
غائله الانبار كه وارد يك ماهگي خود شده، براي جامعه عراق يك نقطه عطف محسوب ميشود و از جمله اثرات بلافصل آن ميتوان به نزديك شدن قبايل سني به دولت و شفاف شدن مرز ميان سياستمداران حامي و مخالف تروريسم اشاره كرد.
آخرين گزارشها از عراق حاكي است كه طي همين چند هفته شكاف ميان شيعيان و سنيها كه خيليها سعي داشتند به طور تصنعي آن را بر جامعه عراق تحميل كنند، جاي خود را به شكاف ميان اقليت مخالف جريان سياسي عراق و اكثريت موافق داده است. اما در اين صفبندي جديد مسعود بارزاني رئيس منطقه خودمختار كردستان عراق به طور طبيعي بايد كنار دولت بغداد قرار بگيرد و در قبال تروريستهاي گروه دولت اسلامي عراق و شام موسوم به «داعش» موضع جدي اتخاذ كند، ولي در عمل اينگونه نيست. واضح است كه بحران الانبار كه روند سياسي و دموكراتيك عراق را نشانه رفته، به همان ميزان كه براي شيعيان يك تهديد محسوب ميشود، براي كردهاي شمال عراق نيز خطرناك است. براي اينكه علت ترديدهاي بارزاني و سكوت معنادار وي درقبال جنگ عليه تروريسم القاعده درالانبار درك شود، بايد به اختلافات جاري ميان بغداد و اربيل نظري بيندازيم؛ اختلافاتي كه كمكم دارد شكل مزمن به خود ميگيرد. اگر بخواهيم همه كشمكشهاي چند سال اخير دولت مركزي و منطقه خودمختار كردستان عراق را در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوييم كه اين اختلافات بر سر «نفت» و درآمد حاصل از آن است. در عراق علاوه بر مناطق جنوبي، در شمال اين كشور نيز ذخاير نفتي وجود دارد و سالها و بلكه دهههاست كه از منابع نفت كركوك دولت مركزي بهرهبرداري ميكند. ريشه اختلافات مرزي منطقه خودمختار و بغداد همين منابع است. دولت خودمختار كردستان عراق نسبت به اين منابع، خود را مالك ميداند و ميگويد براي توسعه و بازسازي منطقه، به درآمدهاي نفتي نياز دارد. به همين خاطر با فروش نفت توسط دولت مركزي و توزيع وجوه خزانه ملي (در شكل بودجه) مخالف است. در اين ميان، وجود كشوري نيازمند مثل تركيه، اربيل را بيشتر وسوسه ميكند. كردستان عراق و تركيه از لحاظ تجاري و اقتصادي مكمل هم هستند. دولت آنكارا به شدت به نفت نياز دارد و اربيل نيز به دنبال مشتري بدون دردسر و فوري براي نفت است. تركيه هم در مجاورت دولت خودمختار كردستان واقع است و هم وجوه را نقداً پرداخت ميكند. به همين خاطر دو دولت طي سالهاي اخير بارها بر سر نفت با هم مذاكره كردهاند و حتي به توافق رسيده بودند كه از ماه جاري صادرات نفت به تركيه آغاز شود. مسلم است وقتي مذاكرات تا به اينجا ميرسد، نشان ميدهد كه كار لولهگذاري براي انتقال نفت به انجام رسيده است. انتشار اين اخبار، واكنش شديد بغداد را به همراه داشت و موجب كدورت ميان اربيل و بغداد شد. دولت بغداد حتي آنكارا را تهديد و اعلام كرد اجازه پرواز هواپيماهاي مسافربري تركيه بر فراز خاك عراق را نميدهد. به هر حال سكوت اربيل در قبال ماجراي الانبار، دلخوري شديد بارزاني را آشكار ميكند. اگر تماس «جوبايدن» معاون رئيسجمهوري امريكا نبود، بارزاني حتي اظهارات نيمبند هفته گذشته خود عليه تروريسم را بر زبان نميآورد. شايد اگر پاي صحبت مقامات اربيل بنشينيم، حرفهاي زيادي براي گفتن داشته باشند و از محروميت تاريخي خود حرف بزنند و بگويند كه نه تنها از منابع نفتي عراق سهمي نداشتهاند، بلكه توسط دولت مركزي هميشه سركوب هم شدهاند. اما شايسته نيست افرادي مثل بارزاني يك بار ديگر دچار اشتباه تاريخي شوند. آنها بايد بدانند كه پول نفت به تنهايي نميتواند عامل توسعه باشد. در شرايط حاضر كه مناسبترين گزينه كردها دربغداد قدرت را در دست دارد و حتي پست رياست جمهوري عراق متعلق به آنهاست، سياستهاي واگرايانه اربيل چه بسا پيامدهاي ناگواري را در پي داشته باشد. لذا دور جديد تنش كردي- عربي نوعي فرصت سوزي است و به ضرر دو طرف تمام ميشود. تمايل دولت بغداد نيز اين است كه منافع دولت خودمختار را به بهترين وجه در نظر بگيرد و فقط نسبت به مناسبات مستقل اربيل و آنكارا حساس باشد.