شرق و غرب عالم اين انقلاب را شناخته و زورگوهاي دنيا هم توقعشان را از جمهوري اسلامي كم كردهاند. ملتها و دولتهاي ضعيف با ضعف خود بزرگترين ضربه را به خودشان ميزنند. چنين ملتها و دولتهايي از طرف قدرتهاي بزرگ مورد ترحم قرار نميگيرند. قدرتهاي استكباري بايد بدانند انقلاب ما مانند صخره است و نميتوان به او ضربه زد و چيزي از او كاست. ما بايد اين اقتدار و ابهت را حفظ كنيم. اميد ملتهاي مسلمان به انقلاب و جمهوري اسلامي به خاطر همين صلابت است.»
رهبر معظم انقلاب حضرت آيتاللهالعظمي خامنهاي (دام ظله)
حفاظت از انقلاب اسلامي از همان ساعات ابتدايي پس از تسخير پادگانها و پاسگاهها در عصر 22 بهمن 1357 به دغدغه اصلي انقلابيها تبديل شد؛ انقلابي كه سران كشورهاي غربي كه در گوادلوپ گرد هم آمده بودند نميتوانستند تبعات آن را تحليل كنند. سران حزب كمونيست شوروي نيز گرچه اميد فراواني به حزب توده و چريكهاي فدايي خلق داشتند اما سرويسهاي اطلاعاتي آنان اين جمعبندي را كه رهبر انقلاب اسلامي و مشاور ارشدش مرتضي مطهري مخالفتي به سختي «نه غربي» با ماركسيستهاي حاكم بر مسكو دارد، به آنها اعلام كرده بود. از سوي ديگر سلطنتطلبان و افسران ارشد رژيم پهلوي گرچه در امواج سهمگين مردمي مضمحل و سرگردان شده بودند اما وجود شبكههاي مسلح و ميليونها دلار پول سبب شده بود تا انقلابيون آنها را دشمن بالفعل انقلاب تازه به ثمر رسيده بدانند. گروهكهاي چنددهنفره نيز در بدو پيروزي انقلاب توانسته بودند با استفاده از خروش مردم و نابودي ساختار نظامي به جذب نيروهاي پاكباخته و انبار كردن اسلحه اقدام كنند. گروه فرقان(1) شاخصترين اين گروهها بود. نيروهاي مذهبي كه گرداگرد امام خميني جمع شده بودند، روايتهاي عجيبي از برخورد با سازمان مجاهدين داشتند و حتي پيش از پرواز انقلاب در 12 بهمن، مسئله حفاظت از امام خميني مطرح شد. دو گروه چشم در چشم هم به خاطرات زندان اوين فكر ميكردند. اعضاي خط امام اجازه ندادند مجاهدين خلق گرداگرد امام خميني حلقه زنند. استاد شهيد مطهري در تماس با پاريس به سيداحمد خميني گفت:«اگر مجاهدين خلق باشند ما نيستيم!» در ادامه دغدغه نسبت به گسترش اين سازمان سبب ائتلاف گروههاي هفتگانهاي شد كه تقريباً تنها وجه اشتراكشان مخالفت و دشمني با سازمان مجاهدين خلق بود. به هر روي انقلابيون در بدو پيروزي دريافته بودند نيازمند يك نيروي انتظامي براي برقراري نظم، يك گارد انقلاب براي بحرانهاي منطقهاي و شهري و يك سازمان اطلاعات حداقلي براي تمشيت امور ضدجاسوسي و نگهداري و بازيابي اسناد بهجا مانده از ساواك هستند اما تشتت فراوان انقلابيون كه در آنها از ابراهيم يزدي تا محمد منتظري يافت ميشد، سبب شد تا تشكيل و راهاندازي همين نهادهاي انقلابي ضروري موجب بحرانهاي بزرگي شوند. از سوي ديگر سرنوشت ارتش كه مهمترين منبع مشروعيت رژيم گذشته بود نيز به محل بحث و درگيري نيروهاي مؤثر در انقلاب تبديل شده و اتفاقاً چند روزي از پيروزي نگذشته بود كه درگيري ارتش با تجزيهطلبان در سنندج به نشانهاي براي سخت بودن كار حفظ نظام تبديل شد. آنچه در اثر «صخره سخت» ميخوانيد روايتي از نقشآفرينان تأسيسگر نهادهاي امنيتي در انقلاب اسلامي است. در اين روايتها تلاش شده است وجهه واقعي جدالهاي دروني بر سر ايجاد نهادهاي نظامي و امنيتي نمايش داده شود، البته بحث پيرامون خدماتي كه اين نهادها به انقلاب نوبنياد اسلامي كردند در اين مجال نميگنجد كه شهداي گلگونكفن اين نهادها خود نشانه خدماتشان به امنيت و ثبات كشور است. همچنين در اين كتاب گذري به درگيريهاي مهم پس از پيروزي انقلاب اسلامي داريم، اگر چه شرح اين بحرانها، رشادتها و فداكاريهاي جوانان انقلابي پاسدار و ارتشي در پاسداشت تماميت ارضي ايران اسلامي نيازمند دهها جلد كتاب است. اين كتاب انشاءالله قرار است نقطه آغاز مجموعهاي از تأليفات پيرامون تاريخ انقلاب اسلامي در سالهاي 1357 تا 1360 باشد و به ياري خدا كتاب پيش رو فتح بابي براي نگارش كتابهايي درباره عملكرد سازمان مجاهدين خلق به عنوان مهمترين سازمان ضدامنيتي در جمهوري اسلامي، درگيريهاي منطقهاي مانند كردستان و سير رويدادهاي سياسي و امنيتي در سال 1360 به عنوان مهمترين و بحرانيترين سال تاريخ انقلاب اسلامي باشد.
گر بمانديم زنده، بردوزيم
جامهاي كز فراق چاك شده
ور بمرديم، عذر ما بپذير
اي بسا آرزو كه خاك شده
پينوشت:
(1) درباره عملكرد و اسناد گروه فرقان ميتوانيد كتاب «تركيب التقاط و ترور» را كه توسط نگارنده تدوين و به همت مركز اسناد انقلاب اسلامي چاپ شده است، مطالعه كنيد.