
«خوبي كه از حد بگذرد، ... خيال بد كند!» اين ضرب المثل مصداق حال و اقوال اين روزهاي رخشان بني اعتماد است كه با گردنكشي و ادبيات چاله ميداني، حقيقت و واقعيت نحوه تعامل خود و همپالكيهاي شبهروشنفكرش را به خوبي نشان داد.
شايد مقصر ادعاها و گستاخيهاي اين كارگردان كه در آثارش داعيهدار انديشههاي فمنيستي منبعث از تفكرات آنارشي و البته ماترياليستي است، كسي به غير از كساني كه فضا و فرصت جولان به چنين افرادي را در دولتهاي گذشته به خصوص دوران زمامداري جواد خان شمقدري بر سازمان سينمايي دادند، نباشد. روز گذشته كه دومين روز از آغاز جشنواره سي و دوم بينالمللي فيلم فجر بود، با اكران فيلم «قصهها»ي رخشان بنياعتماد آغاز شد. بني اعتماد پس از چند سال فيلم قصهها را از تجميع هفت فيلم كوتاه (اپيزوديك) ، ساخته است. به كلام ديگر قصهها فيلم اپيزوديكي است كه سرنوشت كاراكترهاي فيلمهاي سابق بنياعتماد را در بستر همان داستانها به تصوير ميكشد. قصهها فيلم بسيار تلخي است و آن گونه كه درخشنده پس از نمايش فيلمش اعلام كرد، بغض اين كارگردان زن بوده كه در روزهاي سخت او ساخته شده و بالاخره توانسته روي پرده بزرگ به نمايش درآيد! در اين اثر بازيگراني مثل مهدي هاشمي، گلاب آدينه، فاطمه معتمدآريا، پيمان معادي، نگار جواهريان، باران كوثري، بابك حميديان، فرهاد اصلاني، محمدرضا فروتن، مهراوه شريفي نيا و حبيب رضايي با نقشهايي كه برخي از آنها در گذشته در فيلمهاي بنياعتماد بازي كرده، زندگي كردهاند و به همين دليل پس از سالها در همان سطح مشخص گذشته، در آن نقش ظاهر ميشوند.
هماوردطلبي به سبك بني اعتماد
اما صرفنظر از محتواي بسيار تلخ اين فيلم كه با مجوز اوليه ويدئويي ساخته شد و پس از الطاف خاصه دوستان سازمان سينمايي و هيئت انتخاب توانست مجوز سينمايي و شركت در جشنواره فجر سي و دوم را كسب كند و صرفنظر از نحوه دريافت مجوز قبلي اين فيلم از سازمان سينمايي تحت مديريت جواد شمقدري در دولت قبل، اظهارات بنياعتماد راجع به سير كسب اين مجوز و نيز هماوردطلبيهاي روز گذشتهاش در جريان نشست خبري همين فيلم محل تأمل و تفكر است! بنياعتماد درباره نحوه گرفتن مجوز ساخت اين فيلم ميگويد: «براي ساخت قصهها، پروانه ساخت چند فيلم كوتاه را گرفتم و بعد از ساخت اين هفت فيلم كوتاه از هوش خود استفاده كردم و آنها را به هم وصل كردم تا تبديل به يك فيلم سينمايي شد. در طول اين مدت حتي يك بار هم اين فيلم را در هيچ جشنوارهاي به نمايش نگذاشتم، چراكه مخاطبان ايراني براي من از هر چيز با اهميتتر بودند. جايزه من از ساخت اين فيلم سينمايي ديدن آن توسط مخاطبان است.»
