پيوندي كه با گذشت زمان عميقتر هم ميشود، صحبت از پيوند سياست و فوتبال است و مديراني كه با رانت سياسي و از كانالهاي قدرت به صندلي مديريت استقلال و پرسپوليس ميرسند. محمد رويانيان آخرين دست از اين مديران است كه از سياست وارد دنياي فوتبال شد؛ مديري كه قبل از چرخاندن قفل كليد اتاق مديرعاملي پرسپوليس در ساختمان خيابان سئول با فوتبال و كلاً ورزش ميانهاي نداشت اما مأموريت يافته بود پا به ورزش بگذارد. حضور در تيم بزرگي مانند پرسپوليس و آن هواداران ميليونياش و شهرتي كه ميتوانست براي مدير آن به بار بياورد رويانيان را هم مانند قبليها قلقلك داد تا بله را بگويد و در ميداني وارد شود كه شناختي از آن ندارد. حالا با رفتن رويانيان در گزارش نقبي زدهايم به گذشته و نحوه ورود آن دسته از مديران استقلال و پرسپوليس كه مانند رئيس سابق ستاد سوخت و پليس 110 از دنيايي غيرفوتبالي وارد فوتبال شدهاند.
امير عابديني
اگر چه گفته ميشود با تأسيس تيم فوتبال پيكان در اواخر دهه 40 يكي از بازيكنان اين تيم بوده اما بيشتر از آنچه كه او به عنوان فوتباليست قديمي شناخته شود او را مديري ميدانند كه از كانال سياست وارد ورزش شد و سالها مديرعامل پرسپوليس بود و چند ماهي هم بر صندلي رياست فدراسيون فوتبال تكيه زد. امير عابديني اوايل دهه 70 وارد مديريت فوتبال شد آن هم زماني كه در وزارت صنايع و معادن يكي از مديران نزديك به محمدحسن محلوجي وزير وقت دولت هاشميرفسنجاني بود. عابديني كه در دولت آيتالله خامنهاي استاندار خراسان و لرستان بود در دولت سازندگي پس از واگذاري امتياز باشگاه پرسپوليس به وزارت صنايع و معادن با توجه به رابطه نزديكي كه با محلوجي داشت سال 72 به عنوان مديرعامل پرسپوليس منصوب شد. او تا سال 79 در اين پست باقي ماند.
علي فتحاللهزاده
گفته ميشود پيش از ورود به عرصه مديريت ورزش، خبرنگار بوده است. او در يكي از مصاحبههايش اين طور آن روزها را روايت كرده بود: «از سال ۶۱ در روزنامه اطلاعات شاگرد حاج آقا دعايي بودم. بالغ بر ۱۵ سال سرمقاله مجله جوانان را مينوشتم. يكسري مقالات سياسي بنده نيز در روزنامههاي كيهان و اطلاعات به چاپ رسيده است. آن زمان جنگ بود و مسائل جنگ را بهخوبي تحليل ميكردم.» او هم ابتداي دهه 70 و سهسال بعد از عابديني بود كه مديرعامل استقلال شد. رابطه خويشاوندي او با علي آقامحمدي رئيس وقت شوراي عالي امنيت ملي كه رئيس هيئت مديره باشگاه استقلال هم بود سبب شد تا حكم مديرعاملي استقلال به نام فتحاللهزاده بخورد. البته او در مصاحبهاي اين را تكذيب كرده بود: «آقاي آقامحمدي دايي خانومم است اما صراحتاً ميگويم كه ايشان تا به امروز هيچ حمايتي از من نكردهاند. حاج آقا براي برادر و خواهر خودش هم كاري نميكند، چه برسد به من! خيليها فكر ميكنند آقامحمدي مرا مديرعامل استقلال كرد اما بايد بگويم ميرولد و ايرواني بيشترين نقش را در مديرعاملي من داشتند.»
محمدحسين قريب
محمدحسين قريب تا پيش از ورود به استقلال يكي از فعالان اقتصادي و عرصه صنعت بود كه سابقه فعاليت در نهادهاي نظامي مانند سپاه را داشت. او را هم بايد در رديف مديراني قرار داد كه سياست پاي او را به فوتبال باز كرد. او سال 82 جانشين علي فتحاللهزاده شد. قريب فرمانده يگان مهندسي در جنگ و حضور در ستاد اجرايي فرمان امام را در سوابق مديريتياش داشت و سال 82 اولين تجربه مديريتياش در ورزش بود؛ تجربهاي كه البته در آن موفق بود و استقلال در زمان مديريت او قهرمان ليگ شد. البته او سال 84 با روي كار آمدن دولت احمدينژاد براي دومين بار به مدت يك سال مديرعاملي استقلال را بر عهده گرفت.
اكبر غمخوار
او هم ميانهاي با ورزش نداشت و حتي وقتي سال 81 به عنوان مديرعامل پرسپوليس انتخاب شد اطلاعات محدود فوتبالي داشت. او فرمانده لجستيك سپاه در زمان جنگ بود، طوري كه هاشميرفسنجاني در كتاب خاطرات سال 67 به عنوان«پايان دفاع آغاز سازندگي» نام او را در خاطره 22 خرداد 67 آورده است: «شب آقايان [اكبر] غمخوار [مسئول لجستيك قرارگاه نوح ] و [محمود] احمدپور [معاون وزير سپاه] و ايران خواه آمدند. گزارش خريد و توليد مهمات را دادند و از كمبودها و مشكلات كه كار را كند كرده و اكنون هم كمبود مهمات داريم و از استقبال اخير چين و كره شمالي براي فروش سلاح و لزوم جدي گرفتن آنها گفتند.» غمخوار با حكم مهرعليزاده به باشگاه پرسپوليس رفت و دوران مديريتش تا تابستان 83 ادامه داشت.
مقداد نجفنژاد
فرمانده سابق سپاه بابلسر كه سابقه نمايندگي مردم اين شهر را در مجلسهاي پنجم، ششم، هشتم و نهم دارد هم يكي ديگر از سياسيوني است كه با توجه به رابطههاي سياسي وارد ورزش شد. او كه گفته ميشود يكي از حاميان سرسخت محمود احمدينژاد در انتخابات 84 بود سال 85 با به عنوان مديرعامل استقلال منصوب شد، آن هم در حالي كه اطلاعات او از باشگاه بزرگي مانند استقلال در حد صفر بود. ماجراي حذف استقلال هم به دليل ارسال دير ليست بازيكنان به afc در زمان او اتفاق افتاد؛ اتفاقي كه سبب شد او تحت فشار استعفا بدهد. از بياطلاعي او از فوتبال همين بس كه در مراسم معارفهاش، حسن روشن پيشكسوت باشگاه استقلال را نشناخته بود و در نامهاي به دبيركل فوتبال آسيا سابقه استقلال را به جاي 61 سال، 50 سال عنوان كرده بود.
حبيب كاشاني
او هم جزو مديراني بود كه به دليل نزديكي با محمود احمدينژاد در باشگاه بزرگي مانند پرسپوليس مديرعامل شد. حبيب كاشاني با سابقه سه دوره حضور در شوراي شهر تهران و چندين سال فرماندهي حوزه بسيج در غرب تهران و مديريت مجموعه آموزشي پسرانه هما، سال 87 با توجه به ارتباطش با دولت وقت جانشين محمدحسن انصاريفرد شد. مديريت او در اين دوره يك سال بيشتر دوام نياورد و پس از قهرمان شدن پرسپوليس در ليگ هفتم از سمت خود استعفا داد. كاشاني در مهر 88 نيز به عنوان سرپرست باشگاه پرسپوليس منصوب شد و تا آمدن رويانيان يعني نيمه دوم سال 90 در اين پست فعاليت كرد.