در كمال تأسف، پنهانكاريها درباره مذاكرات اخير و توافقات انجام شده، ديپلماتهاي ايراني را از نقد و نظر كارشناسان داخلي درباره بندهاي مورد مذاكره در توافقنامه، قبل از رسمي شدن توافق، محروم ساخت؛ نتيجه آنكه پس از افشاي برخي از بندهاي توافق توسط طرف غربي، وزارت خارجه در برابر فشار براي پاسخگويي به افكار عمومي اقدام به انتشار ترجمهاي از خلاصه توافقنامه نمود. انتشار اين ترجمه و مشاهده اقدامات طرف مقابل، نگاه موشكافانه به اين توافق را بيش از پيش ضروري ميسازد. اگر چه بندهاي متعدد و تعهدات مختلف طرفهاي توافق ميتواند موضوع بحثهاي جدي قرار گيرد، در اين مقال تنها به اثرات توافق ژنو در زمينه تحقيقات علمي و دانشگاهي در موضوع هستهاي ميپردازيم.
در يكي از بندهاي ذيل عنوان «گام اول» درباره فعاليتهاي علمي در زمينه هستهاي آمده است «ايران برنامه تحقيق و توسعه (R & D) تحت نظارت، از جمله برنامه تحقيق و توسعه جاري غنيسازي خود را كه با هدف انباشت اورانيوم غني شده صورت نميگيرد، ادامه خواهد داد.» با توجه به اين بند به نظر نميرسد وقفهاي در فعاليتهاي علمي ايجاد شود، اما آيا تحقيقات علمي هستهاي به همين راحتي به رسميت شناخته شده است؟ چنان كه شواهد موجود، از جمله مخالفت طرف غربي با نصب سانتريفيوژهاي تحقيقاتي در بخش روزميني سايت نطنز در روزهاي اخير و بعد از توافق، نشان ميدهد، توجه صرف به اين بند از توافق، كوتهبينانه و نشان سادهانگاري ناصواب در تحليل مسئله است. در بند ديگري از عنوان «گام اول» آمده است: «ايران اعلام ميكند كه فعاليتهاي خود در تأسيسات سوخت هستهاي نطنز، فوردو يا رآكتور اراك را كه توسط آژانس با نام IR ـ 40 شناسايي ميشود، بيش از اين گسترش نخواهد داد.» در ذيل اين بند توضيحاتي آمده است كه در ترجمه منتشر شده از سوي وزارت امور خاجه مشاهده نميشود.
دو مورد از اين توضيحات درخور توجه جدي است: « به اين معني كه طي شش ماه، ايران به سانتريفيوژهايي كه نصب شدهاند ولي غنيسازي اورانيوم انجام نميدهند گاز UF6 تزريق ننمايد. سانتريفيوژهاي اضافي نصب ننمايد. ايران اعلام ميكند كه طي شش ماه اول سانتريفيوژهاي موجود را با سانتريفيوژهايي از همان نوع جايگزين ميكند.» و «مطابق برنامههاي ايران، توليد سانتريفيوژ در ايران در اين شش ماه مخصوص به جايگزيني سانتريفيوژهاي آسيب ديده خواهد بود.» توجه به اين بندها نشان ميدهد كه طرف غربي ميتواند با استناد به اينكه ايران پذيرفته است كه هيچ سانتريفيوژ اضافي را به كار نگيرد، از نصب هر گونه دستگاه جديد جلوگيري نمايد، چنان كه در روزهاي اخير و هنگامي كه ايران قصد به كارگيري تعداد محدودي سانتريفيوژ جديد در بخش روزميني سايت غنيسازي شهيد احمدي روشن (نطنز) براي كارهاي تحقيقاتي را داشت، طرف غربي مانع نصب آنها شد. به علاوه استفاده از سانتريفيوژها همراه با توليد مواد غني شده خواهد بود و چنان كه در بند مربوط به تحقيق و توسعه در زمينه هستهاي آمده، تحقيقاتي كه منجر به انباشت مواد غنيسازي شده نشود، مجاز است؛ به اين ترتيب باز هم طرف غربي ميتواند از هرگونه فعاليت تحقيقاتي كه منجر به توليد مواد غني شده شود، جلوگيري كند. پرسش در اين ميان اين است كه تحقيقات هستهاي بدون استفاده از سانتريفيوژ و توليد مواد غني شده هستهاي كه نتيجه عملي به كارگيري سانتريفيوژهاست، به چه سان خواهد بود؟ آيا اين جز به معناي همان «شير بييال و دم و اشكم» است؟