وي با اشاره به انتشار خبري در برخي از رسانهها مبني بر حضور تعدادي از بازيگراني كه نامشان در اين فيلم وجود داشته، اظهار ميدارد: «بعد از انتشار اين خبر تهديدها شروع شد. با من از ارشاد تماس گرفتند. اين تماسها ابتدا رنگ خواهش و بعد تهديد داشت. آنها به من گفتند تمام بازيگراني كه در اين فيلم بازي ميكنند، ممنوع الكار خواهند شد. اين درحالي است كه من هيچ كار غيرقانوني انجام ندادم. گفتند نيروهاي مداخلهگر ما را تحت فشار قرار دادهاند! و من گفتم اين نيروهاي مداخلهگر را بياوريد و من با آنها صحبت ميكنم. اين دوستان گفتند بيا و پروانه ساخت را دريافت كن تا ما به تو پروانه نمايش بدهيم، گفتم اگر پروانه ساخت بگيرم، پروانه نمايش را به من ميدهيد؟ گفتند بله، من فيلم را تحويل دادم اما آنها براي فيلمي كه ساخته شده بود، پروانه نمايش صادر نكردند. آنها در نهايت بعد از بازديدهاي عجيب و غريب، مجوز نمايشي را به ما دادند كه اجازه نمايش در داخل و خارج از كشور نداشت.»
اين ادعاي بنياعتماد در حالي است كه شمقدري اظهار كرده بود حتي مجوز ساخت فيلم را توسط پيك موتوري به در منزل بنياعتماد ارسال كرده بودند تا فقط وي آن را امضا كند كه اين كارگردان در كمال ناباوري از اين كار استنكاف ميكند!
من ترجيح ميدهم همچنان بيانيه بسازم
بنياعتماد در پاسخ به اينكه چرا در اين فيلم تنها به زنان اشاره شده و مردان ديده نميشوند و چرا هيچ گاه از زنان موفق در فيلمهايمان ياد نميكنيم؟ ميگويد: اينكه چرا راجع به زنان موفق فيلم نساختهام بايد بگويم شايد در آينده راجع به اين مسئله فيلم بسازم. البته من سفارش بر خود را دوست ندارم بلكه من فيلمهايم را بر اساس دغدغههايم ميسازم. در شرايط خاص بسياري از اقشار جامعه تريبون ضعيفي دارند و بخشي از افراد جامعه هيچ تريبوني ندارند به همين دليل من فيلم ميسازم تا حرف اين گروه را بزنم. راجع به مردان هم بايد بگويم كه من به مردان كمتوجهي نكردهام اما زنها از نظر من چون مشكلات بيشتري دارند و مشكلات آنها را از نزديك ميشناسم، مهمترند. من در فيلمهايم به تفكيك جنسيتي اعتقاد ندارم. فيلم از زاويه نگاه من ساخته شده و شخصيتها از شرايط گذشته خود فاصله گرفته و در شرايط ديگري قرار دارند. حال ممكن است اين شرايط بهتر شده باشد يا بدتر. هر كدام از اين كاراكترها به شكل ديگري زندگي ميكنند از نظر من تحميل پايان خوش براي كاراكترها فريب تماشاگر بود. با توجه به تجربههايم كاراكترهاي اين آدمها را برداشتم و با نگاه واقع بينانه اين فيلم را ساختم. آسيبهايي كه در اين بيش از 30سال فعاليتم در سينما به من وارد شده به اين نتيجه رسيدم كه مشكلات اجتماعي سطح گستردهتري پيدا كرده و فشار و درد بر طبقه محروم افزايش پيدا كرده است. اگر قرار باشد براي ناراحت نكردن مخاطب واقعيت را نشان ندهم خيانت كردهام. معمولاً فيلمي كه در مورد واقعيتها ساخته ميشود اسمش را بيانيه ميگذارند و اگر غيرواقعي شود ميشود شاعرانه و اگر اين فيلمي كه من در مورد واقعيتها ساختهام به آن بيانيه ميگويند من ترجيح ميدهم همچنان بيانيه بسازم.»
وي در ادامه و در مواجهه با اين سؤال كه چرا اين فيلم اينقدر تلخ است، اظهار ميدارد:«نميدانم تلخي از نظر شما چيست. شايد من آنقدر با متن و بطن جامعه طرف بودهام كه پوستم كلفت شده باشد. فيلمهاي من راجع به تلخيها است چراكه تلخيها را ميبينم اما قصه آخر قصهها يكي از اميدوار كنندهترين اين بخشها است من تلخي را ميبينم و اگر قرار باشد اميد را نشان دهم آن را در واقعيت به تصوير ميكشم. من با اين كاراكترها زندگي كردهام و از ياد من نرفتهاند. وقتي به سراغ اين شخصيتها بعد از سالها رفتم تفسير كليام را از شرايط كنوني جامعه نشان دادم. نمايش فيلم از نگاه دوربين يك مستندساز در قصهها در اين فيلم به اين دليل بود كه مردم تنها در برابر دوربين فيلمهاي مستند از دردهايشان ميگويند و به راحتي حرفهاي خود را ميزنند.»
