اولين مسئلهاي كه بعد از شنيدن كلمه «روابط بينالملل» به ذهن ميرسد، روابط بينالدول است، يعني ارتباط بين كشورها، اما اين همه مسئله نيست و از سوي ديگر تقريباً اصلاً منظور اين نيست، يعني رشته روابط بينالملل با روابط بين كشورها چندان مرتبط نيست و بيشتر به مسائل برآمده از روابط ملتها و دولتها سروكار دارد، يعني مسائلي كه جنبه جهاني دارد، همچون اقتصاد بينالملل، سياست بينالملل، حقوق بينالملل، سازمانهاي بينالمللي و... البته نظريات روابط بينالملل نيز خود يك مسئله حائزاهميت در اين رشته ميباشد.
اين رشته با كشور خاصي درگير نيست و جز در يك مورد درس اختياري با سياست خارجي نيز ارتباطي ندارد، البته اين رشته زيرمجموعه علوم سياسي محسوب ميشود و در ايران صرفاً در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا ميباشد، از اين رو شايد بتوان گفت بسياري از پيشنيازهاي مقطع كارشناسي ارشد روابط بينالملل در مقطع كارشناسي علوم سياسي عنوان شده است، مثل مسائل توسعه، تاريخ روابط بينالملل، كليات حقوق بينالملل، سياست خارجي دولتهاي بزرگ و. . . از دروسي هستند كه از پايههاي رشته روابط بينالملل ميباشد.
بايد توجه داشت اين رشته، رشتهاي امريكايي و انگليسي است و عمده دانشگاههاي امريكايي و انگليسي پرچمدار توسعه اين رشته هستند.
ضرورت و چرايي
مسائل اجتماعي طيف گستردهاي از موضوعات و چالشها را دربرميگيرد و از اين رو حجم مطالعات اجتماعي نيز روبه افزايش گذاشته است و رشتههاي مختلف علوم انساني به دليل گستردگي مسائل و چالشهاي اجتماعي پديد آمده است. علوم سياسي نيز به عنوان يك زيرمجموعه از علوم انساني خود متشكل از هزاران موضوع و سرفصل مطالعاتي ميباشد. از مطالعات دولت گرفته تا مطالعات سازمانهاي بينالمللي و از روانشناسي سياسي گرفته تا سياستگذاري عمومي.
روابط بينالملل را بايد زاييده نياز به تخصص دانست. با پديدار شدن دولتهاي ملي و ايجاد مرز و حاكميت ملي، روابط بينالملل يك امر واقع شد كه نياز به بررسي داشت. به اين ترتيب در سالهاي پس از جنگ جهاني اول اين رشته به طور رسمي متولد شد. به مرور با افزايش تعداد كشورها، ايجاد سازمانهاي بينالمللي، افزايش ارتباطات جهاني و همچنين موضوعات قديمي همچون جنگ و صلح، همه و همه به سؤالات پيش روي اين رشته افزود. اگر امروز بگوييم كه روابط بينالملل به علوم روابط بينالملل تبديل شده است، اغراق نكردهايم، مگر آنكه اين رشته را صرفاً به عنوان آشنايي با مسائل بينالمللي بدانيم.
آيا اين رشته يك رشته ضروري در كشور ماست؟ در چندين دانشگاه بزرگ در تهران و شهرستانها اين رشته در سطح مقطع كارشناسي ارشد و دكتری وجود دارد و دانشجو ميپردازد اما متأسفانه اين رشته نه در كارشناسي ارشد و نه در دكتری تخصصي نميشود، البته امروز رشتهاي همچون ديپلماسي و سازمانهاي بينالمللي (در دانشكده روابط بينالملل وزارت امورخارجه) و همچنين ديپلماسي تسليحات (دانشگاه مالك اشتر وزارت دفاع) وجود دارند كه متناسب با نيازهاي اين دو ارگان مجزا شدهاند. با اينكه اساتيد محترم گروههاي روابط بينالملل امروز بيش از پيش به سمت تخصصي شدن رفتهاند اما همچنان ما حتي در دانشكده روابط بينالملل وزارت خارجه فاقد تخصصهاي مختلف در حوزه روابط بينالملل هستيم. رشتههاي اقتصاد سياسي بينالملل، امنيت بينالملل، مطالعات سياست خارجي و انرژي از جمله مسائلي است كه كشور ما نيازمند آن است و ما خلأ تربيت افراد در اين موضوعات را داريم. اين مسئله نشان ميدهد اين رشته متناسب با ضروريات كشور ما نبوده است. چالشها