اگرچه اقدامات دولت تدبير و اميد! در دوره كوتاهي كه بر مسند كار قرار گرفته است، عدم رغبت اين دولت به ادامه فعاليت در حوزه غنيسازي را نمايان ساخته است، لكن عدم صداقت دولت در اعلام صريح و شفاف مواضع خويش مسئله را بغرنجتر ميكند. دولتمردان در سخنان خويش از تلاش براي احقاق حقوق هستهاي سخن ميگويند ولي در عمل با حذف و اخراج پژوهشگران هستهاي كه با واكنش دلسوزان انقلاب همراه بوده است، ميروند تا بساط فعاليتهاي هستهاي را به طور كامل برچينند. رئيسجمهور محترم در نامه خود به رهبر معظم انقلاب درباره مرحله اول توافقات هستهاي ميگويد: «در نخستين ماههاي شروع كار دولت تدبير و اميد، فرزندان انقلابي شما توانستند در مذاكراتي دشوار و پيچيده، حقانيت ملت ايران در فعاليتهاي هستهاي را در صحنه بينالمللي اثبات كنند و گام نخست را به گونهاي پيش برند كه حقوق هستهاي و حق غنيسازي ملت ايران مورد اذعان قدرت هاي جهاني ـ كه سالها سعي بر انكار آن داشتند ـ قرار گيرد و راه براي گامهاي بلند بعدي در حراست از پيشرفتهاي فني و اقتصادي كشور گشوده شود.»؛ در مقابل رهبر معظم انقلاب در پاسخي هوشمندانه نگاشتهاند: «دستيابي به آنچه مرقوم داشتهايد درخور تقدير و تشكر از هيئت مذاكرات هستهاي و ديگر دستاندركاران است» و در ادامه «ايستادگي در برابر زيادهخواهيها همواره بايد شاخص خطّ مستقيم حركت مسئولان اين بخش باشد، و چنين خواهد بود.» گرچه به علت عدم شفافيت در روند مذاكرات، ارائه تحليلي عميق و دقيق از ميزان تعهدات پذيرفته شده طرف ايراني و اثرات بلند مدت اين تعهدات امكانپذير نيست، آن چه از شواهد امر پيداست، روند مطلوب طرف غربي كه پس از سالها توانسته گامي به پيش نهد و به مقاصد خود نزديك شود جز برچيدن همه فعاليتهاي هستهاي و از جمله فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي در اين حوزه نيست. در هر حال آنچه بايد مورد توجه جدي قرار گيرد پاسخگويي دولت به افكار عمومي و به ويژه پژوهشگران و جواناني است كه مشغول فعاليت علمي در اين حوزه هستند. در صورتي كه مطالبه لازم از دولت و به تبع آن ايستادگي در مقابل زيادهخواهيهاي دشمن مورد توجه قرار نگيرد، در سالهاي آتي شاهد فشارهاي واهي به بهانه جلوگيري از منحرف شدن برنامههاي علمي ايران در زمينه نانوتكنولوژي، بيوتكنولوژي، هوافضا و حتي فناوري اطلاعات (1) به سمت تواناييهاي نظامي تهديد كننده صلح جهاني خواهيم بود و رفته، رفته همه فعاليتهاي علمي به حالت تعليق و تعطيلي كشيده خواهد شد و تعطيلي فعاليتهاي هستهاي تنها آغازي بر تعطيلي تحقيقات علمي در ايران خواهد بود. تجربه ما از زيادهخواهيهاي دشمن تأييدكننده جدي سناريويي است كه آمد و مواجهه صحيح با اين سناريو، جز با آگاهي جامعه علمي و دانشگاهي و مطالبهگري آنها براي حفظ حقوق علمي خويش امكانپذير نخواهد بود.
پينوشت:
1. در اسناد امنيت ملي منتشر شده امريكا در سالهاي اخير توجه ويژهاي به فناوري اطلاعات شده است؛ چنان كه با توجه به در هم تنيدگي بيش از پيش زندگي بشر با اين فناوري، ايالات متحده اين حوزه را يك حوزه جنگي اعلام كرده و يكي از راهبردهاي حفظ برتري خويش را جلوگيري از توانمندي كشورهاي ديگر در اين حوزه قرار داده است.
* كارشناسي برق