نكته جالب اينكه بنياعتماد علت ساخت اينگونه فيلمهاي سياه و تلخ را ذيل اين جمله كه «وظيفه ما راه حل نشان دادن نيست بلكه طرح موضوع و نمايش آن است وما در واقع مطالبه خواهي مردم را از جامعه بالا ميبريم»، توجيه ميكند. در حالي كه يكي از اصول ابتدايي و اوليه هر نقدي ارائه راهكار و تبيين مسير چگونگي حل معضل مورد اشاره ميباشد نه صرفاً برجستهسازي مسائل مختلف!
چون با فضاي فرهنگي آن موقع هماهنگ نبودم ،ترجيح دادم كه فيلمنسازم
كارگردان فيلم قصهها در بخشي ديگر از اظهاراتش مدعاي كذب سختگيري و ندادن مجوز از سوي مسئولان وقت به وي براي توليد اثر را برملا ميسازد و ميگويد: «شرايطي كه در آن طي اين سالها فيلم نساختهام به اين معنا نبود كه كسي اجازه كار كردن به من نميداد بلكه يك خود تحريمي بود. چون با فضاي فرهنگي آن موقع هماهنگ نبودم ترجيح دادم كه فيلمنسازم اما بعد از چند سال فيلم نساختن احساس كردم كه دارم به جنون ميرسم و بايد راهحلي را براي خود پيدا كنم من نميخواستم براي ساخت يك فيلم سينمايي وارد پروسه دريافت پروانه ساخت شوم و طي نامهاي كه به وزارت ارشاد هم نوشتم اين مسئله را مطرح كردم. بايد بگويم از مادر زاييده نشده كسي كه نگذارد من فيلم بسازم! فيلم نساختن من نوعي اعتراض بود. من پروانه ساخت نگرفتم و هيچ كار غيرقانوني نيز انجام ندادم.»
بنياعتماد در توهيني آشكار به برخي از اصحاب رسانه، به خصوص خبرنگاران رسانه ارزشي و انقلابي ميگويد: «هر نقدي به فيلم قابل پذيرش و احترام است، اما آيا اين دوستاني كه در برخي رسانهها مينويسند، نظرات خود را به عنوان نقد ميگويند يا نظرات رسانه خود را، آيا اگر در اين رسانهها كار نميكردند باز هم همين نظرات را ميگفتند؟ من براي قلم احترام زيادي قائلم اما اميدوارم نقدهايتان از ذهن خودتان نشئت گرفته باشد نه رسانه تان!»
به نظر ميرسد بعد از حواشي مراسم افتتاحيه جشنواره سي و دوم حالا نوبت به اظهارات شاذ و گاه بدون منطق و سند برخي از دستاندركاران سينما و سينماگران رسيده است كه با اقوال و افعال خودشان حاشيهها را بر متن و كليت روند جشنواره مستولي و غالب كنند. لازم است از جانب مسئولان سازمان سينمايي و برگزار كنندكان جشنواره بالاخص آقاي عليرضا رضاداد، دبير جشنواره در اين زمينه تذكرات لازم را به فيلمسازان و ديگر عواملي كه اين روزها صحبتهايشان از طريق رسانهها ذيل عنوان اخبار جشنواره بينالمللي فيلم فجر انعكاس داده ميشود، گوشزد و يادآوري كنند. چه اينكه ممكن است برخي افراد با غليان احساسي و تحت تأثير هيجانات اظهاراتي را عنوان نمايند كه در شأن جشنواره فيلم فجر انقلاب اسلامي نباشد.
عزیزان جوان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!