در روابط بينالملل به جز حوزه نظريات، تخصصي ميباشند و فردي با تواناييهاي يك فارغالتحصيل رشته روابط بينالملل چندان كارآمد در اين حوزهها نيست و اين تخصص يا به صورت علايق فردي يا طرق ديگر حاصل ميشود. اين مسئله زماني حادتر ميشود كه در دوره دكتري نيز از تخصصي شدن خبري نيست و حتي كنكور دكتري اين رشته مشترك با ديگر گرايشهاي علوم سياسي ميباشد و منابع نيز اكثراً متعلق به رشتههاي علوم سياسي است. شايد يكي از مشكلات اصلي در حوزه روابط بينالملل اين است كه مسير ارگانها و نهادهاي دولتي و بعضاً غيردولتي در حوزه بينالمللي با مسير دانشگاه در اين رشته فاصله دارد، يعني هيچ ارتباط معناداري وجود ندارد مگر به اتفاق و تصادف يا علاقه. حوزه روابط بينالملل نياز به تجربه عملي دارد و صرف كنكور دادن و مقاطع مختلف را پشت سر هم پيمودن در نهايت استاد دانشگاه در اين رشته شدن نميتواند واقعيات روابط بينالملل را بنماياند تا آن استاد آن را به دانشجو بياموزد، و به دليل ماهيت دولتي روابط بينالملل در كشور ما نيازمند كانال دوسويه براي تجربه و علمآموزي در اين رشته ميباشد؛ كانالي كه امروز به ندرت در دانشگاه پيدا ميشود.
نهادها و سازمانهاي مختلفي در كشور هستند كه در حوزه روابط بينالملل در راستاي پژوهش هزينه ميكنند. بسياري از تحقيقات موازي، ناكارآمد، تكراري و بدون تطبیق با نيازهاي كشور است. بخش عمدهاي از تحقيقات در اين حوزه در دانشگاهها و پاياننامههاي دكتری و كارشناسي ارشد صورت ميگيرد اما از اين پتانسيل در حد بسيار ضعيفي در راستاي دغدغهها و نيازهاي كشور استفاده ميشود. امروز كشور ما درگير بحث تحريم ميباشد اما چه مقداري از توليدات دانشگاههاي ما در اين حوزه به توليد ادبيات و ارائه راهكار پرداختهاند؟
اين رشته بيشتر ماهيتي دولتي دارد، يعني از كارمند وزارت خارجه تا حتي هيئت علمي دانشگاه نيز كارمند دولت محسوب ميشوند و عملاً درآمدزايي غيردولتي در اين رشته به جز كار در حوزه روزنامهنگاري بسيار سخت است، آن هم به شرطي كه روزنامهنگاري را بتوان غيردولتي محسوب نمود. شايد بتوان سه شاخه عمده براي اين رشته متصور شد: دولتي ديپلماتيك، خبرنگاري و روزنامهنگاري، تدريس و پژوهشگري.
پژوهشگري در اين حوزه و ايجاد مراكز پژوهشي غيردولتي بسيار سخت و در صورت تشكيل نيز وابسته به دولت است، يعني مشتري پژوهشهاي شما خواهينخواهي دولت ميباشد.
يكي از مشكلات رشته روابط بينالملل عدمغناي منابع فارسي و عدمتوجه به زبانآموزي در اين رشته است. شايد بتوان گفت افراد زيادي در اين رشته، تسلط كافي به زبانهاي خارجي همچون انگليسي و عربي را ندارند و افراد مجهز به اين مهارت از فرصتهاي بيشتري براي كار برخوردار ميباشند.
كارآفريني در اين رشته را شايد تنها بتوان در حوزه روزنامهنگاري و ايجاد مراكز پژوهشي دانست كه تأمين مالي آن و كارآمدياش نيازمند تعامل خوب با بدنه ارگانهاي نظامي و دولتي است. اين رشته براي كشور ما كه اهداف فراملي و همچنين موانع بينالمللي بسياري دارد، حرف براي گفتن بسيار دارد، البته با اعمال اصلاحات و درگير شدن دانشگاه و نهادهاي مرتبط با دغدغههاي يكديگر. آنچه به عنوان ارتباط صنعت و دانشگاه در حوزههاي علوم پايه و فني- مهندسي مطرح ميشود، در اين رشته به عنوان رابطه دانشگاه و دولت مطرح است. رابطه ما با اقتصاد جهاني، تحريم، تعامل با كشورهاي اسلامي، تبليغ دين اسلام، دفاع از مظلومان و... همه مسائلي است كه در چارچوب رشته روابط بينالملل قابل طرح و پيگيري است.
*
كارشناس ارشد روابط بينالملل دانشگاه تهران