مراسم بزرگداشت كارگردان متعهد سينماي كشورمان با عنوان تجليل از هنرمند روزهاي آتش و خون و سردار بينشان ابراهيم حاتميكيا، دوشنبه شب با حضور تعداد زيادي از خانواده شهدا و برخي چهرههاي هنري كشور در كافه نخلستان سازمان هنري رسانهاي اوج برگزار شد. اين آيين باشكوه در فضايي معنوي يادآور روزهاي حماسه و خون در دوران دفاع مقدس و به ميزباني جمعي از فرزندان شهدا برگزار شد.
در اين مراسم جمع كثيري از فرزندان شهدايي همچون عباس كريمي، كلاهدوز، همت، دستواره، كشوري، كلهر، يزداني، رستگار، نامجو، شاهمرادي، سالاريپور، جولايي، وراميني، زينالدين، بروجردي، طباطبايينژاد، مُدق، ترابيان، آبشناسان، كاوه و. . . در اين مراسم حضور داشتند. در اين مراسم فرزندان شهدا كه ابراهيم حاتميكيا را عموي خود خطاب كردند با گفتن سخناني از تلاشهاي خستگيناپذير اين كارگردان نام آشناي سينماي كشورمان تقدير كردند. سليمه رودكي، فرزند دريادار شهيد «عباس رودكي» كه به عنوان مجري، اجراي مراسم را بر عهده داشت، متن بسيار زيبا و پراحساسي را در خصوص خاطراتش از تماشاي از كرخه تا راين حاتميكيا همراه با پدر شهيدش براي حاضران در جلسه خواند و پس از خوانش اين متن احساسي، كليپ بسيار ديدني همراه با متني زيبا (ديالوگهاي برخي از كاراكترها) از كارهاي دفاع مقدسي حاتميكيا پخش شد. در ادامه اين مراسم همسر شهيد تهرانيمقدم با حضور در پشت تريبون گفت: احساس من از ابتداي اين جلسه اين بود، سفرهاي كه امشب پهن شده سفره ويژه شهدا است، وقتي خانواده معظم شهدا به خصوص خانواده آنها در اين جمع حضور دارند، احساس من اين است كه حتماً شهدا هم حضور دارند.
اما يكي از بهترين بخشهاي اين مراسم زماني بود كه فرزند شهيد «علي كشوري» براي سخنراني پشت تريبون قرار گرفت. فرزند شهيد كشوري خطاب به حاتميكيا گفت: از ايشان تشكر ميكنم به خاطر اينكه در بين فرزندان شهدا حضور دارد، اما چرا اين قدر دير! من از آنجايي كه در دانشگاه، هنر خواندهام، دلم ميخواهد كساني كه مثل شما آثار دفاع مقدسي ساختهاند، تصور نكنند كه دفاع مقدس ديگر تمام شده و بايد «دعوت» بسازند! من فيلم «چ» شهيد چمران را نديدم و حتي شهيد كشوري را هم نديدم چراكه شهيد كشوري در عمليات پاوه و حصر آن حضور داشت. اين موضوع را دوست دارم به عنوان يك فرزند شهيد از من بشنويد.
پس از اتمام صحبتهاي چند فرزند شهيد ديگر، نوبت به ابراهيم حاتميكيا رسيد تا در مقابل سؤالاتي كه درباره برخي آثار او مطرح شد، پاسخي بدهد. حاتميكيا خطاب به فرزندان شهدا گفت: عزيزان ما همان موقع قرارمان اين نبود كه در اين مسير بياييم و عشق سينما ما را به اين عالم نكشيده بود و خيلي سينما مسئله من نبود، من خوشحالم كه شما در صحبتهايتان حرمت نگه ميداريد و با اشارات ظريفي از فيلمهايي(دعوت و گزارش يك جشن حاتمي كيا) كه شايد دوست نداريد صحبت ميكنيد. خيلي خوشحالم كه فرزند شهيد كشوري فيلمساز است و خيلي اميدوارم تا زنده باشم و فيلمهاي ايشان را ببينم.
شما راست ميگوييد واقعاً دير هنگام اين نشست شكل گرفته اما من بيتقصيرم. خيلي از حرفها و حرفهاي بسيار عميقي را ميشود از درون همين خانوادههاي انقلابي زد اما فكر ميكنم لايههاي تكراري و ديكته شده جلوي آنها را ميگيرد. حاتميكيا در پايان خاطر نشان كرد: من خيلي جرئت كردم كه در مورد شهيد چمران فيلم ساختهام و اصولاً وقايعي در انقلاب رخ داده كه بسيار پيچيده است. من سعيام را كردم و تيرم را رها كردم «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَـكِنَّ اللّهَ رَمَي/و آن گاه كه تو (به سوى آنها تير و سنگريزه) افكندى، تو نيفكندى و لكن خدا افكند (تا دشمن را مغلوب نمايد)» اما نميدانم چه اتفاقي ميافتد و شما من را كمك كنيد، خدا نكند كه من در بستر عافيت بميرم و اصلاً قرار ما هم اين نبود. نسلي كه با دست خالي در عمليات «بيتالمقدس» بدون اسلحه جنگيد و به ميدان رفت و عمليات «بيت المقدس» را توانست فتح كند، من بايد از آنها حرف بزنم و اگر قرار است وقت من تمام شود، خدا كند سر صحنهاي باشم كه پيش شما شرمنده نباشم و اميدوارم نفسهاي شما مسيري را كه من پيش ميروم، مطهر كند. در خاتمه اين مراسم بخشهايي از پشت صحنه فيلم سينمايي «چ» براي حاضران در جلسه به نمايش درآمد.