
هرچند جشنواره امسال فيلم فجر به مانند سالهاي قبل بينظمي و صدور كارت بيرويه براي دوست و رفيق پرسنل كاخ را ندارد و به اين واسطه بايد يك كارت سبز به مديران جشنواره داد كه كوشيدند ولو شده به صورت نسبي نظمي را بر سالن اصلي همايشهاي برج ميلاد برقرار سازند اما در كنار كارت سبز بايد يك كارت قرمز هم بدهيم به شيوه نادرست اداره جلسات نقد و بررسي. روزي كه از سوي دبيرخانه جشنواره اعلام شد كه نشستهاي نقد و بررسي جشنواره امسال با مديريت انجمن منتقدان و به مديريت اعضاي اين انجمن برگزار ميشود هرچند ميدانستيم اين صنف دربرگيرنده تمامي منتقدان ايراني نيست اما خوشحال شديم كه بعد از مدتها يك بار هم كه شده كار صنفي در اين مملكت جواب داده و جلسات نقد و بررسي، پرسش و پاسخ، كنفرانس مطبوعاتي يا هر نام ديگري كه ميخواهيد رويش بگذاريد با بدنه منتقد و روزنامهنگاري كه در صنف رشد كرده و بالا آمده برگزار ميشود اما زهي خيال باطل چون فقط رصد كردن دو روز ابتدايي اين نشستها كافي بود تا دريابيم همه چيز به مدار سابق و همان طور كه ساليان قبل بود اداره ميشود يعني درست به مانند همه سالهاي اخير يك سري نام محدود به عنوان منتقد، اداره كنندگان جلسات بوده و اين عده هم بيشتر از آنكه به بدنه انجمن صنفي تعلق داشته باشند وابسته به هيئت رئيسه آن هستند! طبيعي است در چنين شرايطي هم نه پرسشهاي صريح روزنامهنگاران به گوش عوامل فيلم ميرسد و نه آنها كه سالها در صنفي به نام انجمن منتقدان خاك خوردهاند، اجازه برگزاري اين جلسات را دارند. بدتر از اين، رنگ و لعاب سياسي گرفتن اين جلسات است. ماجرا از اين قرار است كه همان طيف سياسي كه انجمن منتقدان سينما را در يد خود دارد وقتي بنا ميشود مديريت جلسات نقد و بررسي جشنواره فجر را هم برگزار كند، ميكوشد تا ميتواند به فيلمسازان همطيف خود حال داده و براي آنها نوشابه باز كند و از فيلمسازاني كه در طيف مقابل قرار دارند تبري جويد. كافي است نشست فيلمهايي سابق بر اين توقيفي به نام «زندگي مشترك آقاي محمودي و بانو» و همچنين «قصهها» را زيرنظر گرفته باشيد تا دريابيد مديريت جلسه نه در اختيار خبرنگار و روزنامهنگاري كه حرف جديدي براي گفتن دارد بلكه در يد قدرت اوست كه به عنوان نماينده هيئت رئيسه انجمن منتقدان خانه سينما(!) مديريت جلسه را در اختيار گرفته!
فارغ از اينكه انجمني به نام منتقدان خانه سينما هنوز آن قدر وسيع و گسترده نشده كه تمامي روزنامهنگاران سينمايي را زيرمجموعه خود كند و بسياري از منتقدان بنام جايي در اين تشكيلات ندارند و براي همين سپردن اداره جلسات از سوي دبيرخانه جشنواره به اين انجمن جاي سؤال دارد اينكه سران انجمن با همان نگاه پدرسالارانهاي كه در برخورد با انجمن منتقدان دارند و اجازه راهيابي آدمهاي مستقل به هيئت رئيسه را نميدهند بخواهند جلسات نقد و بررسي جشنواره را اداره كنند به شدت ابلهانه است.
همان طور كه جشنواره فيلم فجر ملك پدري كسي نيست و هيچ كس حق سوء استفاده از مديريت در اين جشنواره را ندارد نشست نقد و بررسي اين جشنواره كه بخش عمدهاي از جذابيت ژورناليستي آن را ميسازد هم ملك پدري كسي نيست. همان قدر كه كسي حق ندارد به واسطه مديريت يك يا چند ساله بر يك شركت دولتي آن شركت را در زمره املاك خويش ببيند او كه به واسطه همسويي با يك طيف سياسي خاص و مجيز اين و آن را گفتن توانسته اداره نشست را برعهده گيرد حق اين را ندارد كه نشست را به ستاد انتخاباتي تبديل كرده و با مجيز گفتن از فيلمسازي چپي و كوبيدن فيلمسازي راستي، به جريان سياسي متبوع خويش اداي دين كند.
مي گويند حرص به دنيا سرانجامي جز تباهي نخواهد داشت؛ نميدانم آنها كه امسال متصدي برگزاري نشستهاي نقد و بررسي شدهاند به چنين تعبيري معتقدند يا نه اما اخلاق اسلامي در درجه اول و دموكراسي در درجه دو حكم ميكند كه همواره از تمامي گروهها و افكار براي برگزاري چنين جلساتي استفاده شده و البته در جلسه هم به همه حاضران اجازه ابراز نظر داده و اداره كننده جلسه نيز از تعميم نگاه خود به كل حاضران جلوگيري كند.
تا آنجا كه ما ميدانيم انجمن منتقدان كه البته پسوند خانه سينما را با خود به يدك ميكشد بيش از 500 عضو دارد اما چطور است كه فقط يك حلقه 10 نفره برگزاري نشستهاي تمامي جشنوارهها را به نمايندگي از اين 500 عضو برعهده دارند؟ طبيعي است كه هه اين ماجراها ريشه دارد در سياستگذاري طيف چپي حاكم بر اين انجمن اما يك سؤال؛ شما دوستان چپي كه مرتب از دموكراسي دم ميزنيد واقعا چه پاسخي داريد براي اين گروه بازي كه در انجمن به راه انداخته ايد و از طريق آن ارتزاق خوبي هم ميكنيد؟! تا چه زماني ميخواهيد تنهاخوري كنيد بگذاريد دو نفر منتقد منزوي كه كنج خانه نشستهاند هم به اين طريق زندگي خود را بگذرانند.