کد خبر: 630854
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۵ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۷
گفت‌وگوي «جوان» با ناصر طاووسي، استاد خوشنويسي
ناصر طاووسي دانش‌آموخته حوزوي است كه 20 سال سابقه فعاليت هنري در عرصه خوشنويسي دارد و استاد درخطاطي نسخ، ثلث و تاحدودي مسلط به نستعليق نويسي است
معصومه طاهري
ناصر طاووسي دانش‌آموخته حوزوي است كه 20 سال سابقه فعاليت هنري در عرصه خوشنويسي دارد و استاد درخطاطي نسخ، ثلث و تاحدودي مسلط به نستعليق نويسي است. وي در جشنواره‌هاي متعدد ملي و بين‌المللي حضور داشته و حائز رتبه‌هاي خوبي هم شده است ازجمله كسب رتبه اول در جشنواره خليج فارس، جشنواره كاتبان قرآن درشيراز، مقام دوم جشنواره وقف چشمه هميشه جاري و... اين هنرمند متعهد اعتقاد دارد هنر خوشنويسي داراي بن‌مايه‌هاي معنوي وعرفاني است كه آن را ارزشمند وقدسي كرده و نبايد به آن تنها نگاهي دكوري و تزئيني داشت و براي همين دركارنامه كاري خود چندين مورد دعاي كميل، منتخب مفاتيح، زيارت عاشورا، ياسين و. . . را هم دارد كه به زيبايي آنها را كتابت نموده است. فرصتي دست داد تا با وي در حوزه هنر خوشنويسي گپ‌وگفتي داشته باشيم.

چرا اصولاً اغلب اهالي هنر دراين عرصه‌ها با رسانه‌ها ارتباط كمرنگ وضعيفي دارند و به نوعي گوشه انزوا و تنهايي را ترجيح مي‌دهند؟
اين به‌خاطر آن است كه هنر واقعي چنين خصيصه‌اي دارد. در حقيقت كار هنري نياز به فضاي آرام و يك خلسه دارد. اين خلسه با شلوغي و جنجال درمنافات است. كار حرفه‌اي انجام دادن جز در سايه آرامش و خلوت‌گزيني براي اهالي هنر امكانپذير نيست در غير اين صورت كار بازاري توليد مي‌كنيم كه ديگر آن كارهنري نيست. از قديم‌الايام هم همين‌طور بوده، به‌خاطر اينكه هنر و حالا خوشنويسي كه خودم در آن فعاليت دارم هم يك كار تكنيكي است و هم ‌ شأن و صفايي را دارد كه خيلي مهم‌تر از تكنيك است. ممكن است تكنيك را بدانيم اما آن حس هنري جز با كناره‌گيري ازهياهوي رسانه‌اي ايجاد نمي‌شود. عيار كار در اين شأنيت به دست مي‌آيد. روايت است روزي كسي از امام صادق (ع) سؤال كرد چه كنم تا پيشرفت داشته باشم. ايشان فرمود از مردم كناره‌گيري كن. گفت خيلي مي‌خواهم پيشرفت داشته باشم. امام فرمود ازدوستان كناره‌گيري كن. البته اين كناره‌گيري به معناي نداشتن صله‌رحم نيست بلكه موقع خلق يك اثر هنري بايد از ديگران كناره كنيم.

پس تشخيص سره از ناسره هنر چگونه صورت مي‌گيرد؟
تا خود انسان به هنرآشنا نباشد نمي‌تواند تشخيص بدهد كه كدام هنراصل است و كدام فرع يعني تا افراد ازمسائل هنري و معنوي هنرشناخت نداشته باشند امكان تشخيص ندارند. هنرخوشنويسي از ازل قدسي بوده است. اخيراً روايتي شنيدم كه جبرئيل براي حضرت زهرا(س) لوح سبزرنگي ‌آورد كه اسامي امامان در آن نوشته شده و الان هم در دست امام زمان است. اين مسلماً به بهترين خط بوده. پس وقتي بهترين نزد خدا موجود است مي‌توان گفت خوشنويسي قدسي است. ما خوشنويسان بايد به آن خط اصلي نزديك شويم و شأن و صفاي كار هنري خودمان را بالا ببريم.

مي‌توان گفت ماندگاري آثار هنرمندان قديمي كه عمدتاً بر سر درمساجد و بناهاي اسلامي است به دليل وجود همين مسئله است؟
صددرصد همين‌طور است. آنها تمام هنرشان همراه معنويت بوده است براي همين هم همچنان به دل هربيننده مي‌نشيند. وقتي هنرمند با خدا ارتباط برقرار مي‌كند اثرش ماندگار مي‌شود. ما معماران زيادي داشتيم ولي همه آنها ماندگار نشدند. محال است كاري ماندگار باشد اما با خدا ارتباط نداشته باشد.

