کد خبر: 632395
تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۰۹:۰۸
شهاب اسفندياري
«اكنون كه ديگر جنگي در ميان نيست كه سربازي و جانبازي، معيار دين‌داري باشد، چگونه مي‌توان دينداران را از غير آنها تشخيص داد؟»
شهيد سيد مرتضي آويني
سؤالي مدتي در ذهن من بود و آن اينكه: «آيا سينماي دفاع مقدس، مقدس است؟» در اينكه «دفاع مقدس» مقدس بود، ترديدي نيست. انسان‌هايي عزيزترين سرمايه وجود خويش، يعني جان‌شان را در راه تحقق آرماني مقدس و دفاع از مرزهاي اسلامي و مردم خود فدا كردند. طبعاً اين دفاع، دفاعي مقدس است. اما آيا سينما هم مي‌تواند «مقدس» باشد؟ مگر سينما حرفه‌اي است در ميان ساير حرفه‌ها و صنعتي در ميان صنعت‌ها و هنري در ميان هنرها نيست؟ مگر در اين حرفه شهرت، شهوت و ثروت نيست؟ مگر افرادي كه وارد اين حرفه مي‌شوند، فداكاري يا جانفشاني خاصي انجام مي‌دهند كه بگوييم حرفه‌شان مقدس است؟ ممكن است بگويند وقتي «موضوع» فيلمي «مقدس» باشد، طبعاً آن فيلم هم «مقدس» خواهد بود. اما فيلم‌هاي بسياري داشته‌ايم كه به «موضوعات مقدس» پرداخته‌اند اما چندان «قداستي» در آنها احساس نشده است. ضمن اينكه حتي وقتي موضوع فيلمي مقدس است، باز هم بحث منافع مادي مي‌تواند مطرح باشد. هيچ كس رايگان فيلمي با مضامين «مقدس» نمي‌سازد كه اين كار را بخواهيم يك فداكاري و جانفشاني مانند آنچه در دفاع مقدس رخ داد، محسوب كنيم و به راستي وقتي انگيزه منافع مادي باشد، ساختن «فيلم مقدس» چه فضيلتي بر ساختن «فيلم غير مقدس» دارد؟
به نظرم در اين ميان با يك معيار مي‌توان براي ساخت فيلم، فضيلت اخلاقي قائل بود و آن اينكه بپرسيم آيا فيلمساز با ساخت اين فيلم «هزينه» داده است يا صرفاً «نفع» برده است؟ مثلاً فرض كنيد يك نفر يك فيلم عظيم و باشكوه در مورد دوره كودكي پيامبر (ص) بسازد. طبعاً همه از چنين فردي ستايش و تمجيد خواهند كرد. او «صلح كل» خواهد بود و «قبه نور» و عزيز و محبوب، در داخل و خارج. يا مثلاً وقتي كسي در مورد ماجراهاي يك خانواده سنتي و اصيل يزدي يك فيلم خوش رنگ و آب مي‌سازد، طبعاً همه ستايش مي‌كنند و البته اين فيلم‌ها در جاي خود مي‌تواند كارهاي ارزشمندي باشد.
اما وقتي كسي در موضوع گروهك‌هاي مسلح جدايي‌طلب فيلم مي‌سازد، وقتي شرايط ملتهب اول انقلاب را كه هنوز محل نزاع بسياري است به تصوير مي‌كشد، وقتي جنايت‌هاي گروهك‌ها را برملا مي‌كند، وقتي ادعاي مظلوميت تاريخي جدايي‌طلبان را بي‌اعتبار مي‌كند، در واقع دارد در دفاع از انقلاب خطر مي‌كند. دارد هزينه مي‌دهد.
دارد وسوسه محبوبيت بين اپوزيسيون و خيال جايزه بين‌المللي را زير پا له مي‌كند. دارد طعن و ناسزاي مخالفان نظام و انقلاب را به جان مي‌خرد و بالاتر از همه اينها، با توجه به اينكه گروهك‌هاي مسلح جدايي‌طلب هنوز فعال هستند، دارد امنيت خود و خانواده‌اش را چه در داخل، چه در سفرهاي خارجي، به مخاطره مي‌اندازد.  «چ» ابراهيم حاتمي‌كيا، فضيلت‌هاي فني، هنري و مضموني بسيار دارد. يكي از بهترين سكانس‌هاي تاريخ سينماي ايران را دارد. اما براي من مهم‌ترين فضيلت اين فيلم، «فضيلت اخلاقي»‌اش بود. اين فيلم نشان داد وقتي حاتمي‌كيا به فرزندان شهدا مي‌گويد «دعا كنيد در بستر عافيت نميرم» در اين سخن خود كاملاً جدي است. نشان داد كه «حاتمي‌كيا» در اداي دين به انقلاب و امام، يك سر و گردن از بسياري از هم‌نسلان خود بالاتر ايستاده است.  انقلاب به فرزنداني «جسور» و «وفادار» نياز دارد. آن كه «جسارت» دارد، ممكن است در جايي هم «تندي» و «سرپيچي» كند، اما «وفاداري»اش او را حفظ مي‌كند. در مقابل آن كه «جسارت» ندارد، حتي اگر «وفادار» هم باشد، در ميدان معركه و خطر به هيچ دردي نمي‌خورد. صرفاً سياهي لشكري است براي دوران عافيت. حاتمي‌كيا با «چ» بار ديگر نشان داد كه «جسارت» و «وفاداري» را با هم دارد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار