سالها پيش فيلمي به نام «ديگران» ساخته شد كه با ظرافت مرز ميان انسان و ارواح را به تصوير كشيده بود و تا پايان فيلم مشخص نميشد كدام گروه انسان هستند و كدام گروه روح و هر گروه، گروه ديگر را ديگران ميناميدند. «مهمان داريم» هم با ظرافت به مسئله بازگشت فرزندان پرداخت و با آنكه پرداخت به چنين سوژههايي بسيار لبه تيغي به حساب ميآيد اما مهمان داريم توانست تا پايان داستان را تا لو رفتن حفظ كند و تا انتهاي فيلم مخاطب تصور كند كه روح فرزندان خانواده به خانه آمدهاند. در پايان فيلم هم مخاطب با دقت بسيار متوجه ميشود نشت گاز باعث شده پدر و مادر و رضا جان خود را از دست بدهند و در اين ميان اينها هستند كه روح شدهاند و نه فرزنداني كه سالها پيش از دنيا رفته بودند، در ميانههاي فيلم فرزنداني كه شهيد شده بودند به دنبال پدر و مادر و برادر ديگران آمده بودند، در طول فيلم هم به بهانه مهماني، همه اتفاقهاي خوب دنيا رخ داد تا آنها بروند. عسگرپور در مهمان داريم مرز ميان واقعيت و رؤيا را به خوبي گذراند، پدر و مادر در ابتداي فيلم نگران تعمير خانه بودند و به ناگاه فرزندانشان كه سالها پيش شهيد شده بودند به خانه آمدند، همه مشكلات خانه را يكي پس از ديگري از ميان بردند و در پايان فيلم پدر و مادر با آسودگي خيال با فرزندانشان همراه شدند. بازيهاي فيلم نرم و خوب بود چه آهو خردمند، چه پرويز پرستويي و چه بهروز شعيبي و بازيهاي خاصي از آنها در اين فيلم ديده شد و نقشها شبيه معادلهاي واقعي بودند و انتخاب بازيگرها هم با دقت هر چه تمامتر انجام شده بود. مهمان داريم به نظر من فيلمي دوستداشتني بود و به نسبت فيلمهايي كه تا به امروز در جشنواره ديدهام، فيلم بهتري به نظر ميرسد. لوكيشن كار خانهاي بود به كهنگي آدمهايي سالمند و بيحوصله؛ آدمهايي كه فرزندانشان را از دست دادهاند و تنها يك فرزند بيمار دارند. جواناني كه با بودنشان خانه را سامان ميدادند، حالا روحشان به خانه آمده است، انتخاب خانه و انتخاب بازيگرها و شكستگيها همه درست از كار آمده است، مانند كنار شمعدان كهنه و فرزندي كه زماني كلافگي شمعدان را كه نماد زندگي است ميشكند. رنگهاي فيلم بسيار خوب از كار درآمده است، از رنگهاي سرد ابتدايي فيلم تا زماني كه فرزندان در گذشته وارد فيلم ميشوند، ما با رنگهاي شاد روبهرو ميشويم، مانند لباس صورتي دختر كه نماد جواني و شادي است و در نهايت به باور من همه اجزاي فيلم دست در دست هم دادهاند تا فيلم خوبي مقابل ديدگان مخاطب برود.