علما و بزرگان هم به نوعي با خط و خوشنويسي عجين بودند؟
بله، علمايي چون علامه طباطبايي هم عالم بود و هم خوشنويس و خط را خوب مي‌شناخت يا ميرعماد كه مي‌گويند شخصي در قهوه‌خانه نشسته بود ميرعماد از آنجا رد شد او را ديد و پيش خودش گفت ميرعماد حالات معنوي دارد اگر راست باشد بيايد اينجا و بفهمد كه من چه مي‌گويم با من چاي بخورد تو همين فكرها بود كه درباز شد و ميرعماد آمد نشست كنار او گفت اين چايي‌ها همه جا هست بلند شو بيا پيش من چيزهايي به تو ياد بدهم كه همه جا گير نمي‌آيد.
با توجه به اين سابقه درخشان، امروز هنرمندان خوشنويس در چه وضعيتي قرار دارند؟
مي‌خواهند مدرن شوند. اغلب دوست دارند ظاهرشان را شيك وهنري كنند اما ذات اصلي را نمي‌شناسند و درست نمي‌كنند به‌همين خاطر پسرفت داشتيم و خوشنويسي از زمان صفويه به اين طرف معنويتش به نسبت كم شده است.
به نظر شما علت اين خلأ چيست به كم كاري استادان برمي‌گردد يا كوتاهي شاگردان؟
زمانه اينطوري است. امروز مشت نمونه خروار است معنويت دير به دست مي‌آيد. شايد معنويت درفضاي سينمايي چندان احتياج نيست تا يك بازيگر به عيار بالاي معنوي برسد كه البته به‌نظرم آن هم لازم است چون مي‌خواهد به‌عنوان يك هنرمند عرض اندام كند اما يك خوشنويس چون كارش با خدا و پيامبر است بايد معنويت در رأس كارش باشد، درونش را هم معنوي كند و ظرفيت وجودش را بالا ببرد.

آيا اين ضعف به سيستم آموزشي ما برمي‌گردد؟
بله به سيستم آموزش و پرورش ما هم مرتبط است، ديگران هم اثر دارند و فرهنگ غربي هم مؤثر است و از همه مهم‌تر كم كاري خود ما هم بي‌تاثير نيست.
اين روزها تشخيص هنرمند اصيل سخت است تعريف شما از هنر وهنرمند چيست؟
هر هنري داراي يك مرجع است درغير اين صورت سره از ناسره قابل تشخيص نيست. من اگر دركار خوشنويسي مرجع نداشته باشم ديگران نمي‌توانند تشخيص بدهند كه كدام كارم خوب است يا كدام بد. معمولاً چون به هنر بهايي داده نمي‌شود مرجعي ندارد براي همين هم تشخيص اصل از فرع سخت است و اجازه داده مي‌شود تا هر چيزي به نام هنر وارد دنياي هنري شود.

نقش رسانه‌ها را در اين امر چقدر مؤثر مي‌دانيد؟
رسانه‌ها خيلي تاثيرگذار هستند اما بعضاً خود متوليان رسانه، متخصص وكارشناس نيستند. براي مثال شبكه سلامت برنامه پخش مي‌كند و درآن خوشنويس مي‌آورد تا گوشه صحنه بنشيند و خطاطي ‌كند. در يك برنامه پزشكي براي قشنگي دكور خوشنويس بياورند!  اما هيچ وقت برنامه‌اي نبوده كه تنها مختص هنر باشد تا زيربنايي هنر را معرفي كند. برنامه‌هايي داريم ولي يك استاد درجه سه كه خوشنويسي تخصص دوم و سوم او است و از سرتفنن كار مي‌كند را مي‌آورند تا آموزش بدهد براي اينكه تهيه كننده برنامه ناشي است وتخصص ندارد. در صدا و سيما كارگردان خوبي است كه مي‌خواهد براي جذب من خوشنويس كاركند درصورتي‌كه روي اين كار شناختي ندارد. بيشتر نگاه دكوري و تزئيني است تا هنري.

شما چه راهكار پيشنهادي داريد؟
بايد از متخصص و استاد اين هنر استفاده شود تا زيبايي بصري ومعنوي خوشنويسي را به مخاطب نشان بدهيم اينكه خوشنويس چه سابقه درخشاني داشته است.
چقدر جوانان به اين هنر علاقه دارند و براي آنها فضا وجود دارد تا وارد كار شوند؟
نيروهاي جوان ومستعد زيادي داريم ولي چون بازدهي ندارد بعد از يك مدت كار را كنار مي‌گذارند و به كارديگري مشغول مي‌شوند چون به‌عنوان يك شغل به خوشنويسي نگاه نمي‌كنند. يادم است وقتي مي‌خواستم زن بگيرم گفتند چه كاره‌اي؟ گفتم خوشنويس. گفتند مي‌دانيم خوشنويس هستي كارت چيست. از قديم اين تفكر بوده است كه خوشنويسي را شغل نمي‌‌دانستند. براي اينكه درآمد‌زايي نداشته و بهايي به آن داده نمي‌شد.  امروز در تمام جشنواره‌ها خط نسخ و ثلث استفاده مي‌شود كه از خطوط قرآني است و كمتر از همه هم به آن بها مي‌دهند با اينكه مملكت ما اسلامي است.

