کد خبر: 632839
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۹
بودجه توليد اين فيلم‌هاي بي‌بو، بي‌خاصيت و بي‌مخاطب از كجا مي‌آيد؟
اينكه به نيمه جشنواره برسيم و بعد ببينيم نزديك 70 درصد آثار ارائه‌شده در جشنواره آثاري هستند با مضامين تكراري و ساختارهاي كليشه‌اي كه بدون كمترين بدعت ساخته شده‌اند
حامد مظفري
اينكه به نيمه جشنواره برسيم و بعد ببينيم نزديك 70 درصد آثار ارائه‌شده در جشنواره آثاري هستند با مضامين تكراري و ساختارهاي كليشه‌اي كه بدون كمترين بدعت ساخته شده‌اند و مطمئناً در اكران عمومي هم با سر به زمين مي‌خورند، بيش از هر چيز اين پرسش را پيش روي هر مخاطبي مي‌گذارد كه بودجه توليدي اين فيلم‌هاي بي‌بو و بي‌خاصيت از كجا مي‌آيد؟ جالب اينجاست كه اگر بخواهيم به صورت موردي بررسي كنيم، مي‌بينيم بخش عمده‌اي از اين 70 درصد هم آن دسته فيلم‌هايي هستند كه كارگردانان‌شان پيش و پس از نمايش در جشنواره از استقلال فكري و مالي خويش سخن گفته‌اند و اينكه دستشان را در جيب خودشان كرده‌اند اما چطور مي‌شود فيلمي كه از دقيقه 30 به بعد مانند قرصي خواب‌آور چرت را وارد چشمان شما مي‌كند با بودجه بخش خصوصي ساخته شود. بخش خصوصي مترادف است با سوددهي و در قاموس اين بخش نمي‌گنجد در حيطه‌اي سرمايه‌گذاري كند كه از پيش شكست خورده است.
«ملبورن»، «برف»، «تمشك»، «انارهاي نارس»، «ناخواسته»، «مردن به وقت شهريور»، «عاشق‌ها ايستاده مي‌ميرند»، «رنج و سرمستي»، «همه‌چيز براي فروش»، «با ديگران» و بسياري از ديگر فيلم‌هاي جشنواره امسال متعلق هستند به سينمايي كه در سازوكار حاكم بر آن كمترين توجهي به المان‌هاي جذب مخاطب نشده است. بخش خصوصي در سينماي ايران مترادف است با روندي كه آدم‌هايي مثل حسين فرحبخش، برادران بانكي، داريوش باباييان و برادران توكل‌نيا پي گرفته‌اند، يعني استفاده از آموزه‌هاي فيلمفارسي براي جلب نظر مخاطب و به دست آوردن سود از گيشه و فقط گيشه. در اين روند اينكه آقايان بتوانند رايت ويدئويي فيلم خود را هم بفروشند، بخشي از هزينه‌هاي توليد را جبران خواهد كرد! بخش خصوصي سينماي ما متعلق به همين آدم‌هاست و جالب اينجاست كه اين آدم‌ها هم تنها چيزي كه برايشان اهميت ندارد جشنواره و نمايش آثارشان در جشنواره است. آنها براي مخاطباني كه خود خسته از كار روزانه قلمدادشان مي‌كنند فيلم مي‌سازند و در اين روند فيلمسازي كمترين حمايت از بخش دولتي نصيبشان مي‌شود.
جز اين بخش هيچ بخش خصوصي ديگري در سينماي ما وجود ندارد، پس پول توليد فيلم‌هايي كه نام تعدادي از آنها را در بالا آورديم از كجا آمده؟ واضح است كه برخي از اين فيلم‌ها مستقيماً توسط نهادهاي دولتي سينمايي توليد مي‌شوند اما مابقي فيلم‌ها با سرمايه ارگان‌هايي دولتي يا شبه‌دولتي ساخته مي‌شوند كه هرچند در حيطه وظايفشان توليد محصولات سينمايي جايي ندارد اما سعي مي‌كنند در قالب سرمايه‌گذاري در يكي دو محصول سينمايي هم وظيفه فرهنگي لازم براي ژست گرفتن در مجامع سياسي را از آن خود كنند و هم از پرداخت مالياتي كه به واسطه سوددهي گاه غيرمتعارف(!) شركت يا ارگانشان به آنها بسته مي‌شود معاف شوند!
پس نبايد تعجب كرد كه كارگرداني پيدا مي‌شود و يك موقعيت 10 دقيقه‌اي را كش مي‌دهد و تبديل مي‌كند به فيلمي به نام «ملبورن» يا ديگري در «برف» يك خانه ويلايي اجاره كرده و تعدادي بازيگر تئاتري را با خدمت مي‌گيرد و به ضدداستاني‌ترين شكل ماجراي زندگي يك روز آدم‌هايي كه كمترين پرداختي از كاراكترهايشان ارائه نشده را در قالب اثري مثلاً روشنفكرانه به ما ارائه مي‌كند. از همه بدتر وضعيت كارگرداني جوان به نام سامان سالور است كه فقط با 10 دقيقه ابتدايي «سيزده 59» توانايي‌اش در ساخت درام‌هاي پركشش را نشان داد اما حالا او نيز به كليشه‌اي‌ترين شكل ممكن يك خط داستاني كوتاه درباره اجاره رحم را 90 دقيقه معطل مي‌كند تا بلكه امورات زندگي‌اش را بگذراند.
فيلم ساختن با ثروت ملي اگر جهت جلب نظر مخاطب باشد نه تنها ايرادي ندارد كه اتفاقاً خيلي هم پسنديده است اما اينكه پولي كه مستقيم يا غيرمستقيم از فروش نفت و گاز مملكت نصيبمان شده را صرف آثاري كنيم كه نه تنها ماندگاري تاريخي ندارند كه حتي تماشاي يك باره آنها هم جز ملال نصيب مخاطب نمي‌كند، چه فايده‌اي دارد جز آسيب زدن به منبعي طبيعي كه مي‌گويند حق همه مردم است و نه فقط يك طبقه! ‌اي كاش دوستاني كه با بودجه‌هاي اين‌چنيني فيلم مي‌سازند فقط يك ترم را نزد كساني مثل اصغر بانكي مشق مي‌كردند تا لااقل حساب و كتاب درست استفاده كردن از سرمايه‌اي كه در اختيارشان گذاشته شده را بيشتر بدانند!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار