ابوي ميگويد: سرمقاله كيهان و ستون عقبگرد ديروز تو خيلي مشابه بود! نكند در اين خصوص ويژهخواري كردهاي؟
ميگويم: نه! فقط با نگاهم ويژهخوارها را ميشناسم. با خواندن دو تا خبر هر آدم دلسوزي ميفهمه كه دنيا دست كيه!
ابوي ميگويد: خب پسرجان يك سيگنالي، كدي، چيزي بفرست. يكماه و يك هفته گذشت و بد است آدم رئيسجمهوري را معطل كند. حالا رئيسجمهوري به كنار، من خون دل شدم. ويژهخوارهاي ملعون از آشناها نباشند يكوقت. اگر بگيرندشان چه؟ اگر محاكمه شوند چه؟ اگر حبس شوند؟ نفي بلد شوند؟ اعدام؟ اي واي پيش در و همساده بيآبرويي بار نيايد؟ حرف بزن. با آن نگاهت چه ميبيني؟ الان كي چه كسي است؟ و چه كسي نيست؟
ميگويم: پدر من دندان روي جگر بگذار. تازه روز چهارشنبه معاون اول رئيسجمهور گزارشهايي دراين زمينه به رئيسجمهور ارائه كرده كه هنوز جزئياتي ازآن در دست نيست. عجله چرا ميكني؟ از اين ستون به آن ستون فرج است. بعدش هم سه تا قوه كه بيشتر نداريم، با يك حساب سر انگشتي هر كسي سَر و سِري با مقامات اين سه قوه داشته تا توانسته به اسم دور زدن تحريمها از رانت آنها استفاده كند، دود ميشود ميرود هوا!
ابوي ميگويد: اين دود شدن كه ميگويي يك جور محاكمه و مجازات است يا منظورت اين است كه مثل خاوري دور ميشود ميرود كانادا؟ آن هم با بليت دولتي؟ آن هم با اطلاع! آن هم با تكريم اينترپل!
ميگويم: هرچي؟ وارد معقولات نشو پدر من. مهم اين است كه از اينجا به بعد دولت راستگويان بشود دولت پاكدستان؟ ما هم وارد منقولات ميشويم. نميبيني بابك زنجاني همين اموال منقولش در داخل كفاف بدهياش را ميدهد و فردا بعد از آزادي ميرود تورنتو به خاوري ميگويد زكي! با پول حرام ميشود كار حلال كرد در آنور دنيا! و اموالت هم مصادره نشود!
ميگويد: عجب! پس اينطورياست. من ساده را بگو! چه ميخواستيم، چه شد؟... اما حالا شما يك خطي، نشاني، راهنمايياي چيزي بكن! اصلاً يواشكي در گوش من بگو. قول ميدهم بازي در نياورم كه... در گوش من گفت!. . . چي گفت؟.... و از اين جور حرفها.
ميگويم: برو يكسر خبرگزاري ايسنا همان چيزي را كه ميخواهي نوشته. تيتر هم كرده: كدهايي از حضور برخي رانتخواران در اتاق بازرگاني!
ابوي ميگويد: چطور؟ مگر ميشود؟ نهاونديان مگر ميگذارد؟ مثل شير در دفتر رئيسجمهوري ايستاده است. خود غلامحسين شافعي، رئيس اتاق هم گفته كه بخش خصوصي واتاق دراين زمينه كاملاً در كنار دولت قرار گرفته و در حال تدوين آييننامه كدهاي اخلاقي هستند كه در مراحل پايان تدوين قرار دارد.
ميگويم: اخلاق چيز خوبي است. آن هم در حوزه واردات! از اين به بعد خوشاخلاقهايي كه كدهاي يك و سه دارند ميتوانند ويژهخواري كنند و كدهاي دو و چهار نه!
ابوي ميگويد: منتظر بودم بگويي چوب راكه برميدارند پنبه دزده دست به ريشش ميكشه. ولي نگفتي؟
ميگويم: اخلاق در همه حوزهها خوب است پدر من. ما بدون تدوين و رسالت اخلاقي و كد هم مسلمان و با اخلاقيم! بعدش هم چه چوبي؟ چه پنبه دزدي؟ آييننامه است، كيفرخواست كه نيست!
ابوي ميگويد: چه عيب دارد يك آييننامه ديگر. اين كار را نكنند، بودجههاي تحقيقي و پژوهشي و تدويني خود را چه كنند؟ باز هم پولشان را بدهند هفتهنامه و روزنامه در بياورند؟ نميشود كه! دوره شافعي با دوره نهاونديان بايد توفير كند!
ميگويم: مگر مجيدرضا حريري، رئيس كميسيون واردات اتاق بازرگاني ايران نگفته بود كه يكي از راحتترين روشها براي شناسايي ويژهخواران در حوزه تجارت فرامرزي اين است كه معاون اول رئيسجمهور خود را ملزم كند ليست تمام كساني كه از سهميهبندي اختصاص ارز و راهاندازي مركز مبادله ارزي ، ارز دريافت كردهاند اعلام كند. بايدبه طورشفاف اعلام شود كه چه كساني به چه منظوروباچه نرخهايي ارز دريافت كرده و ارزهاي دريافت شده را با چه قيمتي به دست مصرفكنندگان رساندهاند.
ابوي ميگويد: خب يعني اين كار را ميكنند؟
ميگويم: نه! فقط دارند پا جا پاي احمدينژاد ميگذارند. آن از سبد كالايشان كه بگير و نگير دارد، آن از جوگيريشان در خوزستان و اضافه كردن دو منطقه آزاد ديگر كه به هيچ كار نميآيد! اين هم از بگم بگمشان! اسم احمدينژاد بد در رفت. حالا هم بگذار بنزين را آزاد كنند ببينيم تورمشان از تورم احمدينژاد ميكشد بالاتر يا نه؟
ابوي ميگويد: نميدانستم دلت اينقدر پر است و الا گور پدر ويژهخوارها. اصلاً نميخواهم بشناسمشان. اصلاً آشنا باشند. به ما چه. بيا برو ببين اين سامانه سبد كالا كه كار نميكرد قرص كاركن دادهاند بهش تا اسم ما را بالا بياورد يا نه!