چرا؟
براي اينكه مسئول فلان جشنواره نستعليق‌نويس است و از نسخ وثلث خوشش نمي‌آيد و نگاه سليقه‌اي به‌كار دارد. وقتي هم كه با آنها حرف مي‌زنيم مي‌گويند زبان فارسي است با نستعليق گرايش بهتري داريم. زيارت عاشورا مي‌نويسيم مي‌گويند نه برويد يك شعر حافظ بنويسيد. براي اين است كه متصدي كار اصلاً شناختي با اين موضوعات ندارد. تخصص ندارد و عقيده‌اي به اين امور ندارد. جايگاهي كه دريافت كرده براي اين‌كارمناسب او نيست. معمولاً دوستان و نزديكان معرفي مي‌شوند متخصص معرفي نمي‌شود و باند بازي زياد است.

در وادي هنر هم شاهد اين باندبازي‌ها و رابطه‌ها هستيم؟
خيلي بدتر ازجاهاي ديگر همين وادي هنر است و هميشه هم همين‌ اوضاع حاكم بوده است. در انجمن خوشنويسان يك زيارت عاشورا نوشته نمي‌شود. اين همه سفارش كار دادند كدام يك از اينها سفارش نوشتن يك مفاتيح بوده است؟! اگرهم به استادي سفارش قرآن يا يك متن ديني داده شده طرف انجمن نبوده و ارتباطي با انجمن نداشته است بلكه از طرف سازماني يا شخصي بوده كه هيچ ربطي به انجمن نداشته است. كارهاي قدما كه چاپ مي‌‌شود آنهايي كه مذهبي است از طرف آستان قدس رضوي بوده و آنهايي كه اشعار و قطعات ادبي است انجمن چاپ مي‌كند.

آيا تا به حال به اين روند انتقادي هم داشتيد؟
بله هميشه. يك بار به استاد اميرخاني گفتم چرا به نسخ و ثلث بهايي داده نمي‌شود. براي مثال در جشنواره‌ها به نستعليق هشت تا جايزه مي‌دهند براي ثلث ونسخ سه تا جايزه در نظر مي‌گيرند درصورتي‌كه اين خط اسلامي است. گفتند برو هر وقت كارهايت را آوردي بيا انتقاد كن. در صورتي‌كه اگر كارهاي نسخ وثلث با وجود اهميت كمتراست براي تبليغات كم است، انجمن خوشنويسان را بايد انجمن نستعليق‌نويسان اسم گذاشت براي اينكه وقتي وارد آن مي‌شويم مي‌خواهند تا نستعليق بنويسيم و آن را بايد بلد باشيم اما اگر به تركيه برويم خط نسخ و ثلث آنها بهتراست چون مثل ما خط اول و دوم نيست. در كشورما نگاه جدي و عميقي به اين خطوط قرآني و اسلامي نمي‌شود.

در كدام شهرها بيشتر خوشنويسي رواج دارد؟
بيشتر در شهرهاي تهران، ‌قم (نسخ وثلث)، قزوين (خط نستعليق و شكسته) دراصفهان هم بد نبوده است.
با توجه به اينكه ام‌القراي جهان اسلام لقب گرفتيم جايگاه ما در جهان چگونه است؟
درخوشنويسي هيچ جايگاهي نداريم. درنستعليق شايد تا حدودي حرفي براي گفتن داشته باشيم اما در سايرخطوط به دليل اينكه به آنها بهايي داده نشده حضوري نداشته‌ايم، مقصراصلي هم رئيس انجمن خوشنويسان كشوراست كه يكجانبه فعاليت داشته است. مشكل ما وزارت نيست. اخيراً كمي ذائقه خوشنويسي جوانان تغييركرده و گرايش به قدما ايجاد شده وگرنه قبل از اين منابعي براي كار نبود. استادان خوشنويس يك كپي به جوانان نمي‌دادند تا كار كنند و در دادن منابع به شاگرد خست به خرج مي‌دادند. اينها كه ادعاي دين دارند كپي به شاگرد براي تمرين نمي‌دادند اما درخفا خودشان دنبال ياد گرفتن هستند.
با اين اوصاف آينده خوشنويسي را چگونه مي‌بينيد؟
با همه اين كاستي‌ها آينده خوشنويسي خيلي خوب است. يكسري جوان آمده‌اند تا ان‌شاءالله ضعف‌ها و كمبودها را جبران كنند، آينده را روشن مي‌بينم. براي جوان امروز ميرعمادها شناخته شده‌اند و اين خوب است.


غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۱
....
|
VENEZUELA, BOLIVARIAN REPUBLIC OF
|
۱۹:۳۳ - ۱۳۹۲/۱۱/۰۹
0
0
...I am continuously browsing online for tips that can assist me. Thank you!m/
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار