ چيزي براي زندگي ندارد. هيچ راه و رسمي وجود ندارد. حيوان‌وار رها شده است و زندگي حيواني را شروع مي‌كند. حيوان‌وار همديگر را مي‌درند و مي‌روند. تفاوتي بين انسان بودن و حيوان بودن نيست. حيوان بودن هم اتفاقاً راحت‌تر از انسان بودن است. فقط سير بودن و بودن مهم است. همديگر را مي‌درند تا زنده بمانند و سير. همين.  وقتي كارگردان قواعد فيلمسازي را بلد نباشد و فقط بادش بكنيد، به جاي اينكه كار يادش بدهيد نتيجه كار از اين بهتر هم نمي‌شود. نمي‌داند اتفاقات داستان بايد ارتباط منطقي داشته باشد. حركت دوربين بايد در راستاي محتوا باشد نه فقط در راستاي توليد قاب‌هاي زيبا و معرفي فيلمبردار. فيلم كل واحدي است كه بايد تمام آن يكدست باشد. نمي‌شود يك بخش را پررنگ و يك بخش ديگر را كمرنگ كار كرد. اين يعني كارنابلدي كارگردان پرادعا.  آقاي كارگردان مگر مي‌شود در يك دالان به عرض يك متر بين كوه و ديوار، باد از سمت كوه به طرف ديوار بوزد. آقاي كارگردان به نظر شما يك دكه وسط بيابان بي‌آب و علف برق از كجا مي‌آورد. آقاي كارگردان به جاي تمركز روي فروش همه چيز حواست را به داستان و روابط علي و معلولي جمع كن.  فيلم عالم خودش را دارد و اين كارگردان است كه سازنده و و هدايت‌كننده اين عالم است اما باز هم اين عالم بايد به مخاطب معرفي شود. قواعدش، اصولش، بايد‌ها و نبايدهايش. نمي‌شود قوانين را مدام عوض كرد. عالم سينمايي يا واقعيت سينمايي بايد واقعي باشد نه لزوماً در دنياي واقعي، لااقل در دنيا تعريف شده كارگردان بايد واقعي باشد. بي‌قانوني و نقض قانون به هر شكلش اشتباه فاحش به حساب مي‌آيد و بايد اين را به حساب كارنابلدبودن كارگردان گذاشت.  اصلاً وقتي پايه روايت داستان اشتباه و اولين قدم را غلط باشد، ديگر حرفي براي گفتن نمي‌ماند. سربازي هم هست كه بيمه نباشد؟ هر فيلم قبل از نگارش يك دوره پژوهش دارد كه اصول كلي استخراج شود و طبق آنها نظام داستان نوشته شود. اين اولين قدم در فيلمسازي است، حتي قبل از نوشتن فيلمنامه. همه چيز براي فروش حتي اين را هم نداشت.  آنقدر همه چيز در ذهن مغشوش كارگردان سياه است كه لكه نوري هم در فيلم ديده نمي‌شود؛ تصاوير خوش آب و رنگي كه سياهي را القا مي‌كند. تلخي و سياهي به زور موسيقي و ديالوگ‌ها به مخاطب حقنه مي‌شود. تمام تلاش همين است، همه چيز سياه است. اين هنر افسرده است. از بيان كارگرداني افسرده. هيچ چيزي در فيلم براي فروش وجود ندارد. نه داستاني، نه شخصيتي، نه اميدي و... تنها شرف و غيرت و ناموس سازنده مي‌ماند. همه‌شان براي فروش.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار