ابوي ميگويد: آن از سينماي مفتكي كه هيچي در موردش نميگويم و اين هم از سبد كالا كه تا يك هفته برايش ميشود مطلب نوشت. از جامعه هدفش كه اصلاً وجود ندارد. از نيازمندانش كه حذف شدند. از نمايندگان مجلسش كه اضافه شدند. از صفهاي طولاني. از فرستادن پيامك كه مشموليد و رفتن و ساعتها در صف ايستادن و از سرما لرزيدن و ديدن اينكه مشمول نيستند و...
ميگويم: روحاني بازي خورد. افتاد توي همان هوچيگريها و گداپروريهاي دولت قبل. نقشه بود. اصلاً دسيسه خارجيها بود. در داووس چيزخورش كردند. شايد هم بازي رسانهاي است. با همان بازي كه برايش رأي آوردند، دارند رأيهايش را ميپرانند.
ابوي ميگويد: نه. پسرم. كار اين دولت با آن دولت توفير دارد. قبليها طعم تلخ فقر و نداري را چشيده بودند و حس ميكردند، اما اينها نه! آنها هر طوري بود دست خالي برت نميگرداندند، اينها اما طلبكار هم ميشوند. ميگويند اگر نان نداريد برويد و شيريني بخوريد! نميفهمند كه آن كسي كه محتاج سبد كالاست و هفت سر عائله دارد و محتاج نان شبش است با فلان آدمي كه در ليست آوردهاندش و درآمدش در هيچ كجا ثبت نميشود و يك سر عائله دارد و به جاي بچه، سگ و گربه دارد، فرق ميكند!
ميگويم: نتيجهاش براي هر دو دولت يكي است؛ حقارت مردم.
ميگويد: هنوز براي نتيجهگيري زود است. تازه نمايندهها ميخواهند تحقيق و تفحص كنند.
ميگويم: سؤالاتشان در مورد برنج هندي است. آخر اهل و عيالشان برنج هندي دوست ندارند. نميشد در سبد آنها برنج فارسي گذاشت! پس اين معاون پارلماني رئيسجمهور در مورد چه لابي ميكند در مجلس؟
ميگويد: عجب! حالا كه ميخواهند تازه از دو هفته ديگر اين جامعه هدف هفت ميليوني را گسترش دهند. لابد به آنها برنج فارسي ميدهند.
ميگويم: چون بانك اطلاعاتي ندارند اينبار احتمالاً به ايرانيان مقيم خارج سبد ميدهند و به كارگران نه. بيكارها و نيازمندان هم كه آدم نيستند. مگر بين پنج ميليون تا هشت ميليون بيكار نداريم؟ اينها را كجاي آن هفت ميليون ديدهاند؟
ابوي ميگويد: خب چه كاري است. ندهند. سنگينتر است. به همان فتوحات بينالملليشان ادامه دهند. البته اگر بعدها معلوم نشود كه فتوحاتي در كار نبوده!
ميگويم: نه. براي فتوحات داخلي برنامه دارند. مگر نشنيدي ربيعي در پايان روز اول توزيع سبد گفته مگر ميشود دولت، محرومان را فراموش كند. اين برنامه دولت است كه در مجموع رضايت و رفاه حال مردم را دنبال ميكند و اين سبد هم به مرور تا دو هفته ديگر به ساير هموطنان مشمول تحويل ميشود. يك وقت ديدي ما را هم آدم حساب كردند، سبددار شديم. شصت هزار تومان نذر ميكنم كه يك سبد هم به ما برسد.
ابوي ميگويد: بالاخره ربيعي بايد حرف بزند يا نعمتزاده يا چالرز غلام چي چي؟ مگر نديدي بهمن حاجعلي مدير اجرايي طرح سبد كالايي درباره بازنگري مشمولين سبد كالا گفته در حال حاضر برنامهاي براي بازنگري وجود ندارد. يعني ربيعي حرف مفت ميزند! يعني لازم نيست نذر كني.
ميگويم: مثل اينكه اينها يك حرفي زدهاند و هيچ برنامهاي نداشتهاند. مديريت كيلويي بوده. بيا يك كمپين راه بيندازيم به روحاني بگوييم آبروي خودش و مملكت و ما را حفظ كند و از خير اجراي اين طرح بگذرد. با همان گران كردن بنزين به ما حال بدهد بس است. ميخواهد ركورد احمدينژاد را در حقارت و تورم بزند. چه عجلهاي. لااقل با دلارهاي تزريقي بگذارد ما يك بوق بزنيم، بعد!
ابوي ميگويد: ايام خجستهاي است. خيلي كيسهكشي نكن. قباحت دارد. يك چيزي بگو كاممان شاد شود.
ميگويم: حالا كه دستور است چشم؛ آجيل 15 درصد ارزان شد!
ابوي ميگويد: چه خوب! چرا؟
ميگويم: چون كسي نميخرد. خراب ميشود. كپك ميزند. مجبور ميشوند بريزند دور.
ابوي ميگويد: كامم را شور كردي خير نديده. اين توضيحت را ننويس!
ميگويم: ببخشيد.
ميگويد: خدا ببخشد.
ميگويم: مردم هم ميبخشند. من از طرف رئيسجمهور از تمام مردم عذر ميخواهم.
ابوي ميگويد: آفرين. كامم شيرين شد. هر چند به صورت مجازي!